ورود
عضویت
دوره طرح مدرس - آشنایی با رشته مطالعات زنان

گزارشی اجمالی از پیشینه رشته مطالعات زنان در مراکز دانشگاهی ایران

بسمه تعالی
رشته مطالعات زنان را به دلیل محتوا و حواشی آن، میتوان یکی از رشته‌های دانشگاهی حساسیت برانگیز و پرچالش در ایران دانست که در طول عمر کوتاه خود فراز و نشیب هایی را پشت سر گذاشته و همچنان محل بحث و نقد و بررسی است. فکر اولیه برای تأسیس این رشته در مؤسسه مطالعات و تحقیقات زنان مطرح شد. کارشناسان این مؤسسه پس از شرکت در کنفرانس جهانی زنان در پکن در سال 1374 و مواجهه با مباحث مطرح شده در این کنفرانس، به این نتیجه رسیدند که شکل‌گیری چنین رشته‌ای در کشور ضرورت دارد. طرح اولیه رشته مطالعات زنان به وسیله اعضای همین مؤسسه پس از مکاتبه با دانشگاههای گوناگون دنیا آماده و ارائه شد و پس از اقناع مسئولین در دی ماه 1378، طرح دوره کارشناسی ارشد مطالعات زنان در شورای عالی برنامه‌ریزی وزارت فرهنگ و آموزش عالی به تصویب رسید و سال 81-1380 برای اولین‌بار دانشجو پذیرفت.
سال اول ؛ دانشگاههای علامه طباطبایی، تربیت مدرس و الزهرا(علیها السلام) و سال دوم دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد رودهن، در این رشته دانشجو پذیرفتند و در سال 1383، دانشگاههای شیراز و اصفهان و علوم و تحقیقات نیز به جمع ارائه‌دهندگان این رشته افزوده شد. در ابتدا سه گرایش «حقوق زن در اسلام»، «زن و خانواده» و «زن و تاریخ» برای این رشته وجود داشت که گرایش سوم به دلیل نداشتن داوطلب حذف شد.
برخی رویکردهای موسسین این رشته و تاثیرات دولت ها در نحوه برگزاری آن، انتقاداتی جدی را از سوی منتقدان فمینیسم برانگیخت و طرح بازنگری رشته مطالعات زنان در وزارت علوم دولت نهم در دستور کار قرار گرفت تا سرفصل دروس و محتوای این رشته از آنچه به ترویج فمینیسم می‌انجامید، خالی شود.
با تغییر رئیس دانشگاه علامه طباطبایی در اوایل کار دولت نهم و به تبع آن تغییر رویکرد در نگاه به مسائل زنان، ابتدا دانشگاه علامه طباطبایی طرح بازنگری و اصلاح رشته مطالعات زنان را تصویب کرد و کار در سطح وزارت علوم با برگزاری جلسات منظم و متعدد از کارشناسان آگاه به حوزه زنان و منتقد اندیشه‌های فمینیستی پیگیری شد و نتیجه اصلاحات درانتهای سال 87 به دانشگاهها ابلاغ شد و از سال 89 به مرحله اجرا در آمد؛ اما با وجود این بازبینی، دانشگاه علامه رشته مطالعات زنان را از برنامه خود حذف کرد.
در دانشگاه تهران نیز با تغییر رئیس گروه مطالعات زنان، ابتدا واحدهای درسی نظریات فمینیستی به «نقد نظریات فمینیستی» تغییر یافت و تلاش شد تا محتوای اسلامی در این رشته افزایش یابد.
پس از تصویب و اجرای بازنگری، رئیس وقت شورای فرهنگی اجتماعی زنان اعلام کرد که دیگر نگرانی از رواج ديدگاههاي فمينيستي از طريق رشته مطالعات زنان در كشور وجود ندارد؛ زيرا وزارت علوم در طول دولت نهم رشته مطالعات زنان را مورد بازنگري قرار داده و اصلاحات لازم صورت گرفته است و از طرف ديگر اكثر دانشجوياني كه در اين رشته تحصيل ميكنند، به‌دنبال شناخت دقيق تر ديدگاه اسلام در رابطه با زن در نظام جمهوري اسلامي هستند..... و همين علاقه دانشجويان به شناخت ديدگاه اسلام در رابطه با زنان باعث شده است كه زمينه راه‌اندازي رشته مطالعات زنان در چندين مركز حوزوي در قم، فراهم شود.
با وجود این تغییرات، شورای تحول و ارتقای علوم انسانی ذیل شورای عالی انقلاب فرهنگی، تصمیم گرفت رشته مطالعات زنان را نیز در کنار سایر رشته‌های علوم انسانی مجدداً مورد بازبینی و بررسی قرار دهد. غلامعلی حدادعادل؛ رئیس این شورا، رویکرد رایج جهانی به رشته مطالعات زنان را در تعارض و تباین جدی با اسلام دانست و عنوان کرد: «دشمن نيز با وقوف به اين موضوع، هجمه از اين موضع به اسلام را در دستور كار خود قرار داده است و متأسفانه در گذشته، اين مباحث مقلدانه، بدون نقد و بررسي در دانشگاه هاي ما تدريس شدند و به همين دليل شورايعالي انقلاب فرهنگي وارد موضوع شد تا در اين مورد تجديد‌نظر اساسي صورت گيرد.... بايد در كنار تدريس مباحث رايج در غرب، نقد و بررسي اجتهادي و به دور از خودباختگي در دانشگاه هاي ما رواج يابد.»   جلسات این شورا همچنان ادامه دارد و به گفته دکتر محمدتقی کرمی؛ مدیر گروه مطالعات زنان دانشگاه علامه طباطبایی و عضو هر دو تیم بازنگری در وزرات علوم و شورای تحول، دو رشته کارشناسی ارشد «زنان و خانواده» و «حقوق زن در اسلام» تاکنون بازبینی شده و منتظر نظر قطعی شورای تحول است. کار بررسی دکترای «حقوق زن در اسلام» به پایان رسیده و دکترای «زن و خانواده» نیز در مرحله بررسی طراحی سرفصل هاست.
دکترای «حقوق زن در اسلام» در دانشگاه تربیت مدرس از سال 1392 دانشجو پذیرفت. در دانشگاه ادیان و مذاهب قم نیز، دکترای رشته «مطالعات نظری جنسیت» و «حقوق زن در اسلام» آغاز به کار کرد. رشته مطالعات زنان دانشگاه تهران در سال 92 دانشجو نپذیرفت تا ساختار و محتوای آن بر اساس مصوبات شورای تحول در علوم انسانی تغییر کند. دانشگاه علامه با تغییر دولت و ریاست این دانشگاه اعلام کرد که در سال آینده رشته مطالعات زنان را مجدداً برقرار می‌کند. سایر دانشگاه هایی که این رشته را ارائه می کردند نیز همچنان در این مدت به کار خود ادامه داده‌اند.
آسیب‌ها و چالش‌های پیش روی این رشته
اهداف متفاوتی که برای تأسیس این رشته از سوی کارشناسان و متولیان مختلف مطرح شد و آنچه در عمل اتفاق افتاد، از یک سو نشان‌دهنده تشتت آراء در این حوزه، و از سوی دیگر عاملی برای ایجاد نگرانی درباره نحوه عملکرد این رشته و تقاضا برای تغییر و تحول در این رشته نوپا شد.
طراحان اولیه رشته مطالعات زنان در دانشگاه‌ها به گفته خودشان پس از کنفرانس پکن و ملاحظه مباحث آکادمیک و فعالیت های عملی زنان جهان که عمدتاً پیرو اندیشه‌های فمینیستی بود، به ضرورت ایجاد چنین رشته‌ای در کشور رسیدند. از سوی دیگر به تدریج مباحث فمینیستی همزمان با اندیشه‌های لیبرال و سکولار در دهه 70 مطرح می‌شد و حامیان این مباحث نیز برای جهت‌دهی به رشته مطالعات زنان تلاش می کردند. همچنین گروه های منتقد اندیشه‌های فمینیستی نیاز به پاسخگویی به این گونه شبهات و تبیین نگاه  بومی و دینی  به مسائل زنان را در کشور احساس میکردند و رشته مطالعات زنان را محملی برای نیل به این هدف می‌دانستند.
در چنین فضایی تأسیس رشته مطالعات زنان به طور ضمنی با دو هدف مختلف پیگیری شد. از یک سو برخی هدف از تأسیس این رشته را رواج اندیشه‌های فمینیستی برای ایجاد جنبشی مشابه کشورهای غربی در ایران عنوان می نمودند. این در حالی است که هدف از تأسیس رشته در مصوبه شورای عالی برنامه ریزی چنین مطرح شده است: «هدف تأسیس این رشته، معرفی شأن و نقش زن در جهان هستی از دیدگاه اسلام، تربیت نیروی انسانی متخصص در جهت آموزش و پژوهش در امور زنان؛ تربیت نیروی انسانی جهت سیاستگذاری مطلوب در سطوح مختلف برنامه‌ریزی کشور و تقویت بینش علمی نسبت به مسئله زن جهت اصلاح نگرش های اجتماعی و فرهنگی است».  
اگرچه اهداف مهم و ارزشمندی  برای رشته مطالعات زنان تدوین و تصویب شده است، اما معمولاً آنچه در عمل اتفاق می‌افتد تاحدی با اهداف فاصله دارد و آسیب ها و آثار جانبی ناخواسته‌ای نیز رخ می‌دهد که باید مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد و برای اصلاح آن اندیشیده شود.گروهی از منتقدان فمینیسم معتقدند این رشته به ترویج اندیشه‌های فمینیستی در کشور کمک می‌کند و آسیب‌های جدی به همراه دارد. در مقابل گروهی دیگر مدعی هستند که طراحی این رشته‌ها به خصوص بعد از اصلاح در شورای تحول علوم انسانی، بر اساس محتوای بومی‌ و اسلامی ‌انجام شده است و جای نگرانی برای رواج اندیشه‌های غربی نیست. گروه هایی نیز ترویج اندیشه‌های مطرح دنیا از جمله فمینیسم را در حوزه مطالعات زنان، برای ارتقای وضعیت زنان در کشور ضروری می‌دانند. علاوه بر اختلاف نظر در مبانی طرح‌ریزی این رشته، نقدهای فراوانی نیز بر کیفیت برنامه‌ریزی و آموزش در این رشته، و منابع و اساتید مطرح میشود که جای تأمل دارد.
کمبود منابع و نواقص برنامه‌ریزی در رشته مطالعات زنان، اندک بودن اساتید جامع و برجسته نسبت به حجم نیازها، عدم بهم پیوستگی برخی سرفصل‌ها، نبود نشریات علمی وزین متناسب با انتظارات از جمله آسیب‌ها و چالش‌های فراروی این رشته در مراکز دانشگاهی است.
از سوی دیگر به دلیل حساسیت نسبت به ترویج اندیشه‌های فمینیستی در کشور و نگاه‌های متفاوت تأییدی یا انتقادی در این زمینه، نسبت رشته مطالعات زنان و اندیشه‌های فمینیستی محل بحث و موضع‌گیری بین اساتید و کارشناسان بوده است. پیش از بازنگری‌ها در محتوا و طراحی رشته‌ مطالعات زنان، برخی مانند دکتر حسین کچوئیان، استاد رشته جامعه‌شناسی، معتقد بود این رشته نام معصومانه‌ای است برای انتقال اندیشه‌های فمینیستی؛  اما دکتر اباذری، استاد جامعه‌شناسی، چنین ملازمه‌ای را گریزناپذیر نمی‌دانست. از نظر او مطالعات زنان می‌تواند فمینیستی نباشد.   منیره نوبخت، عضو شورای فرهنگی اجتماعی زنان نیز پس از بازنگری رشته در وزارت علوم اعلام می کند که سرفصل ها در دولت نهم اصلاح شده و براساس مبانی اسلامی‌بازنویسی شده است و دیگر فمینیستی نیست ؛  درحالی‌که شهلا اعزازی از ضعف آثار مکتوب اسلامی در حوزه مطالعات زنان در نگاه انتقادی به نابرابری‌های موجود در جامعه و عدم ارائه راه‌حل برای آن،یا به نوعی، از فمینیستی‌نبودن محتوا انتقاد می‌کند.
با این وجود ممانعت از ترویج اندیشه‌های فمینیستی و آموزش نقد آن به دانشجویان، از جمله اهداف اصلی شورای تحول در علوم انسانی در بازنگری این رشته بوده است. محمدتقی کرمی در این‌باره می‌گوید: «رشته مطالعات زنان در غرب، فمینیسم را پیش فرض گرفته و در صحت آموزه‌های آن تشکیک نمی‌کند، بلکه به صورت ایدئولوژیک آن را می‌پذیرد و تمرکز را نه بر شناخت، که بر ایجاد تغییرات مطلوب فمینیستی در جامعه می‌گذارد. در کشور ما البته به این صورت نیست، اما اندیشه‌های فمینیستی در قالب دروسی مانند نظریات فمینیستی و نقد آن یا جامعه‌شناسی جنسیت برای دانشجویان مطرح میشود. در این شرایط اگر استاد در ارائه این مباحث و نقد آنها قوی باشد، در مجموع میتواند به غلبه گفتمان دینی و اسلامی بیانجامد.
مسئله اینجاست که اولاً طرح بخشی از مباحث فمینیستی در کشور مورد نیاز است و هرکس از ظلم به زنان سخن بگوید لزوماً حرف بی‌ربطی نزده است، ثانیاً اندیشه‌های فمینیستی اگر در رشته مطالعات زنان هم مطرح نشود، در فضای روشنفکری جامعه به هر حال رواج دارد و در رشته‌های دیگر مانند جامعه‌شناسی، علوم ارتباطات یا مددکاری نیز بعضاً ارائه میشود و پایان‌نامه‌هایی با رویکرد کاملاً  فمینیستی در این حوزه کار شده است؛ در حالیکه حساسیت‌ها فقط بر رشته مطالعات زنان متمرکز شده است. بنابراین باید جایی باشد تا این دیدگاه‌ها را به درستی طرح و سپس نقد و بررسی کند تا دانشجویان با زوایای مختلف این مباحث آشنا شوند و ضعف ها و قوت‌های آن را ببینند.». به نظر او «باید در رشته مطالعات زنان به جای حساسیت بر عناوین درس‌ها، بر کیفیت کار استادان متمرکز باشیم و تعداد کمی دانشجو بپذیریم و فقط دانشگاه‌هایی که توان لازم را دارند، این رشته را ارائه کنند. مکانیزم محدودکردن دانشگاه‌ها برای تأسیس رشته مطالعات زنان هنوز طراحی نشده است، اما جزو دستور کار طرح تحول هست که بعضی دانشگاه‌ها بسته به توانشان در این رشته توسعه پیدا کنند و محدودیت‌هایی در توسعه کمی نیز لحاظ شود.»
آثار منفی رشته مطالعات زنان در دانشگاه‌ها از نظر این استاد دانشگاه در سه موضوع قابل بررسی است:
1. برجسته‌کردن بیش از حد مسئله زنان از سوی فارغ‌التحصیلان این رشته و طرح انتقادات نابجا و غیرلازمی‌که به نق‌زدن شباهت پیدا می‌کند و تبعات منفی برای جامعه دارد. به عنوان مثال گاهی برخی از تنش‌ها در خانواده به‌گونه‌ای مسئله‌ساز می‌شود که گویا ایده‌آل این است یا اساساً ممکن است که زن و مرد در زندگی مشترک هیچ مشکلی با یکدیگر پیدا نکنند.
2. کم‌توجهی به خانواده در گفتمان حاکم بر رشته مطالعات زنان؛ البته با اصلاح سرفصل های این رشته تا حدی مشکل مرتفع میشود، اما از آنجاکه گفتمان مطالعات زنان در ایران از ابتدا در حوزه مسائل جنسیتی شکل گرفته و خانواده در آن پررنگ نیست، نیاز به تقویت در این زمینه دارد.
3. فقدان هویت تحصیلی و شغلی مطلوب برای فارغ‌التحصیلان این رشته؛ این افراد اگرچه بخشی از عمر خود را برای تحصیل در این رشته هزینه می‌کنند، اما تعریف روشنی از جایگاه آنان در جامعه و موقعیت های شغلی و تحقیقاتی وجود ندارد. همین مسئله به‌تدریج آنان را درباره همه چیز سرکش و منتقد می کند و بعضاً برای آنکه پایگاه، هویت و معنایی برای خودشان تعریف کنند، مسئله‌هایی غیرضروری یا غیرواقعی ایجاد میکنند. این مشکل البته اختصاص به فارغ‌التحصیلان این رشته ندارد.
چنانکه موضع‌گیری اعضا و مصوبات شورای تحول نشان می دهد، هدف آن بوده که رشته مطالعات زنان به ترویج اندیشه‌ها و فعالیت های فمینیستی و سبک‌های زندگی متناسب با آن منجر نشود و باورهای اسلامی در مقابل شبهه‌ها متزلزل نگردد. به همین دلیل تلاش شده است تا رشته مطالعات زنان از ذیل دانشکده‌های علوم اجتماعی با رویکردهای غالب غربی بیرون بیاید و بیشتر رنگ و بوی فقهی و حقوقی بگیرد؛ که به نظر میرسد بضاعت دانشگاه‌های ما برای تأمین استاد و محتوای اسلامی در این حوزه بیشتر است و خطر نفوذ اندیشه‌های غربی اش کمتر. اما باید دید حاصل این اصلاح و بازنگری‌های شورای تحول در علوم انسانی در عمل به کجا می‌انجامد. آیا حذف برخی واحدهای اخذشده از دانشگاه‌های غربی و افزودن واحدهای نقد اندیشه‌های فمینیستی، میتواند هدف طراحان را تأمین کند؟ آیا منابع انسانی و متون آکادمیک لازم برای تأمین اهداف طراحان وجود دارد و یا برای فراهم آوردن آن، برنامه‌ریزی لازم صورت گرفته است؟ آیا رشته حقوق زن در اسلام که به‌ویژه در دوره دکترا به طور کامل به فقه و حقوق و فلسفه آن در متون دینی می‌پردازد، از عهده تبیین تفاوت های حقوقی زن و مرد بر می آید و فارغ‌التحصیلان کاملاً راجع به این تفاوت ها و حکمت آنها اقناع شده‌اند و اندیشه‌های برابری‌خواه برای آنان جذابیت و رنگی ندارند؟
رشته مطالعات زنان در حوزه‌های علمیه خواهران و فرصت‌ها و بایسته‌ها
با توجه به آسیب‌های رشته مطالعات زنان و دغدغه‌های مسئولین جهت جلوگیری از تبدیل شدن این رشته به مجالی برای طرح اندیشه‌های فمینیستی در کشور، پرسش اساسی این بود که آیا اجازه تأسیس این رشته‌ها در مراکز حوزوی یا برای طلاب حوزه در دانشگاه ها، می تواند به تقویت مواضع دین و تضعیف اندیشه‌های فمینیستی در کشور بی‌انجامد؟ برآورد کارشناسان حاکی از آن بود که ترویج دیدگاه‌های دینی به حضور جدی طلاب و حوزه‌های علمیه در این عرصه نیازمند است و به همین واسطه در سال 89 پیش نویس تأسیس رشته مطالعات اسلامی‌زنان ویژه خواهران در سطح سه حوزه که از سوی مرکز تحقیقات زن و خانواده آماده شده بود به تصویب رسید و اجرا شد.  در این دوره علاوه بر دروس تخصصی فقهی و اسلامی، واحدهای چون جریان‌شناسی فمینیسم، مبانی و آثار فمینیسم، جامعه‌شناسی جنسیت، اخلاق جنسیتی و جنسیت و تعلیم و تربیت نیز آموزش داده می شود.
بخشی از اهداف حوزه از ارائه چنین واحدهایی، آن است که فارغ‌التحصیلان بتوانند مواجهه عالمانه ای با امواج فکری فمینیستی و التقاطی داشته باشند و نیاز رو به رشد نظام اسلامی را درباره مسائل نوپدید زنان و خانواده و در حوزه مدیریت‌های فرهنگی و کارهای کارشناسی با تسلط به مباحث جنسیتی پاسخ دهند و جایگاه زن و خانواده را در اندیشه اسلامی‌تبیین کنند.
سال 92 نیز برای اولین‌بار دانشگاه ادیان و مذاهب قم از طلاب سطح سه حوزه علمیه برای دکترای «مطالعات نظری جنسیت» و «حقوق زن در اسلام»، دانشجو پذیرفته است. تصور اولیه آن است که ارائه این مباحث در فضای اندیشه‌های اسلامی‌ و برای طلاب حوزه‌های علمیه، میتواند ضمن تقویت رویکرد دینی در مطالعات زنان، بر آثار منفی آموزش اندیشه‌های فمینیستی نیز غلبه کند و فارغ‌التحصیلانی پرورش دهد که برای پاسخ گویی به شبهات فمینیستی و حل مسائل زنان با رویکرد دینی توانمند باشند.
ضمن آن‌که تربیت و آموزش استادانی برای رشته مطالعات زنان در حوزه و دانشگاه، از جمله اهدافی است که حوزه‌های علمیه برای تأسیس رشته مطالعات اسلامی زنان داشته‌اند.
این اقدام حوزه علمیه می تواند موجب شود که مسئله زنان در کشور بصورت منطقی و به دور از افراط دیده شود و پروژه‌های مخصوص زنان؛ به‌ویژه با رویکردهای کیفی، طراحی و اجرا شود. حساسیت نسبت به جنسیت، نکته ای مثبت و مهم و از نیازهای کشور است که رشته مطالعات زنان به شکل‌گیری و بسط آن کمک کرده است و حوزه‌های علمیه می توانند با تکیه بر مبانی دینی و ظرفیت‌های نیروی انسانی ارزش مدار، به ترسیم جایگاه جنسیت در منظومه دینی کمک نمایند.
رهیافت‌های حوزه علمیه می تواند پتانسیل‌های رشته مطالعات زنان را برای ترویج فمینیسم، کمرنگ کند و این رشته را در بستر اندیشه‌های اسلامی بنشاند و دانشجویان را به سمتی هدایت کند که از یک سو با غنای تعالیم دینی و ضعف اندیشه‌های غربی آشنا شوند و از سوی دیگر پاسخ پرسش‌های روز در حوزه مسائل زنان را از این منبع غنی استخراج کنند؛
واقعیت آن است که حوزه مسائل زنان و خانواده در کشور؛ به‌ویژه پس از انقلاب اسلامی‌و ارائه تعریف جدیدی از هویت و شخصیت زن مسلمان و نقشهای فردی و اجتماعی او توسط امام خمینی(ره) تحول چشمگیری یافته و تأثیر مدرنیته بر افکار و سبک زندگی مردم نیز بر پیچیدگی شرایط افزوده است، به طوری‌که فقه پویای شیعه راهی سخت و طولانی برای پاسخ گویی به این مسائل در پیش رو دارد. رشته مطالعات  اسلامی زنان نیز چه در حوزه و چه در دانشگاه، باید بتواند برای مسائل امروز زن و خانواده در کشور با نگاهی بومی‌چاره‌اندیشی کند یا لااقل توصیف‌های دقیق و راه‌گشایی از وضعیت موجود به متفکران و چاره‌اندیشان ارائه دهد.

مرکز تحقیقات زن و خانواده با هدف تبیین دیدگاه نظام‌مند دین پیرامون مسائل زن و خانواده، تعمیق پژوهش‌ها و کارشناسی‌های دینی و پاسخ‌گویی به نیازهای تئوریک و دفاع از مرزهای اعتقادی در این حوزه توسط مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران در سال 1377 تاسیس گردید. ادامه ...
نشـانی‌مرکز‌قـم: خیابان جمهوری، میدان سپاه، بطرف ریل، پلاک ۵۰
تلفـن: ۱۳-۳۲۹۰۷۶۱۰ (۰۲۵)
سامانه‌پیامکی: 1۰۰۰2532907610
نشـانی‌دفترتهــران: بلوارکشاورز،خیابان نادری،ک حجت‌دوست،پ ۵۶
تلفـــــــــــــــــــــــــــــــــن: ۴ ۴ ۹ ۳ ۸ ۹ ۸ ۸   (۱ ۲ ۰)
تعداد کل کاربران : 16253
کاربران آنلاین :     33
کلیه حقوق و امتیازات متعلق به مرکز تحقیقات زن و خانواده می باشد.
Wrc.ir © 1380 - 1394