آثار‌مرکز‌تحقیقـــات‌زن‌وخانـــواده


        
دوماهنامه علمیٰ فرهنگی و اجتماعی حوراء
دفتر مطالعات و تحقیقات زنان
شماره: 19 / 1385
سردبیر: شورای سردبیری -
مدیر هنری: مهدی قدیانلو - طراح جلد:
ویراستار: عکاس:
نشانی: تهران-بلوار کشاورز-خیابان نادری-کوچه حجت دوست-پلاک56-طبقه سوم
تلفن: 02188983028ایمیل: hora@awrc.ir
سخن نخست
نگاه ویژه/ خانواده ایرانی؛ تأملات و پرسش‌ها
اعصار زوج، اصرار زوجه
راه‌های تحکیم خانواده در فرآیند جهانی شدن
خانواده در اسلام/ گفت‌وگو با حجت‌الاسلام و المسلمین غروی
نقد اندیشه/ قانونی که اجرا نمی‌شود
نقد اندیشه/زنان در آستانه‌های قدرت
پایان ازدواج در اسکاندیناوی
جنبش غربی فمینیسم و تلاش‌های جهانی‌سازی
زنان سیاسی ایران/ فرخ‌رو پاسای
پرسش و پاسخ/ حضانت اطفال
تازه‌های نشر
گزارش همایش علمی- تخصصی بررسی ابعاد اشتغال زنان
زنان در ورزشگاه آزادی/ گزارش خبری امکان حضور زنان در ورزشگاه
خبر

گفت‏ و گو
خانواده در اسلام
گفت و گو با حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد غروی
هادی کافی 

حجت الاسلام و المسلمین سيد محمد غروي متولد 1329 از مدسین حوزه و دانشگاه است.
وی تألیف، ارائه مشاوره و نظارت علمی بر حدود 10 اثر ارزشمند در زمینه روانشناسی، جامعه شناسی، تفسیر و... از قبیل دو جلد روانشناسی سلامت از دیدگاه اسلام، روانشناسی اجتماعی، روانشناسی رشد(دو جلد)، مکاتب تفسیری و کتاب نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، روانشناسی مبلغ، روانشناسی باورهای دینی، خانواده از دیدگاه اسلام با رویکردی روانشناختی را داشته است.
حجت الاسلام غروي ضمن آنکه مقالاتي در مجله نور علم، حوزه و دانشگاه و معرفت و يا مصاحبه هاي علمي در مجلات حوزوي ارائه نموده است، اکنون نيز مديريت گروه روانشناسي پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و موسسه امام خميني را به عهده دارد.

از مسئوليت هاي او عضويت در دو دوره شوراي عالي سياستگزاري حوزه علميه و عضو جامعه مدرسين، عضويت در شوراي مدارک علمي حوزه علميه و عضو هيئت علمي در گروه تفسير و پژوهشگاه فرهنگ و انديشه مي‏باشد.

دين اسلام در آغاز مواردي را در بحث خانواده امضا و تأييد كرد كه در رويه و سنت جامعه قبل از اسلام وجود داشت. سؤال ما در ابتدا اين است كه آيا اسلام در بحث خانواده تأسيسي دارد يا نه؟
اصل خانواده يك امر تأسيسي نيست و با عمر بشريت همراه است. البته برخي تاريخ را به گونه‌اي ديگر نگاه مي‌كنند و حتي ادوار تاريخي را با نگاه خود تبيين مي‌كنند كه مستندات قوي و روشني هم ندارند اما از منظر ديني تأسيس اصل خانواده از ابتداي خلقت نفر دوم يعني حوا است. در طول تاريخ، خانواده مانند بقيه امور دستخوش جريان‌هاي مختلف قرار گرفت. به خصوص در جزيرةالعرب كه از مسيحيت فاصله داشتند و مبتلا به شرك شده بودند. تغييراتي در بحث خانواده صورت گرفت و مفهوم خانواده به شكلي دچار انحراف شده بود. با ظهور اسلام تحول همه جانبه‌اي در امور دنيوي و معنوي پديد آمد كه خانواده يكي از اين امور بود.
اسلام در موضوع ازدواج انواع آن را مشخص كرد. شرايط و موانع  ازدواج را تبيين كرد و اين‌كه درون خانواده چه حقوقي متوجه زن و مرد و فرزندان است، خانواده چه ارتباطي با خانواده وسيع‌تر خود دارد و... امثال اين‌هاست كه اسلام با ظهور خود تأسيس كرده است. آن چيزي كه مسلم است اين است كه خانواده به اين معنايي كه اسلام طرح كرده است، آن هم با اين‌حدود و قيود و ضوابط و شروط و گستره حقوقي و اخلاقي، در جوامع گذشته حتي در بين اديان آسماني پيش از اسلام نبوده اما اين‌كه ما بخواهيم همه موارد تأسيسي اسلام در بحث خانواده را مطرح كنيم نياز به فرصت وحوصله‌اي بيش از اين است چرا كه ابتدا بايد ببينيم در جوامع و تمدن‌هاي قبل از اسلام چه شرايط و قوانيني در بحث خانواده بوده يا نبوده؛ مثلا نكاح منقطع بوده يا نبوده يا مسأله عده مطرح بوده يا نبوده يا اين‌كه موانع نكاح چه چيزهايي بوده و يا مسأله ارث مرد و زن و اعضاي ديگر خانواده چه وضعيتي داشته و امثال اين‌ها كه ريز شدن در آن، خود كتابي مفصل است.
مواردي كه به عنوان نوآوري و تأسيس اسلام در بحث خانواده به‌ آن اشاره كرديد، اولا در چه جهتي است و دوم اين‌كه چقدر مبتني بر فلسفه آن حكم است؟ به عبارت ديگر اگر اين قوانين در جهت تحكيم خانواده است آيا اگر در جامعه‌اي يا در زماني ديگر شرايط تحكيم خانواده مبتني بر آن‌ها نبود بازهم لازم الاجراهستند يا نه؟
همه اين موارد ضوابطي است كه بايد عملي شود و هر كدام نيز فلسفه خود را دارد واين به آن معنا نيست كه حكم، داير مدار اين فلسفه‌هاست. دليل و فلسفه‌اي كه از يك حكم برداشت شده است براساس «نوع» موضوع است و نمي‌توانيم بگوييم كه چون اين فلسفه در فلان مورد خاص نيست، در نتيجه ملتزم به آن حكم نيستيم. اسلام در بحث خانواده احكام تأسيسي دارد كه نمي‌توان آن‌ها را لغو كرد. البته به طور مثال در مورد صيغه نكاح اين‌كه آيا حتما بايد لفظ عربي را به كاربرد يا مي‌شود در هر زبان از الفاظي استفاده‌كرد  كه اين معنا را منتقل مي‌كند؟ بايد گفت كه بحث موارد تأسيسي اسلام اين نيست. اما احكام اسلام در همه موارد لازم ‌الاجراست؛ چرا كه اجراي احكام اسلام به طور عام مصالحي مترتب بر آن است كه اگر كوچك‌ترين مقداري از آن تخطي بشود، مصالح آن حكم از بين مي‌رود.
آيا بر اين اساس مي‌توان گفت احكام اسلام در بحث خانواده تعبدي است و از اين جهت و بدون در نظر گرفتن شرايط مكان و زمان لازم الاجراست؟
تعبير به تعبدي بدون شك تعبير گويايي نيست. همان‌طوركه گفتيد بعضي از احكام خانواده امضايي است و بعضي تأسيسي و در موارد تأسيسي احكام اسلام بايد به آن‌ها عمل شود و قوانين اسلام طوري است كه در زمان‌هاي مختلف و با تحولات مختلف اجتماعي قابليت عمل دارد و نيز بر اساس مفاسد و مصالح اجتماعي و فردي هم بنا شده است، اما آن‌ها حكمت اين قوانين است و همان‌طور كه گفتم حكم داير مدار آن‌ها نيست و به طور كلي در احكام اسلام با اين‌كه حكمت برخي از آن‌ها در روايات آمده، اما چون حكمت در مسأله‌اي مترتب بوده براي اين‌كه آن «نوع» حفظ شود، حكم بر كل صادر شده است.
مكانيزم‌هاي اسلام براي تحكيم خانواده چيست؟
راه‌هاي مختلفي را اسلام در جهت تحكيم خانواده  قرار داده است، اما قبل از آن بايد گفت كه دين اسلام اهميت خاصي براي خانواده قايل شده است. در روايت آمده است كه هيچ بنايي نزد خداوند محبوب‌تر از بناي خانواده نيست. خانواده در اسلام به عنوان يك ميثاق و عهد و پيمان است، لذا آمده است كه «شرُّ أهلِ الارض العُزّاب» و مي‌بينيد كه بسياري از آسيب‌هاي اجتماعي به عدم تشكيل خانواده يا عدم استحكام آن برمي‌گردد.
اسلام در رابطه با خانواده حقوق هر يك از مرد و زن را متناسب با بافت وجودي، جسمي، روحي و شرايط آن دو مشخص كرده و نقش هر كدام را بيان كرده و غير از زمينه‌هاي حقوقي، توصيه‌هاي اخلاقي فراواني را در اين رابطه دارد كه اگر مردي با تلخي‌هاي زن بسازد، چقدر حسنه دارد يا «جهادُ المرأة حُسنُ التّبعُّل» و روايات بسياري ديگر كه از بعضي از آن‌ها اين استفاده مي‌شود كه پيامبر اكرم يا ائمه مي‌خواستند مردم را متوجه اين نكته كنند كه «مرد» يك نوع بافت وجودي دارد و «زن» نوعي ديگر.
نكته‌‌اي كه در اين‌جا مهم است اين است كه هر چند اسلام حقوق واجب و مستحبي را براي زن و شوهر قرار داده. اما حقوق صرفا نمي‌تواند تضمين كننده استحكام زندگي مشترک زن و شوهر باشد. لذا دو عامل مهم ديگر براي استحكام خانواده قرار داده. يكي مسايل و توصيه‌هاي اخلاقي و دوم قرار دادن موقعيت‌هايي براي كسب ارزش‌هاي دنيوي و اخروي در خانواده. اين دو عامل در كنار قوانين حقوقي مي‌تواند تضميني براي استحكام خانواده باشد.
باتوجه به اينكه مي‌گوييد دوعامل توصيه‌هاي اخلاقي و قرار دادن موقعيت‌هايي براي كسب ارزش‌هاي دنيوي و اخروي در كنار قوانين حقوقي مي‌تواند تضميني براي استحكام خانواده باشد، پس درحقيقت  شما مسايل اخلاقي و ارزشي را از جهت تضمين استحكام خانواده مقدم بر مسايل حقوقي مي‌دانيد.
بحث بر سر تقدم و تأخر نيست، بلكه مسايل حقوقي خانواده به عنوان پشتوانه استحكام خانواده هستند و نمي‌توان آن‌ها را تضمين كننده صرف دانست. به طور مثال مردي كه توانايي مالي بالايي دارد به راحتي مي‌تواند مهريه همسرش را پرداخت كند و او را طلاق دهد يا همين مسأله مهريه مي‌تواند براي يك زن، هدف مالي قرار بگيرد و به دست آوردن آن باعث فدا كردن زندگي شود و مسايلي از اين قبيل كه پشتوانه حقوقي خانواده است، اما آن چيزي كه در مسايل حقوقي نمي‌گنجد، رابطه‌اي عاطفي است كه بين زن و مرد در اسلام بدان توصيه شده و مي‌تواند تضمين كننده باشد. البته نكته‌اي كه فراتر از اين تقسيم بندي‌هاست، مسأله نقش‌هاست كه اگر زن و مرد چه از لحاظ حقوقي و چه اخلاقي و ارزشي در جايگاه و نقش خود قرار بگيرند، مي‌تواند بهترين تضمين براي استحكام روابط آن‌ها باشد.
كاركرد‌هايي را كه اسلام به عهده خانواده گذاشته است، چيست؟
اولين كاركرد خانواده اين است كه جامعه و فرد را از ناهنجاري در همه ابعاد آن دور مي‌‌كند و در امنيت اجتماعي تأثير به سزايي دارد. با توجه به علل ناهنجاري‌هاي فردي و اجتماعي متوجه مي‌شويم كه افراد در خانواده‌هاي مستحكم دچار ناهنجاري نمي‌شوند و نيز از گسترش ناهنجاري‌هاي اجتماعي جلوگيري مي‌‌كنند. حتي ناهنجاري‌هايي مانند سرقت، جنايت، تجاوز و...
يك خانواده سالم، مركز پرورش و تقويت عواطف است كه يكي از اهداف بلند ازدواج نيز همين است و عواطف انساني كه به نحوي با نيازهاي جنسي ارتباط دارد، در كانون خانواده پرورش پيدا مي‌كند.
پرورش و تقويت عواطف يكي از كاركردهاي خانواده است كه مؤثر در بسياري از روابط اجتماعي است و نيز افرادي كه در خانواده‌اي سالم را تشكيل داده‌اند كه عاطفه محور آن است، اين عواطف سالم نمي‌گذارد فرد به خشونت برسد. البته اين كاركردها هنوز در مرحله‌اي است كه زن و شوهرصاحب فرزند نشده‌اند كه در صورت داشتن فرزند همين عوامل مي‌تواند ثمره‌هاي مثبت فراوان ديگري داشته باشد.
يكي ديگر از كاركردهاي خانواده در اسلام حذف نهادهاي غير ضروري و تكراري جامعه است؛ چرا كه خانواده اسلامي مي‌تواند در كيفيت بسيار مطلوب‌تري نقش اين نهادها را انجام دهد كه البته در اصل و قبل از تشكيل اين نهادها در جوامع غربي و امروزه در برخي كشورهاي اسلامي به عهده خانواده بوده.
در خانواده‌اي كه اسلام ترسيم كرده است، زن عهده دار تربيت فرزندان است. پس در جامعه‌اي كه خانواده‌ها اسلامي باشند، مهد كودك يك نهاد اضافي است كه البته اين نوع نهادها نيازهاي كامل فرزندان را تأمين نمي‌كنند و به كودك عاطفه و هويت فردي نمي‌دهند. موارد ديگري از اين دست هستند كه خانواده بايد عهده‌دار آن باشد تا نيروهاي جامعه به مسايل اساسي‌تري معطوف شوند. حمايت‌هاي مختلفي كه اعضاي خانواده مي‌توانند نسبت به هم داشته باشند از كاركردهاي مهم ديگري است كه خانواده در اسلام دارد. با اين كاركرد خانواده لزومي ندارد اين حمايت‌ها را دولت يا نهادهاي ديگر اجتماعي عهده دارشوند. كوچك‌ترين نمونه آن مسأله نفقه فرزند، نوه، نتيجه و حتي پدر، جد و... مسئوليت در قبال آنان است. اگر خانواده يك فرد كه شامل همه اين‌ها مي‌شود، نتوانند تأمين معاش كنند و فرد بتواند نيازهاي آن‌ها را برطرف كند. نسبت به آن‌ها مسئوليت دارد. با توجه به شرايط و اين كاركرد خانواده لزومي ندارد دولت و يا نهادهاي ديگر اين مسئوليت را به عهده بگيرند. به عبارت ديگر خانواده در اسلام كانوني است كه يك نوع عدالت را در جامعه به وجود مي‌آورد.
كاركردهاي خانواده آن طور كه اسلام آن را به معناي وسيع خودش تعريف مي‌كند، محدود به بخش خاصي از جامعه نمي‌شود.
از ديدگاه اسلام چه آسيب‌هايي فراروي خانواده است؟
آسيب‌هاي خانواده به دو دسته دروني و بيروني تقسيم مي‌شوند. آسيب‌هاي دروني ناشي از ناديده گرفتن مسايل اخلاقي و حقوقي وعدم رعايت مناسبات، جايگاه‌ها و روابط است كه ممكن است از سوي مرد، زن يا فرزند باشد. در مورد آسيب‌هاي بيروني خانواده كارشناسان امر نكات زيادي را گفته‌اند اما نكته‌اي كه من بسيار مهم مي‌دانم اين است كه يكي از مهم‌ترين آسيب‌هاي خانواده كه جوامع امروز و حتي بسياري از جوامع اسلامي دچار آن هستند، مسأله اشتغال زنان بدون محدوديت و بدون توجه به ضرورت‌ها و نيازها است. چرا كه يك زن در شرايطي كه به فرض پوشش مناسبي داشته‌ باشد و فضاي كاري او هم سالم باشد، حتي برخوردها آميخته با احترام  و تكريم باشد و رفتار همكاران او آلوده به اغراض جنسي نباشد، در همه اين  شرايط مثبت، كه هر كدام از اين‌ها اگر خلاف آن باشد باعث بروز مشكلات و آسيب‌هاي جدي مي‌شود، باز هم اشتغال زن باعث آسيب‌ خانواده مي‌شود. توجه كنيد با همه اين شرايط مثبت در محيط كار اخلاقي در آن حاكم است و پرده‌هايي ميان افراد وجود  دارد كه در محيط‌هاي خصوصي و خانوادگي نيست و البته بايد هم همين طور باشد.
در اين محيط سالم بين افراد بخواهيم يا نخواهيم ارتباطات عاطفي به وجود مي‌آيد و بخواهيم يا نخواهيم اين ارتباطات تا حدي باعث ارضاي عاطفي افراد مي‌شود، بدون اين‌كه هزينه‌اي داشته باشد. به عبارت ديگر خانمي كه 8 ساعت يا 10 ساعت از وقت روزانه خود را در محيط كار مي‌گذارد با در نظر گرفتن شرايط سالم اخلاقي فردي و اجتماعي در حقيقت تا حدودي ارضاي عاطفي شده است؛ چرا كه تعامل عاطفي در بيرون از كانون خانواده صورت گرفته و زماني كه زن و مرد به كانون خانواده بر‌مي‌گردند، مقداري از نيازهاي عاطفي‌شان تأمين شده است. زن از اين جهت كه در محيط كار با ساير مردان تعامل داشته و شوهر او نيز از اين جهت كه با زن ديگري در محيط كار تعامل دارد، در اين صورت ظرف خانه و خانواده، يك ظرف حقوقي مي‌شود و جنبه‌هاي عاطفي آن كم‌رنگ مي‌شود.
اين‌كه اشتغال زن را به عنوان آسيبي براي خانواده  مطرح مي‌كنيد، آيا  فقط متوجه  زن در خانواده است يا اشتغال را به صورت كلي و از جهت فردي هم براي زن آسيب مي‌دانيد؟
از جنبه فردي هم اشتغال براي زن آسيب است؛ چرا كه هويت زن زماني شكوفا مي‌شود و به تعالي مي‌رسد كه ازدواج كند. البته اين براي مردان هم صدق مي‌كند، اما مسأله اين‌جاست كه اشتغال براي مرد تشويقي است براي ازدواج، اما براي زن يك نوع مانع تلقي مي‌شود و از طرفي ديگر اشتغال زن  براي خانواده ديگران مي‌تواند آسيب برساند و نيز از جنبه روان‌شناختي آسيب‌هاي فراواني به زن وارد مي‌كند.
در اسلام خانواده سالم چگونه تعريف شده است و نيز خانواده ايده آل را چه مي‌داند؟
خانواده سالم خانواده‌اي است كه كاركردهايي كه اسلام براي آن در نظر گرفته بتواند تأمين كند. به اين معنا كه هر كدام از اعضاي خانواده در ارتباط با خود و نقش خود، احساس تهديد نكند. خانواده ايده‌آل خانواده‌اي است كه در واقع از عواطف و اخلاق و ديانت اشباع شده باشد و نيز بستري باشد تا اعضاي آن در جنبه‌هاي معنوي پيدا كنند نيز زمينه‌اي براي پاكي، براي عدالت پروري بين اعضاي خانواده و نيز درسطح اجتماع باشد.
آن‌چه كه به عنوان آسيب‌ها، كاركردها وايده‌آل‌هاي خانواده مطرح كرديد، نسبت به خانواده هسته‌اي است يا گسترده و در واقع سؤال اين است كه آيا اساسا اسلام خانواده را هسته‌اي مي‌داند يا گسترده ؟
خانواده در اسلام گسترده است و همان طور كه عرض كردم پدر، جد، فرزند، نوه، نبيره، خاله، عمو، عمه، دايي و ...جزء يك خانواده هستند. آن‌گونه كه اسلام به خانواده نگاه مي‌كند براي خانواده لايه‌هايي قايل است و بخشي از خانواده را در لايه‌اي قرار داده است و مسايلي ازقبيل ارث، ديه، صله رحم  از كاركردهاي اين تعريف ازخانواده است كه توضيح آن در اين مجال مقدور نيست. اما اين بحث از نكات بسيار ظريف اسلام در بحث خانواده است و معناي لايه‌اي بودن خانواده گسترده به اين معناست كه به طور مثال خانواده كوچك يعني زن و شوهر مي‌خواهند مستقل باشند و از وابستگي‌هاي خانواده بزرگ‌تر جدا شوند. اين استقلال مشكلي ندارد اما به معناي هسته‌اي شدن آن نيست و پدر و مادر و اقوام، نقش خود را ازدست نمي‌دهند و وظايف متقابل برطرف نمي‌شود، بلكه خانواده بزرگ‌تر در لايه‌اي بزرگ‌تر و در جايگاه خود قرار دارد.
البته آن تلقي كه در جامعه ما از خانواده هسته‌اي مي‌شود، آن چيزي نيست معناي خانواده و هسته‌اي در غرب تلقي مي‌شود بلكه تعريفي است كه اسلام اشكالي بر‌آن وارد نمي‌‌كند و در حقيقت هسته‌اي است در آن گسترده. البته آن‌چه كه غربي‌ها به عنوان خانواده گسترده مطرح مي‌كنند كه در آن يا پدر سالاري است و يا مادر سالاري  مورد پذيرش اسلام نيست و تعريف اسلام از خانواده گسترده با تعريفي كه آن‌ها از خانواده گسترده مي‌كنند، متفاوت است وآن‌چه كه غربي‌ها از جوامع سنتي مطرح مي‌كنند، اول اينكه در  صحت آن شك دارم و دوم اين‌كه مربوط به سنت‌هاي جوامع عقب‌افتاده خودشان است. به هر حال اسلام در بحث خانواده نه خانواده گسترده به معناي آن‌چه غربي‌ها تعريف مي‌كنند، را قبول دارد و نه خانواده گسترده‌اي مي‌داند با لايه‌هاي متفاوت.
اگر ما بخواهيم خانواده را هسته‌اي در نظر بگيريم چه اشكالي مي‌تواند بر آن مترتب باشد. مگر اين ارتباط در تعريف خانواده به معناي گسترده يا هسته‌اي آن متفاوت يا تأثير گذار است؟
اين‌كه خانواده را هسته‌اي يا گسترده بدانيم از يك جهت خانواده كوچك‌تر از حمايت‌هاي به موقع خانواده بزرگتر محروم مي‌شوند و ازجهتي مشكلات فقهي وحقوقي پيش مي‌آيد، مانند مسأله اذن پدر براي ازدواج دختر، ارث، ديه و ...
از اینکه فرصتی در اختیار ماه‏نامه حوراء قرار دادید متشکریم.

پژوهشکده زن و خانواده با هدف تبیین دیدگاه نظام‌مند دین پیرامون مسائل زن و خانواده، تعمیق پژوهش‌ها و کارشناسی‌های دینی و پاسخ‌گویی به نیازهای تئوریک و دفاع از مرزهای اعتقادی در این حوزه توسط مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران در سال 1377 تاسیس گردید. ادامه ...
نشـانی‌مرکز‌قـم:بلوار الغدیر ، کوچه 10 ،پلاک5 پژوهشکده زن و خانواده
تلفـن: 58-32603357 (۰۲۵)
فکس: 32602879 (۰۲۵)
سامانه‌پیامکی: 1۰۰۰2532907610
نشـانی‌دفترتهــران: بلوارکشاورز،خیابان نادری،ک حجت‌دوست،پ ۵۶
تلفـــــــــــــــــــــــــــــــــن: ۴ ۴ ۹ ۳ ۸ ۹ ۸ ۸   (۱ ۲ ۰)
عضویت در خبرنامه
کلیه حقوق و امتیازات متعلق به پژوهشکده زن و خانواده می باشد.
Wrc.ir © 1380 - 1397