آثار‌مرکز‌تحقیقـــات‌زن‌وخانـــواده


دوماهنامه علمیٰ فرهنگی و اجتماعی حوراء
دفتر مطالعات و تحقیقات زنان
شماره: 43 / 1391
سردبیر:
مدیر هنری: طراح جلد:
ویراستار: عکاس:
نشانی: تهران-بلوار کشاورز-خیابان نادری-کوچه حجت دوست-پلاک56-طبقه سوم
تلفن: 02188983028ایمیل: hora@awrc.ir
سخن نخست
نگاه ویژه/درباره تفکیک فضاهای آموزشی
دیدگاه/آموزش و جنسیت در کشورهای اروپایی
اشتغال زنان و تربیت فرزند
گفتگو/حجت الاسلام حسین بستان: سیستم آموزشی مان را با اهداف و ارزش های خودمان می سنجیم
دکتر سعید معیدفر: قبل از تصمیم گیری نیاز به اقناع عمومی داریم
گزارش/گزارش همایش تداخل اشتغال و تربیت در هامبورگ آلمان
گزارش هم اندیشی اقتصاد و جنسیت
گزارش هم اندیشی الهیات جنسیتی
ترجمه/نظریه های گفتمان به مثابه نظریه های جنسیت
واژه نامه/آموزش تک جنسیتی
کتاب/مسئله حجاب در جمهوری اسلامی
مسئله حجاب در غرب

سخنراني 
اشتغال زنان و تربیت فرزند
متن سخنرانی فریبا علاسوند در همایش تداخل اشتغال و تربیت فرزند
هامبورک/اکتبر 2012

تغییرات حقوقی در جوامع بویژه جوامع غیر‌اسلامی رژیم مالی خانواده را دچار تحول کرده است. در گذشته تفسیری از مسئولیت اداره خانواده در اکثر دکترین‌های حقوقی وجود داشت که بر مبنای آن مردان (پدران، شوهران) موظف به تأمین اقتصادی خانواده بودند اما امروزه الگوی رایج مدیریت خانواده در کشور‌های اروپایی «مدیریت اشتراکی» یا بنا به تعبیر گیدنز «دموکراسی مدیریت خانواده» است.در این الگو مسئولیت مالی بر دوش مرد و زن توزیع می‌شود.
 علاوه بر این مسئله، نظام مالیاتی در کشور‌ها از يک سو و نظام تربیتی که مبتنی بر خویشتن‌داری و قناعت نیست بلکه بر اساس اصل لذت‌خواهی استوار شده از سوي ديگر باعث گردیده هزینه‌‌های خانوار بالا رود. برای مثال اگر در گذشته تعداد فرزندان به اندازه‌ای بود که اعضا می‌توانستند اوقات فراغت یکدیگر را پر کرده و به صورت‌ قابل توجهی با بازی با یکدیگر به سبک‌های ساده دخترانه و پسرانه زمان را سپری کنند امروزه خانواده‌های تک‌فرزند یا کم‌فرزند ناچارند برای پر کردن اوقات فراغت فرزندان به ويژه با اهميت يافتن بيش از حد تفريح و سرگرمي در خارج از خانه، هزینه زیادی متحمل شوند.
از سوی دیگر خانواده تک شغله که شوهر در آن اقتصاد خانواده را اداره می‌کند از همسر و مادری بهره‌مند بود که می‌توانست با انجام بسیاری امور در خانه، ارزش‌های افزوده زیادی تولید کرده و خانواده را از هزینه‌های اضافي فرآوردن غذا، دوخت و دوز لباس‌ها و... معاف سازد اما با ورود زنان به عرصه کار، آنها دیگر زمانی برای انجام این امور ندارند. گفتني است اصولا دختران برای ایفای این نقش‌ها تربیت نمی‌شوند چرا که اولویت‌های دختران نیز تغییر کرده است. اولویت‌های دخترانه از تحصیل تا پاساژ‌گردی و تفریح‌های خیابانی طیف وسیعی از فعالیت‌های آنها را تشکیل می‌دهد که زمانی برای کسب مهارت‌های خانوادگي باقی نمی‌گذارد.
از سوی سوم جریان‌های فمینسیتی نظام ارزش‌گذاری اجتماعی را تغییر داده‌اند. کارهایی مانند مادری و خانه‌داری و نهاد‌هایی مانند ازدواجِ پایا بی‌ارزش قلمداد شده و در عین حال ارجحيت عرصه عمومی و زندگی اجتماعی با الزامات آن مانند کار، به ثروت و قدرت احترام و اهمیت زائد‌الوصفی بخشیده است. تمام این مسایل باعث شده که نقش‌های جنسیتی دستخوش تحولات جدی گردند و برآیند این تحولات اشتغال زنان را گریز‌ناپذیر کرده است.
در عين حال و در کنار تمام این تحولات، طبیعت تغییر نکرده است. هنوز مردان و زنان ازدواج می‌کنند و یکی از مهم‌ترین اهداف آنها هم زاد‌آوری و فرزند‌خواهی است. هنوز هم زنان مادری می‌کند و به حکم طبیعت بیش از همسرانشان اوقات خود را با فرزند سپری کرده و فرزندان هم به مادرانشان بیش از دیگران احساس وابستگی کرده و خواهان آن هستند که بصورت متمایز مورد حمایت و عاطفه مادری قرار گیرند.
نتیجه‌ای که از این نکات به دست می‌آید آن است که زنان در عصر حاضر بیش از هر زمان دیگر تحت فشار‌های جسمی و روانی برای ایفای نقش‌هایشان قرار دارند. فرزندان هم با تضاد‌های جدی در واکنش به پیام‌های تربیتی مواجه هستند. بی‌تردید خداوند برای هر فرزند پدر و مادر قرار داده و این قرار‌ طبیعت است که خداوند از طریق آن، اراده خود را جاری ساخته است. در نهاد مرد و زن هم به‌عنوان پدر و مادر دو رویکرد متفاوت تربیتی تعبيه کرده است. پدران دائماً به دور‌دست و تشکیل شخصیت اجتماعی و آینده‌نگر فرزند توجه دارند و بر همین اساس به طور طبیعی از امور جزیی زندگی آنها که پایه تأدیب و تربيت رفتاري آنهاست غفلت می‌کنند. در مقابل مادران همواره به بعدی از شخصیت کودک نظر دارند که در دسترس‌تر است و برای او فرمان‌های جزیی راجع به آداب زندگی صادر می‌کنند. این دو نوع تربیت متضاد وقتی از دو منبع صادر می‌شوند فرزند امکان انطباق با آنها را پیدا می‌کند ولی حضور همزمان والدین در خارج از خانه برای کار و حضور کمی و کیفی یکسان و البته نامناسب والدین در خانه در ساعات شب به طور همزمان و با کیفیات یکسان مانند خستگی از کار روزانه، باعث می‌شود که دستورات لازم تربیتی به صورت منطقی و در فرآیند مناسب زمانی توزیع نشود و فرزند از منافع تربیت والدینی با ابعاد جنسیتی آن محروم شود.
پیامد‌های اشتغال
بی‌شک اشتغال برای زنان دستاورد‌های مثبتی دارد. افزایش آگاهی، تخصص یافتن به‌منزلة زمینة اشتغال، اعتماد به نفس ناشی از حضور اجتماعی و استقلال مالی، بینش اجتماعی، تقویت پایگاه اجتماعی و در صورت نبود یا کم بودن فشار ناشی از نقش‌های متعدد شادابی و نشاط، از آثار مثبت اشتغال زنان است. 
افزون بر پیامد‌های بالا، زنان دیندار و نیکوکار با استفاده از دارایی شخصی‌شان می‌توانند کارهای نیکی انجام دهند که به کمک پول انجام می‌شوند؛ کارهایی مانند انفاق، عباداتی مانند خمس و زکات، زیارت اماکن مقدسه و فعالیت‌های عام‌المنفعه‌ای مانند وقف و... . انجام این کارها نیز آثار معنوی بزرگی دارد که به این زنان نشاط معنوی می‌بخشد.
با این حال نمی‌توان از پیامد‌های منفی اشتغال سخن به میان نیاورد. این پیامد‌ها را می‌توان در سه محور مطرح ساخت:
1. پیامد‌های اشتغال زنان بر زنان؛
2. پیامد‌های اشتغال زنان بر خانواده؛
3. پیامد‌های اشتغال زنان بر اجتماع.

1ـ3. پیامد‌های اشتغال بر زنان

گران باری نقش
 مهم‌ترین اثر زیان‌بار اشتغال در اشکال ‌کنونی‌‌اش بر زنان، گرانباری نقش است. خانه و محل کار به دو تعهدِ یک فرد نیاز دارند. انجام کامل و درست نقش در خانه به توجه و زمان کافی نیاز دارد و انجام نقش اجتماعی که برنامه‌ریزی‌شده، زمان‌مند و نا‌منعطف است نیز به همین مقدار توجه و تعهد نیاز دارد. روشن است که دو تعهد و دل‌مشغولیِ یک اندازه برای فرد، وظایف را بر دوش او سنگین می‌کند. حال اگر حمایت و همیاری اعضای خانواده با زن شاغل نباشد، فشار روانی بیشتری به او وارد می‌آید. فشار روانی خود به بروز تنش در خانواده می‌انجامد. دیدگاه‌های گوناگونی برای توضیح فشار نقشی وجود دارد که مبنای همة آنها این است: انرژی هر فرد برای انجام نقش‌های متعدد محدود است.

تضاد نقش‌ها
 به‌طور طبیعی بعضی مشاغل، به‌ویژه مشاغل مدیریتی تفکری ویژه می‌طلبند. مآل‌اندیشی، تمرکزنکردن‌ بر جزئیات و قدرت واگذاری بخش‌های گوناگون یک کار یا پروژه به افراد دیگر، بخشی از این سبک تفکرند که با سبک تفکر در خانه متفاوت است؛ سبکی که در آن به جزئیات توجه می‌شود و باید دربارة بسیاری مسائل زود تصمیم گرفت. یک زن در موقعیت مادر و همسر کارهای خود را کمتر به کسی واگذار می‌کند و آنها را به سرعت انجام می‌دهد. جمع کردن بین دو شیوة تفکر و دو نوع عملکرد، کار سختی است. زن در موقعیت مادر باید بتواند بر جزئیات رفتاری تمرکز کند و در موقعیت یک زن شاغل می‌آموزد که کلی‌نگر و دور‌اندیش‌تر باشد. 
گاهی نیز منشأ تضاد نقش‌ها، کمبود زمان برای رسیدگی به هر دو نقش است. برای مثال، ممکن است بهترین زمان برای رسیدگی به فرزند کوچک و بهترین زمان برای ایفای یک شغل، صبح هر روز باشد. گاهی اشتغال نیمه‌وقت زنان یا مشاغل خانگی، تعارض نقشی‌ای را که از این جهت پدید می‌آید حل ‌می‌کنند.
تغییر در هنجار‌های اخلاقی. بسیاری از زنان شاغل با مسئلة «احساس گناه» دربارة فرزندان خود روبه‌رو هستند. پایین آمدن تحمل‌پذیری آنان ـ اگر فشار روانی حاصل از ایفای نقش‌های خانگی و اجتماعی بر آنان زیاد باشد ـ احساس گناه دیگری دربارة ایفای نقش همسری به آنها می‌دهد.  در جوامع غربی، به‌سبب کوشش‌های فمینیستی این احساس تغییر یافته است. دلیل آن نیز تغییر در هنجار‌های اخلاقی مربوط به «زنِ بهتر» است. در این اندیشه، زن بهتر الزاماً زنی نیست که به‌خاطر بچه‌هایش از حقوق فردی خود در عرصة کار و اجتماع می‌گذرد، یا به‌خاطر ایفای نقش همسری محدودیت‌های زنا‌شویی را می‌پذیرد؛ بلکه زنی با پیشرفت‌های بزرگ اجتماعی ـ هر چند اصلاً ازدواج نکرده باشد یا آنکه ازدواج کرده باشد، ولی تعهد و مسئولیت بیشتری در قبال شوهر و فرزندانش نداشته باشد ـ زن خوب و موفقی است.

احساس بی‌فایدگی و کاهش اعتماد به نفس
 این احساس به‌سبب تحقیر نقش‌های خانگی و افزایش اهمیت کار اجتماعی به دو دسته از زنان و دختران دست می‌دهد: دستة نخست زنان خانه‌‌دارند که به‌سبب جایگاه اشتغال در فرهنگ عمومی افرادی عاطل و بیکار شمرده می‌شوند و به آنها بی‌فایدگی دائماً تلقین می‌شود؛ دستة دوم نیز دختران و زنانی‌اند که برای رسیدن به موقعیت شغلی، تحصیلات تخصصی را پشت‌سر‌گذاشته‌اند و در صف افراد جویای کار قرار گرفته‌اند، اما شغلی نمی‌یابند.
کاهش حمایت اقتصادی. برخی از زنان شاغل به‌دلیل کسب درآمد، کم‌کم حمایت مالی شوهر و گاهی حمایت عاطفی او را از دست می‌دهند. گفتنی است که اگر زن شاغل وابستگی مالی خود را به شوهرش حفظ کند و در‌ این‌باره به همسرش احساس کفایت بدهد که درآمد او برایش مهم است این اتفاق رخ نمی‌دهد.
2ـ3. پیامد‌های اشتغال بر خانواده
خانواده منظومة واحدی است که هر‌یک از اعضای آن تکالیف و نقش‌های ویژه‌ای دارند. این نقش‌ها و تکالیف مکمل یکدیگرند. بی‌توجهی به نقش‌ها، فشار‌های گوناگونی بر اعضا وارد می‌کند که خود منشأ اختلال در خانواده است.  برخی پیامد‌های اشتغال زنان بر خانواده از قرار ذیل‌اند:
تغییر در نظام خانواده. اگر خانواده‌ای موفق باشد که در عین همکاری و همیاری دو جنس، اهتمام اولیة زن به کارهای خانه (به‌ترتیب همسری، مادری و خانه‌داری) و اهتمام اصلی مردان به تأمین اقتصادی خانواده و انجام وظایف پدری و همسری باشد، تغییر در قوانین و قواعد مربوط به این نظام را نادرست می‌دانیم. مشاهدة موارد عینی نشان می‌دهد اشتغال زنان تا اندازه‌ای این کارکرد‌ها را تغییر می‌دهد. مردان انتظار می‌یابند زنان دارایی خود را برای هزینه‌های خانواده صرف کنند. زنان نیز متوقع می‌شوند که در مدیریت خانواده به‌طور مستقیم دخالت کنند و مدیریت مردان را به چالش بکشانند. در این موقعیت زنان توقع دارند مردان به‌طور مساوی مسئولیت‌های خانه‌داری و بچه‌داری را تقسیم کنند و به دوش گیرند. در برابر، مردان انتظار دارند زنان دربارة نفقه چانه‌زنی نکنند. حتی زنانِ خسته از کار در مقابل خواسته‌های زناشویی شوهران وظیفه‌ای را متوجه خود نمی‌بینند.  از نظر جامعه‌شناسان غربی نیز، یکی از نتایج افزایش شمار زنان در بازار کار، بازبینی و تغییرشکل برخی الگو‌های سنتی خانواده است. آنتونی گیدنز یکی از این الگو‌ها را خانواده‌ای معرفی می‌کند که بر مدل «مرد نان‌آور» مبتنی است، اما به‌جای قاعده به استثنا تبدیل شده است. استقلال اقتصادی زنان در این رویکرد بدان معناست که آنان موقعیت بهتری برای رها شدن از نقش‌های جنسیتی در خانه دارند.
تضعیف روابط درست و بانشاط زوجین. اگر آنچه در مورد نخست بیان شد رخ دهد یا آنکه وضعیت کاری زن، فرساینده باشد، به‌احتمال بسیار روابط زن و شوهر تهدید می‌شود. ممکن است سطح گفت‌و‌‌های دوسویة زوجین از نظر کمی و کیفی نامطلوب شود و با ایجاد تنش، به‌خاطر رسیدگی نکردن به امور خانه، اخلاق رقابتی میان زن و شوهر پدید آید. همة این موارد به‌طور قطع بر روابط زناشویی زن و شوهر اثر می‌گذارد. این روابط در عین خصوصی بودن، پر‌تأثیر‌‌ترین بخش زندگی مشترک‌اند. احساس کفایت و رضایت حاصل از روابط درست و با‌نشاط در همة زندگی مؤثر است. در برابر، احساس نارضایتی نیز به همة مسائل زندگی سرایت می‌‌کند. رابطة قانونی زناشویی، گزینة منحصر‌به‌فرد ارضای نیازهای جنسی است. اگر مردی احساس کند همسرش به همة امور توجه می‌کند، مگر نیاز جنسی شوهر که یکی از مقاصد مهم و عفت‌بخش ازدواج است، به‌زودی می‌پندارد که با زنی واقعی و خوب زندگی نمی‌کند. در برابر، برخورد‌های نادرست و عصبی شوهر، انتظار‌های بیش از حد توان و حتی تحقیر‌ها و توهین‌هایی که هنگام تنش متوجه زن می‌سازد، به‌شدت بر توانایی عاطفی و میل جنسی زن تأثیر می‌گذارد و رغبت او را برای برقراری روابط سالم از میان می‌برد.
تأثیر بر فرزند‌خواهی. اشتغال زنان از جمله عواملی است که می‌تواند بر کنترل موالید و میل پدر و مادر برای داشتن فرزند تأثیر بگذارد. از زمانی که زنان به اشتغال خارج از خانه روی آورده‌اند، پیوسته شمار فرزندان کاهش یافته است. از سوی دیگر، پيشرفت‌هاي تکنولوژيکي که تنظيم باروري را ممکن ساخت، موجب شد زنان طيف گسترده‌تري از انتخاب‌هاي ممکن را پيش رو ببينند.  يکي از آنها حضور در موقعيت‌هاي شغلي است. اهمیت یافتن این حضور و به دست آوردن استقلال مالی و جایگاه اجتماعی، بر میل به فرزندِ بیشتر به‌طور جدی تأثیر گذاشت.
تأثیر بر روابط مادر و فرزند. گاهی برخی عوامل در زندگی زنان شاغل می‌توانند برای روابط مادر و فرزند مخاطر‌ه‌‌آور شوند. ساعت‌های طولانی حضور مادر بیرون از خانه و در نتیجه ساعت‌های طولانی محرومیت کودک از مادر که یا در منزل تنهاست و یا در مهد‌کودک‌ها یا مدارس به سر می‌برد بر فرزند تأثیر منفی می‌گذارد. از سوی دیگر، زمان ناکافی برای ابراز محبت و رسیدگی به فرزند و فشار‌هایی که مادر از ناحیة تعدد نقش‌ها، همکاری ‌نکردن اعضای خانواده و بالا ‌بودن سطح انتظار‌های آنان احساس می‌کند، موجب می‌شود وی ناخود‌آگاه این فشار‌ها را به فرزندان نیز وارد ‌آورد.
فرزندان در مراحل گوناگون رشد به شکل‌‌های متفاوت به والدین خود، به‌ویژه مادر نیازمند‌ند. در سال‌های آغازین به حضور فیزیکی وی نیاز دارند؛ زیرا این حضور به آنها احساس ایمنی می‌بخشد. اما انسان‌ها در همة دورة کودکی و نوجوانی نیازمند آن‌اند که به‌گونه‌ای متمایز، محبوب و مطلوب والدین خویش باشند. این مسئله به رشد عاطفی آنان کمک می‌کند.  بنا بر پژوهش‌ها، اشتغال تمام‌وقت زنان می‌تواند بر پیشرفت تحصیلی و توانایی هوشی کودکان اثر‌گذار باشد.
البته بنابر برخی گزارش‌ها و پژوهش‌ها، فرزندانِ مادرانِ شاغل از خود‌بسندگی و اعتماد به نفس بیشتری برخور‌دارند.  به عبارت دیگر، اشتغال مادران در کنار پیامد‌هایش، سود‌هایی نیز برای کودکان دارد. بنابراین در تحلیل این مسئله باید میان سود و زیان‌ها نسبت‌سنجی کرد. باید برای هر دو حوزة خصوصی و عمومی زندگی زنان برنامه‌ریزی کرد.
3ـ3. پیامد‌های اشتغال زنان بر اجتماع
ورود گستردة زنان به بازار کار، پیامد‌های خانوادگی آن را به جریانی فرهنگی ـ اجتماعی تبدیل می‌کند؛ به این معنا که مخالفت با مدیریت مردان در خانواده، مخالفت با نظام حقوقی مبتنی بر تقسیم کار به درخواستی عمومی تبدیل می‌شود. فشار حاصل از این مطالبه نیز سیاست‌گذاران، قانون‌گذاران و برنامه‌ریزان را به سوی ایجاد نظام‌های برابر، بدون توجه به پیامد‌های آن سوق می‌دهد. مثال واضح برای این مسئله ممنوعیت کار شبانه است. لغو ممنوعیت کار شبانه در قوانین بین‌المللی کار در پی کوشش‌های فمینیستی صورت گرفت که دادن تسهیلات را به زنان به این دلیل که فرصت‌های شغلی‌شان را محدود می‌سازد، نادرست می‌دانند.
کاهش جمعیت. زنان در جوامع گوناگون به‌دلایل متفاوتی به اشتغال روی می‌آورند، اما پیامد‌های اشتغال فزایندة اشتغال برای همه یکسان است. میل زنان شاغل به کنترل زاد‌و‌ولد با افزایش زنان شاغل به بحرانی جمعیت‌شناختی تبدیل می‌شود. شماری از زنان شاغل تصمیم‌ می‌گیرند هیچ‌گاه ازدواج نکنند و شماری نیز به ازدواج بدون بچه روی می‌آورند؛  یا به یک و یا در نهایت دو فرزند در طول زندگی مشترک خود بسنده می‌کنند.
شیوع تجرد زیستی. از نظر درمانگران خانواده، میزان درآمد همسران در تحکیم و تضعیف نهاد ازدواج مؤثر است. در گذشته خانواده کارکرد مهم اقتصادی داشت، ولی با افزایش زنان شاغل توجیه اقتصادی ازدواج و زندگی خانوادگی رو به کاهش می‌گذارد.

راهکارها
راهکارهای کلان
2-1. تشکیل فدراسیون خانواده

 تشکیل فدراسیون‌های بزرگ خانواده می‌تواند به غنی‌سازی برنامه‌های خانواده‌گرا کمک کند. در اين راستا:
 اولاً سازمان‌های غیر‌دولتی بزرگ خواهند توانست جریان فرهنگی بزرگ در سطح جامعه ایجاد کرده و حمایت‌های مردمی را برانگیزانند. زمانی که مطالبه‌ای عمومی درباره خانواده ایجاد شود معمولاً نهاد‌های دولتی نسبت به موضوع حساسیت پیدا کرده و به فکر اصلاح ساختار‌های آسیب‌زننده خواهند پرداخت.
ثانیاً مراکز دولتی در برنامه‌ریزی‌های اجتماعی به درخواست‌های فدراسیون‌های بزرگ به‌عنوان آلترناتیو جریان‌های غالب دولتی نگاه کرده و گاهی فدراسیون‌های غیر‌دولتی مشاوران خوبی برای بخش دولتی خواهند بود. این امر به تغییر برنامه‌ها و سیاست‌ها در راستای اهمیت به خانواده می‌انجامد.
2-2. تلاش‌های علمی در راستای تغییر ذائقه فرهنگی دولتمردان
محور برنامه‌های نظام‌های اروپائی فرد‌ آزاد است. امکانات شهروندی مصروف فرد آزاد شده و حاکمان بر اساس میزان ارائه خدمات فرد به اجتماع از او حمايت مي‌کنند. در حالی که می‌توان به گزینه‌های دیگری نيز اندیشید. شهروندی خانوادگی یکی از این گزينه‌ها است.  شهروندي خانوادگي به اين معناست که هر فرد به عنوان عضو خانواده و میزان تأثیری که در حفظ خانواده و مشارکت برای ارتقاء آن دارد باید از خدمات دولتی برخور‌دار شود.
راهکار‌های خرد
منظور از راه‌کارهای خرد اتخاذ روش‌هاي فردی یا حداکثر گروهی برای غنی‌سازی وضعیت خانوادگی است. طبعاً نظام خانوادگی ظرفیت لازم را برای حراست از خود دارد هر قدر که شرایط اجتماعی کوبنده‌تر شود باز هم خانواده به حيات خود ادامه داده است. جایی که خانواده بیشتر تضعیف شده تعلق به مواردی دارد که اعضا اراده جدی برای حفظ تمامیت خانواده خود نداشته‌اند. راه‌هکارهای خرد در واقع تاکتیک‌های خانوادگی و تکنیک‌های والد‌گری برای حفظ خانواده است.
وابستگی‌ها و همبستگی‌هاي خانوادگی وجه متمایز خانواده از سایر واحد‌های اجتماعی‌اند که بر مبنای دلسوزی، جانبداری، عشق بلا‌عوض و کوشش بی‌وقفه برای سعادت دنیوی و اخروی پدید می‌آیند. پدر و مادر بدون آنکه کسی به آنها تعلیم دهد برخود لازم می‌دانند که فرزندان خود را تربیت و یاری کنند. امام صادق از امامان شیعه می‌فرمایند: خداوند حتی دستان، انگشتان و سر انگشتان آدمی را طوری آفریده است که بتواند بچه خود را در آغوش گرفته، به او غذا بخوراند و او را که ناتوان از راه‌رفتن، نشستن و غذا‌خوردن است مراقبت کند. 
مهمتر از این سطح تربیت‌پذیری و تعلیم‌پذیری فرزند آدمی با هیچ جاندار دیگری قابل مقایسه نیست و برای همین در نهاد هر والدی میل نامحدودی برای آموزش فرزند قرار دارد. با این زمینه‌های نظری و طبیعی والدین باید بدانند شرایط اجتماعی هر چه قدر هم که آزارنده باشد والدین خواهند توانست فرزند خود را موجودی فرهنگی با اخلاق انسانی بار آورند.
ما در ذیل به مواردی از این راه‌کارها اشاره می‌کنیم:
1. اصل مشاوره والدین
در وهله اول والدين در هر الگویی از مدیریت خانه و خانواده باید به این اصل پای‌بند باشند. در تفکر اسلامی که نظام مدیریت معینی برای خانواده پیشنهاد می‌شود حتی برای از شیر گرفتن بچه کوچک، والدین موظف به مشاوره هستند. مشاوره والدین با یکدیگر در امور فرزندان باعث می‌شود پدران در جریان تربیت و مسایل فرزند قرار گیرند و این یعنی ایجاد دغدغه خانگی برای پدران که خود مساوی است با کم‌شدن مسئولیت مادران که برای مادران شاغل یک ضرورت است.
2. اصل مشارکت و معاضدت
در صورتي که زنان شاغل باشند بدون همکاری شوهر‌انشان امکان فعالیت‌های اجتماعی ندارند. کار خانگی رشته ممتدی از فعالیت‌ها است که در ساعت خاصی گنجانده نمی‌شود در مواردی ابداً قابل تعویق نیست. با این وصف هر زن شاغلی در چند نوبت فعالیت کاری دارد. در اين ميان اگر چه خانه‌داری قابل واگذاری به ماشین و خدمتکار است ولی مادری قابل واگذاری نیست. بهترین مربی سعادت فرزند ما را سعادت خود نمی‌داند. از سوي ديگر مادران برای مادری کردن و مهر‌ورزی نیاز به آرامش خیال دارند. همسران با مشارکت در امور خانه و تقسیم مسئولیت نسبت به فرزندان می‌توانند این آرامش را ایجاد نمایند. زنان در بستر این آرامش می‌توانند عناصر فرهنگی، اخلاقی و دینی را در وقت‌های آزاد شده به فرزندان خود منتقل سازند.
3. اصل مودت
به نظر می‌رسد که نظام اقتصاد سرمایه‌داری با ساختار‌های متعددش، ماشینيزم را به حوزه اخلاق و رفتار  گسترش داده است. ما کمتر می‌توانیم حساب عاطفی خود را نزد اعضای خانواده پر کنیم. محبت به فرزند امروزه اشکال مادی به خود گرفته است. ما نسل خود را عادت داده‌ایم که محبت ما را در قالب پولی که برایشان خرج می‌کنیم، تفریحی که آنها را بوسیله آن سرگرم می‌کنیم و وسایل و اسباب‌بازی‌هایی که می‌خریم ببینند و این اشتباه بزرگ نسل امروز والدین است. فرزندان ما باید شکلی از محبت را ببینند و احساس کنند که با دستانشان قابل لمس نیست. با آن محبت است که می‌توانیم کیفیت روابط خود را ارتقاء ببخشیم. اگر روابط ما با فرزندان عاطفی، صادقانه و عمیق نباشد فرصت‌‌های کمی که در اختیار داریم برای تربیت آنها کافی نیست.
4. جلوگیری از وساطت تکنولوژی میان ما و فرزندان
در غیاب مادران شاغل و پدران اجتماعی، ماشین‌های ارتباطی وارد عرصه روابط انسان‌ها شدند. کامپیوتر‌ها با بازی‌های رایانه‌ای طوری طراحی شده‌اند تا فرزند ما را ساعتها برای موفقیت در تمام مراحل پای دستگاه میخکوب کنند. صرف‌نظر از مفاهیم غیر‌اخلاقی که ممکن است در خلال این باز‌ی‌ها منتقل شوند، صرفاً وقت‌گذارنی با ماشین‌ها برای روابط انسانی بویژه در محدوده خانواده مضر است.
بنابراین لازم است مادران با محدود‌ساختن استفاده از این وسایل، ارتباطی مشافهی خود را با فرزند گسترش دهند. تحقیقات نشان داده حتی مشاجرات فرزندان و سخنانی که در حین مشاجره برملا می‌سازند تأثیر زیادی در آگاه‌سازي والدين از مشکلات بچه‌ها و در نتيجه اصلاح روابط آنها دارد.
والدین باید موضوعات متعددی برای بحث با فرزندان در اختیار داشته باشند و سعی کنند که با طرح موضوعات جذاب و وقت‌گذارنی‌ حتی در قالب پیاده‌روی احساس آنها را در مسئله ضرورت ارتباط انسانی بیدار و اشباع نمایند. در اين حالت است که مي‌توان با استفاده از هر فرصتي زندگي صحيح را با آن‌ها تجربه کرد. زماني که با فرزندانمان همراه نيستيم در غياب ما عناصر محيطي ديگر به طور پيوسته شخصيت آنها را تشکيل مي‌دهند.
بدیهی است که بخشی از این موضوعات می‌تواند به معنویت معطوف باشد. فرزندان را باید گاهی از دنیای محسوس و مرئی، دنیای لذت و رفاه بیرون آورد و مفاهیم الهی را به گوش آن‌ها رساند.

5. مهارت‌های زندگی با رویکرد معنویت‌گرایی
 تربيت فرزند نيازمند تلاشي همه روزه است و با توجه به مقاطع رشد و شرايط محدود کننده زنان شاغل بايد به اولويت‌ها توجه نمود. در اين باره سه اولويت به نظر مي‌رسد:
1. ایجاد زیر‌ساخت‌های اصلی تربیت شامل: اعتماد به نفس، شخصیت اخلاقی و کمال‌گرا، اقتدار و عاملیت نفس؛
2. رشد ملکات اخلاقیِ پایه شامل: انعطاف، بردباری، همدردی و مسئولیت‌پذیری، صداقت، عفت و خویشتنداری و پرهیز از روحیه لهوی و خوشگذران؛
3. آموزش مهارت‌هاي زندگي: تغییراتی که در مناسبات اجتماعی و خانوادگی پیش آمده بیش از پیش آموزش مهارت‌های زندگی را ضروری می‌کند. مهارت‌های ارتباطی، مهمترین مهارت‌ها هستند:
مهارت‌هاي ارتباطي
1-3. مهارت‌های کلامی: گفتگو کردن به هدف بسط رابطه کلامی و شکستن سکوت رنج‌آور در خانواده، به کاربردن کلمات عاطفی و احترام‌آمیز، استفاده از کم‌‌ضررترین کلمات در هنگام ناراحتی، خود‌داری از غر‌زدن و بهانه‌جویی

2-3. مهارت‌های وابسته به مدارا: صبر، فرو‌بردن خشم، خودداری از جدل
3-3. مهارت حل مسئله و مدیریت بحران
پي‌نوشت:
   مجلسي، بحارالانوار، ج3، ص57 و 93 و ج 95، ص 453 و 455. توحيد مفضل، ص .97

پژوهشکده زن و خانواده با هدف تبیین دیدگاه نظام‌مند دین پیرامون مسائل زن و خانواده، تعمیق پژوهش‌ها و کارشناسی‌های دینی و پاسخ‌گویی به نیازهای تئوریک و دفاع از مرزهای اعتقادی در این حوزه توسط مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران در سال 1377 تاسیس گردید. ادامه ...
نشـانی‌مرکز‌قـم:بلوار الغدیر ، کوچه 10 ،پلاک5 پژوهشکده زن و خانواده
تلفـن: 58-32603357 (۰۲۵)
فکس: 32602879 (۰۲۵)
سامانه‌پیامکی: 1۰۰۰2532907610
نشـانی‌دفترتهــران: بلوارکشاورز،خیابان نادری،ک حجت‌دوست،پ ۵۶
تلفـــــــــــــــــــــــــــــــــن: ۴ ۴ ۹ ۳ ۸ ۹ ۸ ۸   (۱ ۲ ۰)
عضویت در خبرنامه
کلیه حقوق و امتیازات متعلق به پژوهشکده زن و خانواده می باشد.
Wrc.ir © 1380 - 1397