آثار‌مرکز‌تحقیقـــات‌زن‌وخانـــواده


دوماهنامه علمیٰ فرهنگی و اجتماعی حوراء
دفتر مطالعات و تحقیقات زنان
شماره: 43 / 1391
سردبیر:
مدیر هنری: طراح جلد:
ویراستار: عکاس:
نشانی: تهران-بلوار کشاورز-خیابان نادری-کوچه حجت دوست-پلاک56-طبقه سوم
تلفن: 02188983028ایمیل: hora@awrc.ir
سخن نخست
نگاه ویژه/درباره تفکیک فضاهای آموزشی
دیدگاه/آموزش و جنسیت در کشورهای اروپایی
اشتغال زنان و تربیت فرزند
گفتگو/حجت الاسلام حسین بستان: سیستم آموزشی مان را با اهداف و ارزش های خودمان می سنجیم
دکتر سعید معیدفر: قبل از تصمیم گیری نیاز به اقناع عمومی داریم
گزارش/گزارش همایش تداخل اشتغال و تربیت در هامبورگ آلمان
گزارش هم اندیشی اقتصاد و جنسیت
گزارش هم اندیشی الهیات جنسیتی
ترجمه/نظریه های گفتمان به مثابه نظریه های جنسیت
واژه نامه/آموزش تک جنسیتی
کتاب/مسئله حجاب در جمهوری اسلامی
مسئله حجاب در غرب

گفت و گو با حجت الاسلام حسین بستان

درباره گفت و گو شونده:

حسین بستان (نجفی) متولد سال 1347 ه.ش. در نجف اشرف است. او در سال 1361 وارد حوزه علميه قم شد و در سال 1369 پس از اتمام دروس سطح، درس خارج فقه و اصول را آغاز کرد و از محضر اساتیدی همچون آیات عظام شبیری زنجانی، وحید خراسانی، تبریزی، گنجی و هادوی تهرانی بهره‌مند شد. در سال 1371 در کنار دروس حوزه به عضويت دفتر همکاري حوزه و دانشگاه درآمد و در سال 1379 موفق به اخذ مدرک کارشناسي ارشد در رشته جامعه‌شناسي و در سال 1389 موفق به اخذ مدرک سطح چهار حوزه علمیه شد و هم‌اکنون در شرف اخذ مدرک دکترا در رشته جامعه‌شناسي است. رساله دکتری وی با عنوان تبيين بي‌ثباتي خانواده در ایران معاصر بر پایه الگویی اسلامی، کاری است که با هدف ارایه الگویی برای نظریه‌سازی و مدل‌سازی در علوم اجتماعی با تکیه بر گزاره‌های متون دینی در سال 1391 تدوین شده است.
او هم اکنون عضو هیئت علمی و مدیر گروه جامعه‌شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه است و در چند شورای علمی و کمیته تخصصی حوزوی و دانشگاهی عضویت دارد.
حسین بستان طي سال‌هاي 1377 تا 1391 کتاب‏ها و مقالاتی را عمدتا در سه حوزه مطالعات خانواده، مطالعات زنان و اسلامی‌سازی علوم انسانی تأليف کرده است که کتاب‏های او عبارتند از: ترجمه و نقد کتاب وبر و اسلام (کار مشترک)، نابرابري جنسي از ديدگاه اسلام و فمينيسم، اسلام و جامعه شناسي خانواده (کار مشترک)، گامي به سوي علم ديني 1 (کار مشترک)، اسلام و تفاوت‌هاي جنسيتي، گامي به سوي علم ديني 2، خانواده در اسلام و جامعه شناسي خانواده با نگاهی به منابع اسلامی.


نگاه دین به اختلاط دو جنس چیست؟
در خصوص موضوع اختلاط دو جنس زن و مرد به طور کلی سه وجه و دیدگاه وجود دارد که هر کدام طرفداران بالفعل هم دارد؛ اول اینکه بین دو جنس تفکیک مطلق وجود داشته باشد، دوم اینکه هیچ محدودیتی نباید بین روابط دو جنس باشد و وجه سوم حد وسط بین این دو دیدگاه است به اين معنا که تفکیک پذیرفته شود اما نه به صورت مطلق بلکه در مواردی بر حسب ضرورت.
به عقيدة ما اسلام اختلاط را به صورت محدود و با ضرورت‌هایی می‌پذیرد. در واقع اسلام اصل را بر عدم اختلاط قرار می‌دهد مگر اینکه ضرورتی اقتضاء کند که بین دو جنس تفکیکی نباشد. که البته ضرورت گاهی فقهی است و گاهی ضرورت عرفی مطرح می‌شود که باعث مي‌گردد اختلاط بلامانع باشد. در عین حال، اصل اولی که اگر ضرورتی برای اختلاط نباشد، ما به آن اصل رجوع خواهیم کرد این است که اختلاط بین زن و مرد امری ناپسند و نادرست است.

شما در کتاب‌تان نوشته‌اید که نظام آموزشی غیر مختلط یک اولویت دینی است. استناد شما به چه چیزهایی است که این اولویت را استنتاج کرده‌اید؟
اگر بخواهیم استناد درون‌دینی داشته باشیم، یک وجه آن این است که از مجموع گزاره‌های دینی در مورد رابطه زن و مرد به طور کلی این استنباط را می‌کنیم که اسلام تأکید می‌کند که زن و مرد کمتر با هم ارتباط داشته باشند. بنابر این استنباط نتیجه می‌گیریم که اولویت دین بر عدم اختلاط در همه موارد است که محیط آموزشی را هم شامل می‌شود. این مستند کلی است و مستندات جزیی و خاص هم می‌توان پیدا کرد؛ از سیره پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و ائمه معصومین علیهم‌السلام می‌توان این را استنباط کرد که با وجود اینکه آموزش برای زنان و مردان مطرح بوده و کلاس تشکیل می‌دادند و آموزش می‌دادند ولی چنین چیزی ثبت نشده و ذکر نشده که در کلاس‌های ایشان و محضرشان اختلاط بین زن و مرد بوده که اين نشان مي‌دهد عدم اختلاط یک اولویت شرعي است و البته اولویت به معنای الزام نیست بلکه ترجیحی است که نشان می‌دهد دین اسلام متمایل به این نوع عملکرد است.

در بیان آموزش غیرمختلط، بیشتر مباحث فساد اخلاقی مطرح می‌شود. واقعا مبنای عدم اختلاط بین دو جنس در محیط‌های آموزشی فقط به عدم فساد بازمی‌گردد یا بحث فایده و زیان هم در میان است؟
در دفاع از ایدة عدم اختلاط سه وجه وجود دارد؛ اولین وجه بحث فساد است که البته بارزتر هم هست. این موضوع تا حدودی روشن است که به هرحال در صورت اختلاط دو جنس، احتمال مفسده نسبت به تفکیک دو جنس قوت پیدا می‌کند. وجه دوم که کمتر روی آن تأکید می‌شود، جنبه معنوی قضيه است. غالباً وقتی مسئله ارتباط دو جنس مطرح می‌شود، اشكال آن به فسادانگيز بودن محدود می‌شود و لذا خیلی‌ها موضع مي‌گيرند و مي‌گویند ما عاقل و بالغ هستیم و به خودمان اعتماد داریم که به گناه و فساد كشيده نمي‌شويم كه اين نشان می‌دهد مشكل اختلاط را در همین دایره محدود تصور می‌كنند، گویا فساد را فقط در همین می‌بینند که یک گناه و فحشای علنی و آشکاری اتفاق بیفتد تا اشکال را بپذيرند و در غیر این صورت می‌گویند اختلاط مانعي ندارد چون طبق فرض، فسادی رخ نداده است. تأکید وجه دوم بر مرتبه بالاتری از مفسده است، به اين معني که اختلاط فساد معنوی را به دنبال خواهد داشت. مقصود اين است که ممکن است در صورت اختلاط دو جنس در یک محیط، فساد علنی و عملي اتفاق نیفتد ولی در این محیط به طور ناخودآگاه روحیه، احساسات و نفسانیت هر دو جنس تغییر می‌کند، چون اين اختلاط به طور قهري موجب التذاذ شخص و لو در عالم تخيل مي‌گردد و در نتيجه، توجه او معطوف به مسائلی می‌شود كه جايي براي گرايش به معنويت در روح وي باقي نمي‌گذارند.
در روایات نيز در بحث روابط زن و مرد نامحرم فقط بر فحشا و گناه تأكيد نشده است. روایاتی داریم که اقسام زنا را بیان کرده است. در این روایات به زنای چشم، زنای گوش، زنای دست و... در کنار زنای ظاهری اشاره شده است. وقتی در روایات زنای گوش و چشم را در کنار زنای ظاهری قرار داده‌اند یعنی با اینکه حدّ  و مجازات قانونی برای آن نیست اما تا حدی آثار منفی و مضرات آن را خواهد داشت. حداقل این است که سطح توجه انسان به خدا تنزل پیدا می‌کند. اختلاط بین زن و مرد در هر شرایطی باشد آسیب معنوی به انسان خواهد زد. در مواردی ممکن است به گناه ختم شود و در مواردی هم که تعدادش بیشتر است، به گناه عملي ختم نمی‌شود اما در این شرایط به طور کلی کسی که از این سیستم آموزشی بیرون می‌آید، شخصیتی دارد که ممکن است چنان توجهي به معنویات نداشته باشد یا گرایش دینی خیلی قوی نداشته باشد. قطعاً اسم این را می‌شود گذاشت فساد روحی و معنوی.
اما وجه سوم به خود آموزش برمی‌گردد، چون شكي نيست که تمرکز دانش‌آموز و دانشجو بر تحصیل علم در فضاهای غير مختلط، بهتر از فضاهای مختلط است.

اینکه می‌گویید در محیط آموزشی غیرمختلط تمرکز برای یادگیری بهتر است نتیجه تحقیقات است یا منبع دینی دارد؟
می‌توان گفت اين سخن بیشتر بر پایه تحقیقات و مبانی جامعه‌شناسی و روانشناسی استوار است. البته در درجه اول مبتني بر تجربة زیستة هر فرد است، چون هر فردي بر اساس تجربه‌های شخصی‌اش اذعان خواهد کرد که در محیط غیرمختلط تمرکز بیشتری بر آموزش و فراگيري علم دارد. جدای از تجربه فردی،  برخی کشورهای غربی نیز محیط‌هایی برای آموزش تک‌جنسیتی به وجود آورده‌اند که نتیجه محیط آموزشی غیرمختلط را بالا رفتن راندمان تحصیلی دانش‌آموزان عنوان می‌کنند. بر طبق تحقيقات انجام گرفته در اين مراكز، در محیط تک‌جنسیتی خیلی از استرس‌ها کاهش پیدا می‌کند و آمادگی و تمرکز فرد برای یادگیری بهتر می‌شود.

برخی مقالات و پژوهش‌ها اختلاط دو جنس را زمینه‌ای برای رقابت و در نهایت رشد تحصیلی می‌دانند.
 رقابتی که از آن نام می‌برند درست است اما این یک رقابت منفی است. در بیشتر موارد رقابت بین دو جنس در زمینه آموزش، به ضرر دختران تمام می‌شود و برای آنان پيامدهايي مثل سرکوب شدن احساسات، انزوا و در موضع ضعف قرار گرفتن را به دنبال دارد. در این زمینه طرفداران اختلاط و حتی برخی فمینیست‌ها به این مسئله اذعان دارند ضمن اینکه اصلا رقابت بین دو جنس به این شكل برای رشد هویت جنسیتی فرد درست نیست.

شما در ابتدا اشاره کردید که حرمت ذاتی برای اختلاط دو جنس در محیط آموزش وجود ندارد. این از نظر فقه فردی اما از نظر فقه حکومتی یا آنچه به آن سیاست‌گذاری برای جامعه بر مبنای دینی می‌گویند، چه نوع برنامه‌ریزی می‌بایست برای این موضوع داشت؟
سیاست‌گذاری برای جامعه دینی تابع احکام دین خواهد بود اما در ابتدا هم گفتم بحث را به حلال و حرام محدود نکنیم و به صورت جامع نگاه کنیم.
از مجموعه احکام و توصیه‌های دین می‌توان استنباط کرد که عدم اختلاط ارجح است. اگر این کلیت را بپذیریم وقتی وارد برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری برای جامعه می‌شویم، برنامه‌های ما باید این جهت را داشته باشد نه جهتی که مغایر با این مبنا باشد. لذا در بحث آموزش اين تأكيد را داریم که باید به سمت عدم اختلاط حرکت کنیم. البته این کلیت بحث است و می‌بایست هدف، راهبرد و راهكارها دقيقاً مشخص شوند و در مورد آنها بحث شود.

برخی منتقدین می‌گویند که اصل بر عدم فساد در جامعه است و دقیقا به همین دلیل است که محیط آموزش عالی باید مختلط باشد به این استناد که در جامعه ما دختران و پسران تا پیش از دانشگاه برخورد اجتماعی با جنس مخالف خودشان را تجربه نکرده‌اند و اگر این برخورد در محیطی غیر کنترل شده صورت بپذیرد آسیب‌های زیادی را خواهد داشت که از جمله آن فساد است. به اعتقاد این منتقدین، دانشگاه محیطی تا حدودی کنترل شده است که دختران و پسران با جنس مخالف خود آشنا شوند و از نگاه صرفا جنسی به نگاه اجتماعی و تعادلی برسند.
به نظر می‌رسد این سخن مصداق «زَیّنَ لهم الشیطانُ أعمالَهم» است. می‌خواهند اثر مثبتی را در یک امر منفی برجسته کنند تا کلیت آن امر منفی را توجیه ‌کنند. غیر از موردی که گفتید موارد دیگری مانند آشنایی برای ازدواج و غیره را هم مطرح می‌کنند اما در نظام دینی نمی‌توان به خاطر یک کارکرد مثبت، کارکردهای منفی را نادیده گرفت و کل موضوع را مثبت تلقی کرد.
بلاتشبیه، پیش از این برخی می‌گفتند که مراکز فساد را که در دوران طاغوت وجود داشت باید دوباره راه‌اندازی کنیم تا فاحشه‌ها در کل شهر پخش نباشند و در یک مکان مشخص جمع شوند که این اصلا درست نیست و با مبنای دینی سازگاری ندارد. وظیفه یک نظام دینی این است که با روش صحیح با موضوع برخورد کند نه اینکه خودش زمینه‌ای را برای فساد فراهم کند تا جلوی فسادهای دیگر را بگیرد. این توجیه‌ها با تفکر دینی سازگاری ندارد.
ضمن اینکه اگر ما واقعیت‌ها را ببینیم متوجه می‌شویم که این آثار مثبتی که برای اختلاط دو جنس در دانشگاه‌ها ذکر می‌کنند با آنچه در مقام عمل اتفاق می‌افتد فاصلة قابل توجهی دارد.
البته در موضوع تفکیک دو جنس در دانشگاه‌ها باید نکاتی را در نظر داشت؛ مثل اینکه باید تدرج لحاظ شود و اینکه باید بین دانشگاه‌هایی که از قبل اختلاط داشته‌اند و دانشگاه‌هایی که تازه می‌خواهند تأسیس شوند تمایز قائل شد. همچنین مشکلاتی را که مربوط به مسایل فنی و امکانات است باید لحاظ کرد.

جدای از بحث اختلاط یا عدم اختلاط موضوع دیگری که در این چند سال به ویژه سال تحصیلی جاری با آن روبرو هستیم؛ مسئله تفکیک برخی رشته‌های تحصیلی بر اساس جنسیت است. سوال ما در این مورد ابتدا این است که اسلام در بحث آموزش جهت‌گیری جنسیتی دارد یا نه؟
در کل باید گفت که بله اما من در مورد این موضوع نگاه افراطی ندارم. تفکیک در همه مواد آموزشی نیست؛ اینطور نیست که ما در همه موارد دو نوع مواد درسی و دو نوع نظام آموزشی بر حسب جنسیت داشته باشیم. بلکه یکسری موارد مشترک داریم که البته زیاد هم هستند و جنسیت‌بردار نیستند. فقط در موارد خاصی است که می‌توانیم بر تفکیک جنسیتی بر اساس مواد ، کیفیت‌ها و فرایند آموزشی تأکید کنیم.

یعنی تمایز نقش‌ها بر برخی مواد آموزشی تأثیر می‌گذارد؟
بحث نقش‌های جنسیتی که بخش مهم آن نقش مادری و همسری زنان است، بر مواد آموزشی تأثیر می‌گذارد. در واقع خانواده‌گرایی که در دیدگاه دینی یک اصل است، تا حدی آموزش و برخی مواد آموزشی را جنسیتی می‌کند. نکته دیگر همان نکته قبلی یعنی پرهیز از اختلاط است که باعث می‌شود جنسیت در آموزش دخالت کند. ما در مواردی ناگزیر به این هستیم. رشته‌هایی هستند که به دلیل شرایط خاص‌شان مسایلی را به وجود می‌آورند که منجر به فساد به معنای اعم آن می‌شوند.

شما مبنا را در بحث آموزش و جنسیت، بر تمایز نقش‌های جنسیتی می‌گذارید اما شرایط آموزش عالی شاید متفاوت باشد به این معنی که اصولا آموزش عالی بر اساس نیازهای اقتصادی، اجتماعی، تخصصی و... به وجود آمده است. یعنی آموزش عالی دانشجو می‌گیرد تا نیروی کار متخصص و مورد نیاز آینده جامعه را تأمین کند. حال سوال اینجاست که از کجا می‌دانیم نقش‌های جنسیتی جامعه فردا چه خواهد بود که سیستم آموزش عالی امروز را بر اساس نقش‌های جنسیتی که امروز تعریف شده‌اند، تفکیک جنسیتی می‌کنیم؟ سوالم را اینطور توضیح می‌دهم که اگر فرض کنیم در زمان پیامبر اکرم (ص) جنگی رخ نمی‌داد، نقش زنان در پشت جبهه‌ها مشخص می‌شد؟ و اگر امروز شرایطی را نداریم که نقشی جدای از نقش‌های مشخص شده امروز برای زنان تبیین شده باشد آیا می‌توانیم امروز برای آموزش محدودیتی قایل شویم که ممکن است زمینه‌های آن نقش فردا را برای زنان فراهم نکند؟
بحث شما دارای دو بخش است؛ یکی تأثیر جنس در جنسیتی شدن آموزش و دیگری تأثیر نقش‌های جنسیتی در جنسیتی شدن آموزش. تأثیر جنس در جنسیتی شدن آموزش قابل تغییر نیست و طبق مبانی دینی در هر شرایطی باید محدودیت‌هایی را در نظر گرفت مانند بحث اختلاط که راجع به آن صحبت کردیم. اما در مورد نقش‌های جنسیتی باید گفت مانند همه احکام دینی که ما در آن ثابت و متغیر داریم، در این بحث نیز هم ثابت داریم هم متغیر. یعنی در مورد نقش‌های جنسیتی یکسری اصول ثابت داریم و یکسری امور متغیر. ضمن اینکه باید بگویم مثال جنگ را که گفتید؛ مسئله بروز و ظهور یک نقش بود نه اینکه این امر متغیر باشد. در اسلام اصل نقش زنان تبیین شده بود که در جنگ‌های صدر اسلام بر اساس همان اصول، به آن شکل ظاهر شد. لذا جنگ هم که نمی‌بود الگوی دینی برای زنان و مردان همین بود و اولویت نقش زن در خانواده ترسیم می‌شد که همان بود و هست. در شرایط دیگر هم همینطور است که اگر شرایطی پیش آمد و زنان شاغل شدند اینطور نیست که بگوییم کلا تبدل مطلق در نقش‌ها اتفاق افتاده است. به هر حال شرایط جامعه می‌تواند بر رفتار ما تأثیر بگذارد. اینکه یک جامعه صنعتی باشد یا کشاورزی، تفاوت‌هایی ممکن است در نقش‌های جنسیتی ظاهر شود و مثلا زنان در جامعه کشاورزی در محیط خانه و اطراف آن کار می‌کنند و در جامعه صنعتی بالطبع در محیط کارخانه کار می‌کنند. این تغییرات را نمی‌توانیم بگوییم تغییر در اصول ثابت است چرا که خود آن اصل ثابتی را به وجود نمی‌آورد و ممکن است صد سال دیگر همین جامعه تغییراتی کند که زنان به خانه بازگردند.

ببینید بحث من در اینجا در مورد اصول و مبانی دینی در خصوص نقش‌های جنسیتی نیست که آنها کاملا مورد پذیرش منطقی و فطری هستند اما به نظر می‌رسد که امروز برخی میان این اصول و اصول کلی خلط مبحث کرده‌اند؛ به عنوان مثال امروز رشته معدن را فقط برای آقایان در نظر گرفته‌اند و می‌گویند که این دانش نه نیاز زنان است و نه نیاز جامعه به زنان و کلا زنان نمی‌توانند در این رشته تحصیل کنند. اما یک نکته را در نظر نگرفته‌اند که این تصمیم بر اساس دانش امروز ما از این علم و از جنسیت زن نشأت می‌گیرد. من فرض می‌کنم در آینده مشخص شود که در این علم زنان ویژگی خاصی از لحاظ جنسیتی دارند که خواهند توانست این علم را از جهتی خاص یک گام جلوتر ببرند.
اولا من پیش از این گفتم که در این مسئله نگاه افراطی ندارم و در این مورد مشخص من فکر نمی‌کنم باید نگاه جنسیتی داشته باشیم. لذا اگر اصول دینی در این گونه موارد لحاظ شود مانعی برای حضور زنان در این رشته‌ها وجود ندارد. دوم اینکه ما باید در نظر بگیریم که کاری کنیم و برنامه‌ای داشته باشیم که امروز و فردا لطمه‌ای به اصل خانواده‌گرایی نخورد. یعنی شرایطی را فراهم بیاوریم که خانم‌ها بتوانند در صورت داشتن علاقه در این نوع رشته‌ها تخصص پیدا کنند با رعایت اولویت نقش‌های مادری و همسری و اگر تعارضی وجود دارد ما باید به روشی آن تعارض را رفع کنیم.
البته ما باید نگاه جنسیتی در بحث آموزش داشته باشیم منتهی باید سطوح آن را در نظر بگیریم. بعد از آن ما وارد بحث اولویت‌های سیاست‌گذاری می‌شویم که در جاهایی که تعارض به وجود می‌آید باید برای جهت‌دهی جهت رفع آن تعارض‌ها برنامه‌ریزی شود. معنای این حرف محدودیت و ممنوعیت نیست. نتیجه این حرف ممکن است عدم تشویق به برابری کامل در همه سطوح و رشته‌ها باشد و اینکه باید بر اساس اصول و نیاز جامعه برنامه‌ریزی کرد. وقتی می‌گویم نیاز جامعه یعنی به هر حال جامعه امروز ما و حتی جامعه فردای ما به یک میزان مساوی نیاز به مهندس‌های زن و مرد در رشته‌های مختلف ندارد. پس به این معنا نگاه جنسیتی باید داشت اما باز هم می‌گویم که این به معنای ممنوعیت برای یک جنس نیست بلکه می‌توان فقط محدودیت‌هایی را بر اساس نیاز جامعه اعمال کرد. محدودیت می‌تواند از نظر کمیت باشد و نه کیفیت و نوع زنانه و مردانه بودن رشته‌ها.

این نگاه چه نسبتی با سیستم آموزشی در غرب می‌تواند داشته باشد و چطور می‌شود در دنیای امروز این سیستم را در کنار نگاه غربی‌ها گذاشت؟
ما با غربی‌ها در دو محور و دو جبهه رودررو هستیم؛ یک محور آن بحث‌های علمی است و محور دوم بحث‌های ایدئولوژیک و ارزشی است. اگر در جایی تقابلی بین دیدگاه دینی و دیدگاه غربی‌ها تصویر می‌کنیم نباید آن را فقط به بحث‌های علمی محدود کنیم چرا که در مباحث علمی با فرض پذیرش مبانی آنها، نتایجی که می‌گیرند قابل پذیرش است. می‌توان اختلاط و یکسان‌سازی همه رشته‌ها را با مبنای غربی و بر اساس اصول غربی پذیرفت، چون هدف بر مبنای ارزشی آنها برابری کامل است و تفکیک با آن مبنا شاید قابل توجیه نباشد. البته ما نمی‌توانیم تلقی خیلی بسیطی از فرهنگ غرب داشته باشیم. در آنجا هم مخالفان و موافقان زیادی در این زمینه وجود دارند. قطعا طبق دیدگاه‌های مخالف، ارزیابی دیگری نسبت به تفکیک وجود دارد اما من می‌خواهم بگویم که بحث ارزشی اینجا مهم است که اگر نگاه ارزشی را لحاظ نکنیم خیلی نمی‌توانیم چالشی در نتیجه‌گیری‌های مخالفین تفکیک در غرب ایجاد کنیم و از جهت علمی تحقیقات آنها را زیر سوال ببریم. اگر اهداف جامعه غربی را مفروض بگیریم، عدم تفکیک بین دو جنس در امر آموزش، کارکرد مثبتی دارد و این کار به اهداف غربی حتی کمک هم می‌کند.
لذا چالش ما در این مورد بیشتر به بحث‌های ارزشی بازمی‌گردد. یعنی چون ارزش‌های ما و تعاریف ارزشی ما متفاوت است، راه‌کارهای متفاوتی داریم و همانطور که در غرب اینطور ارزیابی می‌شود که آیا سیستم آموزشی در خدمت اهداف جامعه هست یا نه، ما هم در این موضوع به ارزش‌های خودمان رجوع می‌کنیم و سیستم آموزشی را با اهداف و ارزش‌های خودمان می‌سنجیم.

برای سیاست‌گذاری در خصوص جنسیت در آموزش، آیا باید نگاه علمی و آکادمیک داشت یا نگاه ارزشی را باید در اولویت قرار داد؟
سیاست‌گذاری چند رکن دارد و اگر در کنار هم قرار بگیرند می‌توانیم بحث از سیاست‌گذاری کنیم؛ «مبانی اعتقادی و ارزشی»، «مبانی علمی و تجربی» و «فهم وضعیت موجود». اینها ارکان سیاست‌گذاری هستند. نمی‌توانیم صرفا نگاه فقهی یا صرفا نگاه علمی یا اخلاقی و یا هر نگاه صرف دیگر به مسئله داشته باشیم چراکه سیاست‌گذاری باید در کنار اینها ناظر به وضعیت موجود باشد. تجربه هم ثابت کرده است که نگاه فقهی صرف جوابگوی مسایل اجتماعی نخواهد بود. از طرفی هم نگاهی که در محافل آکادمیک و دانشگاهی غلبه دارد، نگاه علمی است و اینها معمولاً منتج نمی‌شوند، به دلیل اینکه مبناهای ارزشی معمولاً مغفول می‌ماند و گاهی سیاست‌های اجتماعی تحت تأثیر نگاه‌هایی هستند که انطباقی با دیدگاه دینی ندارند و لذا مواردی را مسلم می‌گیرند که گاه خلاف دیدگاه دینی است. بهرحال هیچ کدام از اینها به تنهایی نمی‌تواند شناخت دقیقی از مسئله به ما بدهد و باید این چند رکنی را که گفتم در سیاست‌گذاری‌ها در نظر گرفت.

و حرف آخر؟
این بحث مانند همه بحث‌های اجتماعی، پیچیده است و آنچه بحث شد درباره خطوط کلی این موضوع است. وقتی وارد مسایل ریز بشویم و به مرحله اجرا برسیم، خواهیم دید که مشکلات زیادی وجود دارد. بنابراین در بحث جنسیت در آموزش باید گام‌هایی با دقت و ظرافت بسیار برداریم تا به نتیجه مطلوب برسیم. و مهم اینکه به این مسئله کلیشه‌ای نگاه نکنیم؛ یعنی نه بگوییم همه این بحث‌ها بی‌ارزش است و برای تفکیک جنسیتی ارزشی قایل نشویم و نه از طرف دیگر بام بیفتیم و تفاوت‌های جنسیتی را آنقدر پررنگ کنیم که همه مسایل را جنسیتی ببینیم و بخواهیم در همه چیز تفکیک صورت دهیم.
فکر می‌کنم در این مسئله ضمن التزام به اصول کلی که ذکر شد، باید انعطاف لازم را به خرج داد و شرایط را در نظر گرفت تا انشاءالله به نتیجه مطلوب برسیم.

پژوهشکده زن و خانواده با هدف تبیین دیدگاه نظام‌مند دین پیرامون مسائل زن و خانواده، تعمیق پژوهش‌ها و کارشناسی‌های دینی و پاسخ‌گویی به نیازهای تئوریک و دفاع از مرزهای اعتقادی در این حوزه توسط مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران در سال 1377 تاسیس گردید. ادامه ...
نشـانی‌مرکز‌قـم:بلوار الغدیر ، کوچه 10 ،پلاک5 پژوهشکده زن و خانواده
تلفـن: 58-32603357 (۰۲۵)
فکس: 32602879 (۰۲۵)
سامانه‌پیامکی: 1۰۰۰2532907610
نشـانی‌دفترتهــران: بلوارکشاورز،خیابان نادری،ک حجت‌دوست،پ ۵۶
تلفـــــــــــــــــــــــــــــــــن: ۴ ۴ ۹ ۳ ۸ ۹ ۸ ۸   (۱ ۲ ۰)
عضویت در خبرنامه
کلیه حقوق و امتیازات متعلق به پژوهشکده زن و خانواده می باشد.
Wrc.ir © 1380 - 1397