آثار‌مرکز‌تحقیقـــات‌زن‌وخانـــواده


        
دوماهنامه علمیٰ فرهنگی و اجتماعی حوراء
دفتر مطالعات و تحقیقات زنان
شماره: 19 / 1385
سردبیر: شورای سردبیری -
مدیر هنری: مهدی قدیانلو - طراح جلد:
ویراستار: عکاس:
نشانی: تهران-بلوار کشاورز-خیابان نادری-کوچه حجت دوست-پلاک56-طبقه سوم
تلفن: 02188983028ایمیل: hora@awrc.ir
سخن نخست
نگاه ویژه/ خانواده ایرانی؛ تأملات و پرسش‌ها
اعصار زوج، اصرار زوجه
راه‌های تحکیم خانواده در فرآیند جهانی شدن
خانواده در اسلام/ گفت‌وگو با حجت‌الاسلام و المسلمین غروی
نقد اندیشه/ قانونی که اجرا نمی‌شود
نقد اندیشه/زنان در آستانه‌های قدرت
پایان ازدواج در اسکاندیناوی
جنبش غربی فمینیسم و تلاش‌های جهانی‌سازی
زنان سیاسی ایران/ فرخ‌رو پاسای
پرسش و پاسخ/ حضانت اطفال
تازه‌های نشر
گزارش همایش علمی- تخصصی بررسی ابعاد اشتغال زنان
زنان در ورزشگاه آزادی/ گزارش خبری امکان حضور زنان در ورزشگاه
خبر

ترجمه
جنبش غربی فمنیسم و تلاش‏های جهانی سازی
 نويسنده: دکتر ابراهيم ناصر/مترجم: علي زائري وند


جنبش غربی فمنیسم و تلاش‏های جهانی سازی نوشته دکتر ابراهیم ناصر ابتدا به بررسی دو جریان اول و دوم فمنیسم و اصول آنها با توجه به پایه‏های نظام بین المللی معاصر می‏پردازد. سپس به جهانی سازی تفکر فمنیسم غربی و موضع گیری کشورهای عربی و اسلامی اشاره کرده و در پایان راه‏ها و موانع چگونگی مواجهه با موضع گیری‏های خارجی را بررسی و تحلیل می‏کند.

مرحله جديد جنبش غربي فمنيسم:
جنبش فمنيسم جنبشي غربي است که پيش از اين به جنبش آزادي سازي زن شهرت يافته بود و سپس با تهاجم نظامي و فرهنگي به جوامع عربي و اسلامي وارد شد و از چندين دهه پيش، امت اسلام را گرفتار کرد و هنوز نيز اين افکار پياپي و با توجه به تحولات فکري آن در سرزمين اصلي خود وارد جوامع ما مي‏شود.
پيروان فمنيسم آن را اين چنين تعريف کرده اند: فلسفه‏اي است منکر اختصاص توانايي ها و مهارت‏هاي انسان به مهارت‏هاي مرد و ارايه فلسفه و تصوري در مورد اشيا از ديدگاه زن.
متخصصان، بين فمنيسم (زن سالاري) و زنانگي تفاوت قايلند؛ زنانگي در حقيقت فعاليت‌هايي است که زنان بدون توجه به بعد فکري و فلسفي به آن مي‏پردازند و فقط به صرف اين‌که فعاليت‌هايي هستند که زنان به آن‌ها همت مي‏گمارند، ولي فمنيسم بنابر تعريف فوق عبارت از مضمون فلسفي و فکري خاصي مي‏باشد.
دلايل شکل‏گيري اين مکتب در غرب، چهره زن در منابع فرهنگي و ديني غرب يعني ميراث يهود و مسيح مي‏باشد. با در نظر گرفتن اين نکته که اين حرکت نتيجه جامعه و فرهنگ خود آن‌ها است و نه جوامع ديگر – خواه اسلامي و يا غير اسلامي – و اين تفکر از همين جامعه برخاست و رشد و نمو پيدا کرد و از مهم‏ترين دلايل وجود آن مي‏توان به تصوير زن در ميراث يهودي و مسيحي اشاره کرد. زن در اين ميراث، سرچشمه خطا است، چرا که او آدم را فريفت تا از آن درخت بخورد و اين چيزي است که در کتاب‌هاي  ديني تحريف شده آنان اشاره شده است. هنگامي که حوا اين عمل را انجام داد خداوند در نهايت حکم به برتري مرد بر وي داد و پس از آن احکام و اوصاف ديگري بر زن بار شد مانند اين‌که زن شيطان و ملعون است و اين‌که او روح ندارد تا به وسيله آن به بهشت راه يابد بلکه بيشتر وارد جهنم مي‏شود و نيز هيچ فضيلتي ندارد که به واسطه آن وارد بهشت شود. اين يکي از دلايل وجود اين جنبش و اسباب انتشار اين افکار مي‏باشد.
دليل ديگر اين جنبش افراطي، موضع‏گيري بسياري از متفکران و فلاسفه غربي در برابر زن مي‏باشد. از «افلاطون» فيلسوف مشهور يوناني گرفته که در تعدادي از کتاب‌ها و گفت‌وگوهايش زن را با بندگان و بدان و بي‌خردان و بيماران به تصوير کشيده تا فلاسفه معاصر مانند «دکارت» که در جريان فلسفه دوسويه‏اش که بر عقل و ماده تکيه مي‏کند، عقل را به مرد و ماده را به زن مربوط مي‏داند.
«کانت» يکي از پدران فلسفه غرب، زن را در تمامي زمينه‏ها و قدرت‏هاي عقلي ضعيف مي‌پندارند، همچنين فيلسوف انقلاب فرانسه (ژان ژاک روسو) مي‏گويد: زن تنها براي مسايل جنسي و توليد مثل آفريده شد. فرويد يهودي پيشگام مکتب تحليل روان شناسانه نيز ديدگاه مشهوري در مورد زن دارد و در آن از زن به عنوان جنس ناقص ياد مي‏کند که نمي‏تواند به پايه مرد برسد يا حتي به او نزديک شود.
اين موضع‌‌گيري سنتي ديني که از تحريف عهد قديم و جديد برخاسته بود و نيز موضع‌‌گيري اين متفکران و فلاسفه، دو عامل اصلي اين جنبش به شمار مي‏روند.
داعيان فمنيسم، اين افکار را زمينه‏اي براي گسترش فرهنگ ضد زن دانستند که مفاهيم، ارزشها و مباني حرکت فمنيسم غربي را تشکيل داد سپس تلاش کردند اين حرکت را جهاني کنند.
از نظر فمنيست‏ها نتايجي که موضعگيري سنتي ديني و موضع فکري – فلسفي به جاي گذاشت چه بود؟
آن‌ها مي‏گويند: منزوي کردن زن و سيطره مرد بر او سبب شکل گيري جمعيت‌هاي  مرد سالار تندرو شد که به زن هيچ فرصتي براي اثبات وجود خود نمي‏داد و اين‌جا  سرچشمه تبعيض بر اساس جنس يعني تبعيض عليه زن شد. از اين رو جنبش فمنيسم غربي راه حل را در رها کردن اين نظريه که همان عقايد و افکار ديني و قوانين آسماني باشد يافت از اين رو که وضعيت امروز زن پيامد همان نظريات ديني است.
سپس ايده نزاع بين زن و مرد بروز يافت تا زن حقوقي را که مرد از او سلب کرده، باز پس گيرد. يعني رابطه زن و مرد يک نبرد حقوقي شد. از اين رو يکي از مهمترين راه‌‌كارهايي  که فمنيسم غربي مطرح کرد، رها کردن عقايد و دين بود، زيرا مکتب فمنيسم بر پايه تفکر سکولاريسم محض استوار است و بايد بپذيريم که بيشتر جوامع اسلامي نيز از آن تأثير پذيرفته اند.
در خلال روند اين تفکر دو جريان درون مکتب فمنيسم در جوامع غربي شکل گرفت:

جريان اول:
جريان ليبرالي فمنيسم معروف به جنبش آزادي زن که يک قرن و نيم پيش در جهان غرب آغاز شد و بر دو پايه اساسي تساوي و آزادي استوار است. تساوي بين زن و مرد و آزادي تقريبا بي‌حد وحصر که بر پايه آن دو مدرنيسم  در غرب پديد آمد. چگونگي تشکيل آندو پايه داستان فلسفي طولاني دارد که نيازي به درنگ در آن نيست ولي با نگاهي به نتايج آن در مي‏يابيم که مکتب فمنيسم به عنوان يکي از دستاوردهاي تمدن غرب بر آندو پايه استوار است و تحکيم اين مکتب در اين چند مرحله انجام شد:

1. دو انقلاب در غرب اين دو پايه را رشد دادند؛ انقلاب 1779م آمريکا و انقلاب 1789م فرانسه و مباني اين دو انقلاب در قوانين اساسي دولتهاي امريکا و فرانسه جاي داده شد سپس در ژرفاي تفکر معاصر غرب خود را جاي داد.

2. نظام بين المللي معاصر بر اين مباني پايه ريزي شده است و هنگامي که اصول سازمان ملل متحد در سال  1945م بنيان گذاشته شد، در سند آن رد تبعيض بر اساس جنس و تحقق مساوات مطلق گنجانده شده بود. رد تبعيض و مساوات به معناي غربي که بر پايه تفکر نزاع بين زن و مرد بر سر حقوقي که مرد بر آن مستولي است، بنا نهاده شده است.

3. اساس‌‌نامه‌ها و پيمان‌هاي  بين المللي بر مبناي اين اصول پايه گذاري شده و مهمترين پيمانها در اين زمينه، اين دو سند است:
الف: بيانيه جهاني حقوق بشر 1948م که بر وجوب التزام به اين اصول تصريح و بر عدم تبعيض جنسي و تحقق مساوات يکسان بين زن و مرد و به ويژه بر آزادي ازدواج در ماده هفت و شانزده خود تاکيد مي‏کند.
ب: سند دوم که در بين اين پروتکل‌ها از اهميت بيشتري برخوردار است، قطعنامه سيداو( Cedaw) يا «کنوانسيون محو کليه اشکال تبعيض عليه زنان» است که تفاهم‌‌نامه‌اي  متشکل از 30 ماده است. شانزده ماده اول آن بر عدم تبعيض عليه زن، تحقق مساوات بين زن و مرد، تشويق اختلاط بين دو جنس و مساوات در ازدواج و طلاق اشاره دارد.

4. مرحله جهاني سازي اين تفکر از راه اسناد و پيمان‌‌هاي بين المللي و گسترش آن به وسيله کنفرانسهايي زير نظر سازمان ملل متحد که هر از گاهي در مسايل اجتماعي برگزار مي‏شود، مانند کنفرانس جمعيت در قاهره 1994م و کنفرانس زن در پکن 1995م که کنفرانس پکن از ديگر کنفرانس‌ها مهمتر است زيرا سند آن در مصاف با پيمان سيداو از لحاظ اهميت و پيگيري، حکم مرجع پيدا کرده است. با وجود اين‌‌كه  اسناد اين کنفرانس‌ها توصيه‏اي است و نه پيمان بين المللي، اما تلاش شديد براي پيگيري عملي کردن مقررات اين قطعنامه (سند پکن) نشان از مرجع بودن آن دارد. در سال 2000م در نيويورک نشستي بين المللي موسوم به پکن + 5، بر پا شد که هدف آن دنبال کردن اجراي اين سند بود و در فوريه سال 2005م کنفرانس پکن + 10 در نيويورک و با هدف پيگيري اجراي توصيه‏هاي همين سند برگزار شد و در تمامي اين نشست‌ها از دولت‌ها خواسته شد تا گزارش‌هايي بيانگر ميزان پيشرفت اجراي اين توصيه‏ها ارايه دهند و موانع اجرايي نشدن بعضي مواد را بيان کنند.

جریان دوم
دومين جرياني که جنبش فمنيسم غربي به دنبال داشت،عبارت از جريان تندرو فمنيسم بود که خواستار تغيير ساختار اجتماعي، فرهنگي، علمي، زباني و تاريخي است؛ زيرا اين مباني، متعصبانه به مرد مي‏نگرد و درون اين جريان شاخه‏هايي شکل گرفت که دعوت به دين جديد (زن پرستي) مي کنند.
Femal Paganism يا دين جديد زن بر مبناي الهه قرار دادن زن در مقابل اديان مردگرا که در آن خدا مرد است به وجود آمد. پس زن بايد در دين جديد الهه باشد.

مهمترين اصول اين جريان
دست کشيدن از افکار مقدس که متون وحيانی و ميراث ديني آن را بيان مي‏کند و اين‌‌جا  نقطه برخورد اين دو جريان است. نبرد با اديان نقطه مشترک اين دو جريان است.
دست کشيدن از زنانگي، زيرا زن بودن سبب ضعف زن و استيلاي مرد بر اوست، زنانگي به ازدواج، ازدواج به مادري و مادر بودن به تشکيل خانواده منجر مي‏شود که در همه اين مراحل، زن طرف ضعيف و مرد طرف چيره است.
چگونگي دست کشيدن از زنانگي در تفکر اين جريان:
اين امر با برخي اقدامات محقق مي‏شود:

الف: تغيير اين نظام خانوادگي که مرد سالارانه بوده  و زن در آن مقهور است، با نابود کردن اين مفهوم از خانواده و جايگزيني خانواده دموکراتيک به جاي آن.

ب: حق آزادي زن در سقط جنين بنابر خواسته وي و تسهيل اين راه.

ج: هم جنس بازي که به زن اين آزادي را مي‏دهد تا بي نياز از مرد در مسايل جنسي، تمايلات خويش را ارضا کند.

د: تدوين يک نظريه فمنيستي براي تحقق مساوات بين دو جنس با جدا کردن روانشناسي و جامعه‏شناسي سنتي بين زن و مرد و جايگزين کردن مفهومي بديل آن به نام جنسیت (Gender) – يک گونه اجتماعي – که بدل اصطلاح جنسي (Sex) است.

مفهوم Gender چيست؟
اين مفهوم بر تغيير هويت بيولوژيک و روانشناختي کامل زن مبتني است و مرزهاي روان‌شناسي، بيولوژيک و عقلي بين دو جنس و نيز هويت اجتماعي را که نقش متفاوتي در زندگي هر يک از دو جنس دارد، مي‏زدايد.
بنابر تفسير اين جريان تندروي فمنيسم، دليل تبعيض و اختلاف بين زن و مرد، رشد اجتماعي و خانوادگي در جامعه‏اي مرد سالار مي‏باشد، يعني سازماندهي مرد گراست؛ خدايان مرد هستند و حتي عقيده تثليث مسيحيت مردگراست و پدر، پسر و روح القدس همگي مذکر هستند و ضمير مذکر (He) براي آن‌‌ها ا به کار برده مي‏شود، نه ضمير مونث (She).
اين تربيت و رشد اجتماعي، خانوادگي و زيست محيطي که مرد در آن بر زن حکمراني مي‏کند، نقش زن را در اجتماع مشخص مي‏نمايد و سرچشمه تبعيض جنسي است. بنابراين زن در اثر تربيت اجتماعي، زيست محيطي و اصطلاحات زباني که بين زن و مرد تفاوت مي‏گذارد، ويژگي‌هاي زنانه را به دست مي‏آورد در حالي که ذات يکي است و هيچ ذاتي در جوهرش مذکر يا مونث نيست.
اين اعتقاد به ايده Gender يعني گونه اجتماعي رهنمون مي‌شود زيرا اگر صفت جنسيت (مذکر و مونث) باقي بماند، با همه تلاش‌ها، تحقق مساوات امکان پذير نخواهد بود. پس براي رسيدن به مساوات يا حداقل، کم کردن تبعيض بايد صفت زنانگي از بين برود يا دست کم کم‌رنگ شود و بنابراين جامعه، زندگي و روابط اجتماعي بر اساس جنسيت و مرد و زن بودن تقسيم نمي‏شود و فقط نوع بشر حاکم مي‏شود. در اين صورت اين دوگانگي اجتماعي متشکل از زن و مرد از ميان برداشته مي‏شود.
به فرض اين‌‌كه خانواده سنتي سدي در برابر تحقق تساوي کامل به شمار مي‏رود، ساخت خانواده دموکراتيک و پي‌ريزي مفهوم جديد خانواده که هم‌گام و همسو با اصول اين جريان باشد، چگونه ممکن خواهد بود؟
اين مسأله با برخي اقدامات به نتيجه مي‏رسد و در نهايت ويژگي‌هاي  خانواده دموکراتيک را محقق مي‏کند. مهمترين اين اقدامات:
لغو کانون ازدواج؛ زيرا اين کانون مانع اساسي در راه تحقق مساوات، محسوب و در نهايت منجر به شکاف طبقاتي بين زوج‌ها و پي‏ريزي حاکميت مرد بر زن مي‏شود.
آزادي زن در بارداري، سقط جنين، زايمان و لقاح مصنوعي. چرا که حاملگي و زايمان دو کار ظالمانه در حق زن است که بايد زن از آن دو آزاد شود.
لغو نقش زن در تربيت فرزندان و انجام امور منزل و بر‌پايي مراکز تربيتي کودکان در جامعه و نه در منزل.
اين اصول نزد برخي طرفداران اين جريان سبب شکل گيري دين جديد بت پرستانه‏اي به نام دين جديد زن يا زن پرستي (Female Paganism) شد و بنابر آخرين آمار به دست آمده در دهه هفتاد ميلادي، بيش از دويست هزار زن به اين دين جديد گرويده‏اند و انتظار مي‏رود اين ميزان در مرحله پست مدرنيسم افزايش يابد. زيرا اصول اين جريان مطابق با مباني و افکار پست مدرنيسم است مانند نسبي گرايي و رد ثابت. از عجايب انديشه اين جريان تندرو (زن پرستي) اين که آنان علم مادي طبيعي را متهم مي‏کنند که موجب بيگانگي انسان از خود و از ايمان روحي مي‏شود. از اين رو اين جنبش يکي از اهداف خود را بازگرداندن روح به انسان از طريق الهه قرار دادن طبيعت مي‏داند که به بازگشت رابطه انسان و طبيعت کمک مي‏کند، پس از اين‌كه که مرد مستبد با ساخت ابزارهاي ويران‌گر آن را نابود کرده است. پس بايد دوباره روابط انسان و طبيعت به واسطه زن از سر گرفته شود چرا که رابطه مستقيمي بين زن و طبيعت وجود دارد. طبيعت، زيبايي، طراوت و رشد و نويد صلح و آرامش را در خود دارد و اين همان صفات زن است.
پس زن هم‌گام با طبيعت است و اگر طبيعت الهه شود، زن الهه مي‏شود و رابطه مقدسي بين آن دو شکل مي‏گيرد و طبيعت پژواک زن و زن بازتاب طبيعت مي‏شود و بنابراين افکار مکتبي درون اين حرکت در جوامع غربي به وجود آمد به نام مکتب فمنيسم زيست محيطي (Eco feminism) که در آن پروردگار، زن است و برايش مجسمه‏هايي با سينه‏هاي بر آمده درست کردند و به جاي الهه مرد (God)، نام الهه زن (Godess) را بر وي نهادند و تاريخ بت پرستي قديم را که در جوامع آسيايي و آفريقايي رواج داشت و زن را الهه قرار مي‏دادند، زنده کردند.
کوتاه سخن اين‌كه اين مکتب بر اساس از بين بردن اديان استوار است، زيرا (در نگاه آنان) اديان بنابر مبناي مرد سالاري بنا نهاده شده‏اند، از خدا گرفته تا نظام‏هاي سياسي و جامعه و مردي که حاکم بر جامعه است و اين محيط مردسالارانه بر ضد زن است و اين مکتب براي از بين بردن اصول مبتني بر مردسالاري و ناديده انگاشتن قالب‌‌هاي  ثابت و افکار خشک ديني کمر همت بسته است و پس از آن به ساخت تفکر فمنيستي که در زن پرستي (Female Paganism) يا دين جديد زن ظهور مي‏يابد، مي‏انديشد که بر پايه مفهوم جنسيت (Gender) و خانواده دموکراتيک استوار است.

جهاني سازي تفکر فمنيسم غربي و  موضع گيريهاي داخلي در برابر آن:
در برخي از کشورهاي عربي و اسلامي حرکت‏هاي پرحرارتي در اين زمينه صورت گرفته است. به عنوان مثال مي‏توان به مغرب و مصر اشاره کرد؛ در مغرب جنبش شديدي تحت عنوان گنجاندن زن در توسعه به غارت باقيمانده احکام اسلام حتي در جنبه‏هاي شخصي مي‏پردازد. در مصر نيز قوانين جديدي در قوانين شخصي شکل و کشمکش بزرگي پيرامون اصول فمنيسم صورت گرفته است.
به دليل شمار بالاي گروههاي فمنيستي در مصر، بعضي نويسندگان به آن‌ها دکان‌هاي فمنيسم مي‌گويند که بالغ بر چند صد گروه است و برخي از آن‌ها از سوي بيگانگان حمايت مالي مي‏شوند تا به فعاليت‌هاي  مشکوکي بپردازند. بيش از پنجاه موسسه سرمايه‏گذاري در مصر فعاليت مي‏کنند که در درجه اول آمريکايي سپس کانادايي، اروپايي و استراليايي هستند و نيز موسسات تابع سازمان ملل و برخي موسسات رسمي يا نيمه رسمي و نيز موسسات خودجوش محلي که هيچ ارتباطي به دولت‌ها  ندارند.
از بارزترين طرح‌‌هايي که بعضي از موسسات غربي سرمايه‏گذاري در مصر از آن حمايت کرده‌اند، طرح‌هاي پيگيري اجراي مقررات سند پکن در مصر است،  به گونه‏اي که چند موسسه در اين راستا از گروههاي مختلف حمايت مي‏کنند.
اما در سطح سازمان‌هاي رسمي چند مجلس و هيأت عالي برنامه‌ريزي و اجرايي در امور بانوان فعاليت دارند که قوانيني مطابق با قطعنامه سيداو يا پکن تصويب کرده‏اند که مهمترين آن، موضوع قوانين شخصي1 است و کشمکشي که در مجلس مصر براي تغيير تعدادي از مواد قوانين شخصي و تصويب چند قانون جديد در اين زمينه است بيان‌گر چگونگي حالت مصر در مواجهه با اين جريان مي‏باشد چنان‌که محافظه کاري‌هاي عادي مصر نسبت به بعضي از معاهدات بين المللي در اين زمينه در حال کم رنگ شدن يا در واقع در آستانه نابودي است. با گذري به عربستان درخواهيم يافت که دولت سعودي به طور رسمي اين کنفرانسها (کنفرانس جمعيت و کنفرانس پکن) را تحريم و هيأت علماي بزرگ آن، بيانيه‏اي مبني بر محکوم کردن محتواي اسناد اين دو کنفرانس و حضور در آن صادر کرد، ولي در مقابل، اين دولت، پيمان سيداو را به طور مشروط در مورد آن‌چه که مخالف شريعت اسلام است، امضا کرد. اما مشکل اين است که بر اساس پيمان ژنو، پذيرش مشروط بر هيچ بندي در توافق‌نامه‏هاي بين المللي مجاز نيست مگر آن‌که مربوط به اساس و بنيان آن معاهده نباشد و پر واضح است که مخالفت پيمان سيداو با اسلام در بندهاي اساسي و بنيادين اين معاهده است. از جمله مسايلي که در عربستان سعودي پسنديده است اين‌که گروه‌هاي زنان اين کشور در اين فتنه که در تفکر فمنيستي نمايان است وارد نشدند، چنانکه بسياري از جمعيت‌هاي زنان جوامع عربي و اسلامي در اين فتنه دست دارند و متأسفانه شاهد هستيم که نظريه‏هاي زيادي از اين جمعيت‌هاي عربي با نظريه‏هاي جمعيت‌هاي جنبش فمنيسم جهاني مطابقت دارد. در کنفرانس پکن يکي از بدترين پيشنهادها از سوي برخي جمعيت‌هاي زن‌گراي عربي مطرح شد در حالي که جمعيت‌هاي مسيحي غرب، به ويژه کاتوليک‌ها، محافظه کارانه‏تر از بسياري از جمعيت‌هاي عربي فمنيسم هستند.
از جمله مسائل پسنديده در جامعه عربستان، منع اختلاط زن و مرد در بيشتر زمينه‏هاست و اختلاط بين دو جنس در جنبش فمنيسم جهاني و در تفاهم‌نامه سيداو از مظاهر مساوات و منع آن، تبعيض در حق زن مي‏باشد. بدين جهت اين پيمان بر ضرورت اختلاط در کار و آموزش تاکيد دارد، ولي اين جامعه تا حد زيادي در اين مسأله يکپارچه و پايبند است مگر پاره‏اي سرپيچي‌ها در بعضي مکان‌هاي آموزشي و کار با وجود اين‌که قوانين و دستورات بر منع اختلاط صراحت دارد. نظام کار و کارگر نيز بر عدم اختلاط اصرار دارد و شايسته است که اين ارزش والا را در جامعه حفظ کنيم تا گرفتار لغزش يا گمراهي که جوامع اسلامي و عربي بدان دچار شده‏اند، نشويم. بيشترين انتقادي که از جامعه سعودي در کنفرانس‌ها و نشست‌ها، در رابطه با عدم تمکين زن – تمکين زن يک اصطلاح فمنيستي است به معناي اينکه زن در اجتماع به طور کامل توانايي‏هاي مرد را دارا باشد – و نيز رانندگي، مشارکت در تصميم‏گيري‌ها و به عهده گرفتن امر قضاوت مي‏باشد. امسال در مصر براي اولين بار در هيأت دولت، خانمي وظيفه قضاوت را بر عهده گرفت با اين‌که فتواي شرعي در مصر بر عدم جواز قضاوت زن دلالت دارد.
همچنين تبعيض بين مرد و زن در ارث، گواهي دادن در دادگاه، موضع‌گيري هيأت امر به معروف و نهي از منکر نسبت به زن، تبعيض عليه زن به وسيله منع اختلاط، منع از رانندگي، عدم آزادي سفر بدون محرم و به خصوص سفرهاي خارجي و عدم مشارکت در هيأت‌هاي رسمي خارجي از ديگر انتقاداتي است که بر جامعه عربستان وارد است و بيشتر اين مسايل داراي ابعاد شرعي و اجتماعي است که اين پيمان و توصيه‏نامه‏هاي کنفرانس‌ها، بدون توجه به احکام شرعي و مواضع فرهنگي، خواستار اجراي کامل بندهاي آن مي‏باشد.
چگونه با فشار موضع‌گيري هاي خارجي روبرو شويم
در سطح خارجي: با مشارکت فعال در اين هيأت‌ها و کنفرانس‌ها است چرا که اگر يک قدرت ضعيف، کنفرانسي را تحريم کند به آن اهميتي نمي‏دهند و ما در اين برهه از لحاظ مادي و سياسي ناتوان به شمار مي‏آييم و فقط در صورت شرکت در اين مجامع مي‏توانيم وجود و انديشه خود را ثابت کنيم و به نشر و گسترش اصول فکري خويش بپردازيم. بر خلاف نيروي قدرتمند که با تحريم يک کنفرانس، مي¬تواند تأثير گذار باشد: به عنوان مثال ايالات متحده آمريکا هنگامي که يونسکو را تحريم کرد، يونسکو ضعيف شد چرا که يک دولت همچون آمريکا آن را تحريم کرده بود، ولي اگر بعضي از دولت‌هاي اسلامي کنفرانس‌هاي جهاني را تحريم کنند، تأثير چنداني نخواهد داشت. پس بهتر است که شرکت کنيم و حتي با آنان به رقابت بپردازيم و ديدگاه اسلام را با قدرت تمام و بدون ترديد بيان کنيم و با ثبت ديدگاه اسلام در اسناد اين گونه کنفرانس‌ها، مانع از تک روي ديدگاه فمنيسم جهاني شويم. فمنيسمي که سياستهاي غرب و سازمان ملل متحد متولي آن است و بايد از رفتارهايي که نشان‌گر موافقت ما با مفاد پيمان سيداو يا پکن است، بپرهيزيم؛ زيرا ما نمي‏توانيم شرايط ديني و فرهنگي‏مان را جايگزين اين مقررات کنيم و خداوند تبارک و تعالي مي‏فرمايد: «فماذابعدالحق‌‌الا‌الضلال؛ بعد از حق، چه چيزي جز گمراهي وجود دارد»2 و نيز جامعه ما اين مسايل را نمي‏پذيرد، پس اين راه حل غير ممکن است و ادامه گفت‌ وگو با آن هيأت‌ها طبق عرف بين الملل، ما را به وضعيت سرگرداني مي‏رساند، ولي اگر دين و اصولمان را ابراز داريم و اعلام کنيم که ارزش‌هاي جامعه ما بر اساس مباني و احکام شريعت بنا شده و مشروعيت دولت نيز از اين احکام است و جامعه بر آن محور مي‏چرخد، ممکن است بتوانيم با اين دلايل در نظريات آنان رخنه کنيم اگرچه شايد در ابتدا نپذيرند ولي بايد با اصرار، پايداري و پيشنهادهاي خردمندانه به اين راه ادامه داد. از اين رو شايسته است که مفهوم آزادي غربي و مساواتي که بر انديشه يکساني وظايف بين دو جنس استوار است را نقد کنيم و با منطق قوي و استدلال شايسته به بيان ديدگاه اسلام در اين قضيه بپردازيم. در ازاي مساوات از عدل سخن به ميان آوريم و اين‌که مساوات هميشه عدل را محقق نمي‏سازد، بلکه در پاره‏اي اوقات ظلم است و اين قضيه در مورد زنان غربي اتفاق مي‏افتد که آن‌ها مي‏پندارند مساوات در حق اجرا شده است. در حالي که اين درست نيست زيرا در بسياري اوقات يکسان کردن چيزهاي متفاوت، ظلم است و در اين حالت نيز زن مظلوم واقع مي‏شود.
در سطح داخلي: تزهاي ليبرالي وجود دارد که با سوء استفاده از شرايط و پذيرش بيانيه‏هاي کنفرانس‌ها مي‏خواهند گام‌هاي اوليه را به سوي سقوط برداريم و رويارويي با اين نظريات نيازمند کار مثبت و مداومي است که هم‌زمان با رشد و توسعه وظايف و نقش اجتماعي زن، به حل مشکلات وي نيز بپردازد و با راه‏هاي زير مي‏توان از عهده اين مهم بر آمد:
اول اینکه با ابراز ديدگاه دين نسبت به حقوق زن و وظايف او و بيان اين مطلب که وقتي دين مرجع ماست، اقتضاي آن اين است که اين موضع‌گيري را بپذيريم و در يک جامعه مسلمان به ديدگاه دين گردن نهيم.

دوم اینکه از طريق بيان مشکلات زن: زن در هر جامعه‏اي مانند ديگر افراد جامعه با مشکلات زيادي مواجه است، چنان‌که مرد، کودکان، معلولان و ... مشکلات خاص خود را دارند. با توجه به اين‌که زن وضعيت ويژه‏اي دارد و همان‌طور که براي تمدن معاصر غرب فتنه شده است، در جامعه ما نيز راه ورود فتنه به شمار مي‏رود، از اين رو بايد مشکلات زن در جامعه را با نگاهي به واقع ديني، بررسي کرد.
مشکلات زن با مرد چيست؟ مشکلات زن در جامعه چيست؟ مشکلات زن با سازمان‌ها چيست؟ زن چه مشکلي با زنان ديگر دارد؟ زن مشکلات فراواني با زنان ديگر دارد که بسياري از کارشناسان امور بانوان از آن غفلت ورزيده‏اند، چه بسيار زن‌هايي که زنان ديگر را مي‏آزارند. چقدر زن هوويش را مي‏آزارد؟ چه بسا زناني که فرزندان يا همسران خود را آزار مي‏دهند؟ اي بسا زنان مديري که در مدرسه کارمندان زن را اذيت مي‏کنند؟ چقدر خانم معلم‏ها دختران دانش آموز را آزار مي‏دهند؟
سوم اینکه پيشنهاد يک برنامه عملي منسجم براي حل اين مشکل بدين‌گونه که اهل علم، فرهيختگان، غيرتمندان، صالحان و شايستگان، کار را به دست گيرند و عرصه را براي کساني که فقط ادعاي روشنفکري دارند ولي با قلب‌هاي بيمارشان فقط بخشي از فرهنگ فمنيسم غرب را رونويسي و با پشتيباني ايده جهاني سازي فمنيسم از اوضاع کشورها پس از 11 سپتامبر 2001م سوء استفاده مي‏کنند، رها نکنيم.
از جمله اقدامات شايسته‏اي که بعضي اهل علم انجام دادند، صدور سندي است با عنوان (سند حقوق زن و وظايف او در اسلام) که تصويري شرعي از مسايل زن ارايه مي‏کند که بيش از سيصد عالم و روشنفکر و متفکر از زن و مرد اين سند را امضا کرده‏اند. اين سند به بخش‌هاي زير تقسيم مي‏شود:

1. نقاط اساسي که بايد هر طرحي در مورد زنان بر اساس آن بنا شود؛ خواه درباره مواضع شرعي در قبال زن باشد يا در رابطه با بررسي مشکلات يا براي طرح و برنامه و راهکار. به عنوان مثال دو بند از اين تفاهم‌نامه متفاوت را ذکر مي‏کنيم:
بند اول: اين سند مقرر مي‏دارد که دين اسلام، دين عدل است و مقتضاي عدالت، تساوي بين همسانان و تفاوت بين مختلف ها است و هر که بگويد اسلام دين مساوات است بدون هيچ قيدي، بي‏شک اشتباه کرده است چرا که مساوات در بعضي اوقات اقتضا مي‏کند همساني بين مختلف‌ها  بر قرار شود که اين حقيقت ظلم است و هر که قصدش از مساوات، عدل باشد در معني درست انديشيده ولي در لفظ دچار خطا شده است. در قرآن حتي يک کلمه نيامده که بر مساوات امر کند بلکه خداوند فقط در مورد عدل سخن رانده است و مي‏فرمايد: «ان‌الله يأمربالعدل والاحسان؛ خداوند به عدل و احسان فرمان مي‏دهد»3 و احکام ديني مبتني بر عدل است و هر گاه مساوات، عدل باشد بر مساوات تأکيد دارد و هر گاه که تفاوت عدل باشد بر تفاوت. خداوند تبارک و تعالي مي‏فرمايد: «و تمت کلمة ربک صدقا و عدلا لا مبدل لکلماته و هو السميع العليم؛ و کلام پروردگار تو، با صدق و عدل، به حد تمام رسيد؛ هيچ کس نمي‏تواند کلمات او را دگرگون سازد؛ و او شنونده داناست»4 يعني صدق در اخبار و عدل در احکام از اين رو اسلام حيات انسان و روابط انساني را در پايين‏ترين مرحله بنا بر عدل پايه مي‏گذارد و عدل را در هر حالي و براي هر کسي مطلوب مي‏داند. خداي متعال مي‏فرمايد: «و لا يجرمنکم شنآن قوم علي ألا تعدلوا اعدلوا هو أقرب للتقوي؛ دشمني با جمعيتي، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند. عدالت کنيد، که به پرهيزگاري نزديکتر است»5
بند دوم در اين باب در روابط بين انسان‌ها است، جاهليت معاصر غرب، فردگرايي را ارزشي اساسي مي‏داند و نتيجه طبيعي و منطقي آن، اين است که اصل در روابط بين انسان‌ها، درگيري و نزاع و خودخواهي و خودکامگي است نه همکاري و هم‌ياري و ايثار و فداکاري و اين نتيجه انحراف از مسير خداست و نزاع جهاني بر سر حقوق بين زن و مرد، نتيجه طبيعي ميراث تاريخي و فرهنگي غرب با ريشه‏هاي ديني آن است که معتقد است انديشه دشمني بين دو جنس ازلي بوده و زن باعث اولين گناه است و شايد اين ميراث با فرهنگ‌هاي ديگر هم‌خواني داشته باشد ولي بي شک هيچ دخلي به شريعت اسلام و فرهنگ مسلمين ندارد و نزد مسلمانان حقوق را، هيچ يک از زن و مرد، تعيين نکردند بلکه فقط خداوند – عزوجل – آن‌ها را مشخص نموده است.
در يک باب ديگر اين سند، با عنوان حقوق زن و وظايف آن در اصول شرع، اين سند به برخي نکات اشاره مي‏کند که تعدادي از آن‌ها عبارتند از: تأکيد بر موضوع خانواده و رابطه بين زن و مرد و اين‌که اين رابطه تکاملي است نه تشابهي و در يکي از بندهاي آن عنوان مي‏کند زن در اجتماع حقوقي دارد که به مراتب بالاتر و با اهميت‏تر از حقوقي است که بيانيه حقوق بشر سازمان ملل متحد به آن اشاره کرده است. سندي که بر اساس مساوات مطلق است و جاهليت معاصر، آن حقوق را ناديده گرفته و از نقض آن پروايي ندارند؛ مانند حق زن در ازدواج بر اساس شريعت اسلام و نيز حق او در وظايف مادري و اين‌که خانه‏اي داشته باشد و او بانوي آن خانه باشد و سرزمين کوچکش به حساب آيد به گونه‏اي که فرصت کامل براي انجام وظايف طبيعي‏اش که با فطرت وي سازگار است، پيدا کند. پس هر قانون يا جامعه‏اي که فرصت‌هاي زن را در ازدواج محدود کند يا ناديده بگيرد، ناقض حقوق زن و ظالم به وي مي‏باشد.
جاي ترديد نيست که تفکر فمنيسم، اين حقوق (حق ازدواج و مادر بودن) را زير پا مي‏گذارد و کنوانسيون محو کليه اشکال تبعيض عليه زنان، دولت‌هاي امضا کننده را به حمايت از آموزش و کار زنان فرا مي‏خواند هر چند به ازدواج لطمه بزند و با ازدواج زود هنگام، مخالف است و اين افزون بر جهت‌گيري جريان تندرويي فمنيسم است که خواستار لغو قداست ازدواج است. اين سند در باب ديگري چند بحث را مطرح مي‏کند از جمله: اسلام پس از تأييد مساوات بين زن و مرد در انسانيت و کرامت بشري و حقوقي که به طور مستقيم به کيان بشر ارتباط دارد و مساوات در کليت دين و شريعت، بين زن و مرد در برخي حقوق و وظايف تفاوت قايل است و اين تفاوت ناشي از اختلاف طبيعي در وظايف، اهداف و سرشتي است که بر آن آفريده شده‏اند تا وظيفه اساسي‏شان را ادا کنند. در اين‌جا جنجال بزرگي را کنفرانس‌هاي ويژه زنان و منسوب به جنبش فمنيسم جهاني و پيروان آن در جهان اسلام و مروجان انديشه مساوات مطلق بين دو جنس به راه انداخته‏اند که مساوات در معناي انسانيت و مقتضيات آن، امري ذاتي و عين عدالت است و بنابراين زن و مرد، دو نيمه انسانيت هستند و بي شک اسلام نيز بر اين مطلب صحه گذاشته، اما مساوات در وظايف زندگي و روش آن چگونه به اجرا در خواهد آمد؟ آيا در جلسات و توافق‌نامه‏هاي اين کنفرانس‌ها و جنبش‌هاي فمنيستي آمده است که سرشت انسان را تغيير دهند؟ يا طبيعت فطرت آدمي را دگرگون سازند؟
مزيت بزرگ اسلام اين است که دين و نظامي واقع‌گراست و در مسأله زن و مرد به شيوه واقع‌بينانه خود با توجه به فطرت بشر عمل مي‏کند و هر گاه مساوات از منطق فطرت صحيح باشد، مساوات بر قرار مي‏کند و هر گاه تفاوت از ديد منطق فطرت صحيح باشد، تفاوت را اعمال مي‏کند. خداوند متعال مي‏فرمايد: «الا يعلم من خلق و هو اللطيف الخبير؛ آيا آن کسي که موجودات را آفريده از حال آن‌ها آگاه نيست؟! در حالي که او (از اسرار دقيق) با خبر و آگاه است.»6  در بند ديگري، اين سند دلايل تمايز ميان زن و مرد در ارث، گواهي دادن، ديه، کار، آموزش، حجاب و هر آن‌چه مختص به زن است را توضيح مي‏دهد و در پايان، توصيه‏هايي را براي حاکمان، جامعه، زنان و فعالان حقوقي مسلمان و غير مسلمان بيان مي‏کند. اين بيانيه با اهتمام به برنامه‏هاي عملي خاتمه مي‏يابد که بر دو اصل استوار است:
اول: پايبندي به مسايل شرعي، عقايد، احکام و مقاصد.
دوم: سازگاري حقيقي با شرايط جديد زندگي. سپس اين سند نويد مي‏دهد که گسترش اسلام در ميان اديان ديگر در غرب، رتبه اول را احراز کرده و بيشتر کساني که در غرب به اسلام مي‏گروند، بانوان هستند. اين مهمترين مسايل موجود در اين سند بود.
اميد است سند ديگري اين روند را ادامه دهد و مشکلات زنان در جامعه را بررسي کند و سند سومي به طرح برنامه‏ها و راه‌کارهاي جامعه بپردازد تا اين رويه از سوي اهل علم، روشنفکران و اصلاح طلبان اقدامي باشد جهت حمايت از جامعه‏شان در برابر اين فتنه خانمان براندازي که در فساد انديشه وارداتي از جنبش فمنيسم جهاني و انعکاس‌هاي منفي‏اش در جامعه متبلور است و عنايت به تربيت و رشد زن تا بتواند بر مبناي ديدگاه شرعي به ايفاي نقش فعالي بپردازد.

پی‏ نوشت:
1. قوانین مربوط به ازدواج، ارث و ...

2. یونس 32
3. نحل 90
4. انعام 115
5. مائده 8
6. ملک 14

پژوهشکده زن و خانواده با هدف تبیین دیدگاه نظام‌مند دین پیرامون مسائل زن و خانواده، تعمیق پژوهش‌ها و کارشناسی‌های دینی و پاسخ‌گویی به نیازهای تئوریک و دفاع از مرزهای اعتقادی در این حوزه توسط مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران در سال 1377 تاسیس گردید. ادامه ...
نشـانی‌مرکز‌قـم:بلوار الغدیر ، کوچه 10 ،پلاک5 پژوهشکده زن و خانواده
تلفـن: 58-32603357 (۰۲۵)
فکس: 32602879 (۰۲۵)
سامانه‌پیامکی: 1۰۰۰2532907610
نشـانی‌دفترتهــران: بلوارکشاورز،خیابان نادری،ک حجت‌دوست،پ ۵۶
تلفـــــــــــــــــــــــــــــــــن: ۴ ۴ ۹ ۳ ۸ ۹ ۸ ۸   (۱ ۲ ۰)
عضویت در خبرنامه
کلیه حقوق و امتیازات متعلق به پژوهشکده زن و خانواده می باشد.
Wrc.ir © 1380 - 1397