آثار‌مرکز‌تحقیقـــات‌زن‌وخانـــواده


        
دوماهنامه علمیٰ فرهنگی و اجتماعی حوراء
دفتر مطالعات و تحقیقات زنان
شماره: 21 / 1385
سردبیر: شورای سردبیری -
مدیر هنری: مهدی قدیانلو - طراح جلد:
ویراستار: عکاس:
نشانی: تهران-بلوار کشاورز-خیابان نادری-کوچه حجت دوست-پلاک56-طبقه سوم
تلفن: 02188983028ایمیل: hora@awrc.ir
سخن نخست
سخنرانی خانم فریبا علاسوند با موضوع هویت زنانه
سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین زیبایی‌نژاد با موضوع هویت زنانه
سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین زیبایی‌نژاد با موضوع نظام خانواده
سخنرانی محمدتقی کرمی با موضوع نظام خانواده
سخنرانی خانم دکتر علم‌الهدی با موضوع جنسیت و آموزش
سخنرانی خانم فریبا علاسوند با موضوع جنسیت و آموزش
بیان دیدگاه‌ها در بحث جنسیت و آموزش
سخنرانی خانم دکتر فرهمندپور با موضوع زنان و اصلاحات حقوقی
سخنرانی دکتر محمدتقی کرمی با موضوع زنان و اصلاحات حقوقی
بیان دیدگاه‌ها در بحث زنان و اصلاحات حقوقی
سخنرانی دکتر کرمی با موضوع نظام اسلامی و مسئلة پوشش و آرایش
سخنرانی خانم دکتر شهلا باقری با موضوع نظام اسلامی و مسئلة پوشش و آرایش
بیان دیدگاه‌ها در بحث نظام اسلامی و مسئلة پوشش و آرایش
شکست سیاست خانواده در اروپا/ آلن کارلسون/ مترجم: نسرین مصباح
جنسیت به منزلة یک ساخت طبیعی/ الیزابت فاکس-جنوز/ مترجم: معصومه محمدی
تازه‌های نشر
خبر

موضوع: نظام اسلامي و مسئله پوشش و آرايش
طراح بحث :  دكتر محمد تقي كرمي


با توجه به اينكه موضوع حجاب، چند وجهي و چند ساحتي است، فقط بر روي آسيب‌شناسي حجاب و بايسته‌هاي آن تمركز مي‌كنيم‌. وضعيت حجاب در چند سال اخير به حد نگران كننده‌اي رسيده است و نگراني‌ها در دستگاه‌هايي چون نيروي انتظامي، وزارت كشور، وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامي، مجلس و ديگرنهادها مشهود است. بخشي از اين نگراني‌ها به خاطر تغييرات در الگوهاي پوشش است‌‌‌‌‌؛ پوششي  كه به صورت خط دار و جهت دار دنبال مي شود؛ گويي يك ستاد طراحي و مديريتي اين پروژه را در جامعه، چه در كميت و چه در كيفيت، گسترش مي‌دهد.

تفاوتي كه بحث حجاب در كشور ما با كشورهاي مشابه دارد اين است كه تغيير در پوشش و الگوي آرايش، فقط تغيير در پوشش به معناي اينكه يكي از وجوه فرهنگي عوض شده، نيست. در حال حاضر و در بسياري از موارد تغييرات و تظاهرات حجاب در سطح جامعه، با نوعي پيام جنسي و نوعي رفتار غيراخلاقي توأم است. برخي از افرادي كه از خارج كشور مي‌آيند معتقدند كه وضعيت حجاب در كشور ايران از بسياري كشورهاي غربي نگران‌كننده‌تر است. صرف نظر از برخي مبالغه‌ها در كشورهاي غربي، به پديده بي‌حجابي عادي نگاه مي‌شود و پوشش، رفتار يا عمل زنان بيان كننده پيام جنسي محسوب نمي‌شود درحاليكه در كشور ما بي‌حجابي، حساسيت‌ها و پيام‌هاي غير اخلاقي و جنسي را با شتاب بيان مي‌كند.

اگر ما پيش‌بيني كنيم كه وضعيت حجاب در همين مقطع متوقف مي‌شود، پس نگراني‌ها قابل كنترل است ولي تحليل شرايط موجود، گوياي خطي بودن و جهت‌دار بودن اين حركت است و تا چند سال آينده اين بي‌حجابي را با تفاوت‌هاي ديگري، در سطح روستاهاي كشور هم شاهد خواهيم بود. پس بهتر است در مقوله حجاب، قبل از اينكه مجبور به اتخاذ يك موضع انفعالي شويم، يك وضعيت فعّالي را پيش بگيريم.

در تحليل اين وضعيت، به خصوص در جمع اصول‌گرايان، بسياري از آنان معتقدند كه وضعيت حجاب آن چنان نگران‌كننده نيست. اما تأكيد ما اين است كه پروژه بي‌حجابي يك حركت تدريجي و حساب شده است.

اگر بخواهيم تحليل كنيم كه چرا در حوزه حجاب به اين نقطه رسيديم، بايد بگوييم كه علاوه بر حجاب، پديده‌هاي ديگر فرهنگي ما دست‌خوش تغيير شده است. در واقع تمام الگوهاي رفتار ديني ما دچار تغيير شده است؛ ما دچار نوعي فرماليسم در عبادات از جمله عزاداري، نماز، اعتكاف و ... شده‌ايم.

در همين اعتكاف كه عملي است بسيار زاهدانه، عارفانه، خالص و ناب، آيا اعتكافي كه در سال 1385 درتهران برگزار مي‌شود، همان اعتكافي است كه پانصد سال پيش در مسجد كوفه برگزار مي‌شده است؟ بحث بر سر اين نيست كه در نوع عبادات ما، تفاوت حاصل شده است بلكه پارادايم و نوع رويكرد ما به عبادت عوض شده است. يعني اگر در زمان گذشته كسي مي‌خواست دراعتكاف شركت كند، از بسياري از محرمات و مكروهات دوري مي‌كرد تا اينكه بتواند دراعتكاف شركت كند ولي ما امروز هيچ مزاحمتي بين كارهايي كه در جامعه انجام مي‌دهيم و عمل عبادي اعتكاف نمي‌بينيم. توجه كنيد كه حجاب بسياري از خانم‌هايي كه در اعتكاف شركت مي‌كنند حجاب شرعي نيست ولي ما خوشحاليم كه جوانان دسته‌دسته در اعتكاف شركت مي‌كنند. عرض من اين است كه ما نه تنها در زمينه حجاب بلكه در مقوله‌هاي عبادي ديگر هم، دست‌خوش تغيير شده‌ايم. اما حساسيت بر مسئله حجاب وجود دارد. اين حساسيت هم مي‌تواند مثبت باشد، به اين معنا كه نمايانگر غيرت ديني است و هم مي‌تواند اين حساسيت نگران كننده باشد به اين معنا كه اگر حساسيت شما اهميت دادن بيشتري نسبت به اين مسئله باشد، در صورتيكه اين اهتمام غلط باشد، در نتيجه در تحليل آن به اشتباه خواهيد رفت و براي حل بحران به نتيجه‌اي نخواهيد رسيد.

اشخاصي كه تحليل درستي از مسأله بي‌حجابي ندارند، نمي‌توانند راهكار برون رفت درستي را از اين موضوع ارايه دهند. بايد ديد چه چيزي در جامعه عوض شده است كه حجاب به عنوان يك معلول، دست‌خوش تحول و تغيير شده است. پاسخ اين است كه ما تبديل به آدم‌هاي ديگري شده‌ايم. و چون آدم‌هاي ديگري شده‌ايم، جور ديگر مي‌پوشيم.

وقتي جامعه در اقتصاد به صورت مدگرا، مصرف زده و ربوي رفتار كند، در نتيجه خواه ناخواه يكي از ساحت‌هاي زندگي كه به پوشش اختصاص دارد، به سمت مدگرايي و مصرف‌زدگي مي‌رود و هر مانعي را كه فراروي اين مسأله قرار گيرد برمي‌دارد. مانند لباس‌هايي كه نوعي وقار و سادگي را به مخاطب القا مي‌كند.

 اگر در گذشته، كشور ما دغدغه حضور بيگانگان را در حريم خصوصي جامعه داشت، اما امروز اين موضوع به فراموشي سپرده شده است. و اين بيگانه به راحتي ازساعت 8 صبح تا 12 شب در حريم خصوصي ما وارد شده است.  به اين معنا كه جامعه ما جامعه‌اي است مدرن يا جامعه‌اي كه در حال گذار از جامعه سنتي به جامعه مدرن است و بايد مردم جامعه با بخشي از سنت‌ها در جامعه مدرن زندگي كنند و اين در نهايت دشوار است. مهم‌ترين چيزي كه در تغييرات جامعه ما قابل توجه است اين است كه، ما انسان‌هاي ديگري شده‌ايم يعني انسان سال 85 با سال‌هاي قبل واقعاً متفاوت است. در واقع توجه به ديگران، ايثار، فداكاري و ديگر ارزش‌هاي انساني از بين رفته و اين ارزش‌ها تبديل به توجه به خود، و لذت‌گرايي و ... شده است. نتيجه اينكه اگر جامعه دچار تغيير شود، در نتيجه نوع پوشش هم عوض مي‌شود و اين غيرقابل انكار است. چاره‌اي هم نيست. ولي چاره‌اي نيست آيا به معناي انسداد در راه است؟ نه، به اين معني است كه شما مي‌توانيد يك فرش پاره شده را وصله كنيد ولي نمي‌توانيد اين فرش پاره را مانند روز اولش درست كنيد. هيچ كدام از ما نبايد در تحليل مسائل اجتماعي به يأس برسيم ولي اگر بدانيم چقدر در تنگنا هستيم، تا حدودي در تحليل مسئله متفاوت عمل خواهيم كرد و در بحث حجاب صرف نظر از يك تحليل كلي كه جامعه تغيير كرده است ما بايد به يك سري تحليل‌هاي خردتري در مقوله بدحجابي برسيم تا بتوانيم به راه‌هاي كنترل آن دست يابيم.

 در اينجا فقط به نكاتي كه به نظرم مهم‌تر است اشاره مي‌كنم. در جامعه ما عواملي هستند كه به مقوله بدحجابي دامن مي‌زنند و ما بايد نقش خاصي را براي آنان قائل شويم؛ مانند بحث ساختار اشتغال، ساختار آموزش عالي، كه اين همان تغيير در نوع زندگي است. وقتي زن و مرد در محيط اشتغال يك كار را انجام مي‌دهند، اين سؤال به تدريج مطرح مي‌شود كه چرا بايد بين زن و مرد تفاوت باشد؟ اگر ساختار اشتغال ما، در واگذاري مشاغل بر اساس مدل ساختار جنسيتي عمل كند، چه معنايي دارد در محيط اشتغال، عدم تساوي در لباس را توصيه كنيم، اگر ساختار آموزش عالي تماماً تساوي‌گرايانه است، چگونه مي‌توان تفاوت در پوشش را توجيه كرد؟ باور كنيد دختر و پسري كه چهار سال با هم در يك كلاس نشستند، هر دو يك درس را امتحان دادند، هر دو در يك آزمايشگاه فعاليت كردند، هر دو به يك روش مورد خطاب استاد قرار گرفتند و... بعد از مدتي ناخودآگاه براي اين دو سؤال پيش مي‌آيد كه تفاوت من و جنس مخالفم در چيست؟

 معماري شهري كنوني نيز مي‌تواند يكي از عوامل بدحجابي باشد. شما خانه‌اي در كاشان را مقايسه كنيد با يك واحد آپارتمان 50 متري در خيابان نواب تهران. در خانه‌هاي سنتي كاشان زني كه در خانه است حتي اگر در حياط هم باشد در امنيت كامل است چرا كه حياط، مركز خانه است و پشت بام‌هاي مشرف به حياط مربوط به همان خانه است اما در آپارتمان‌هاي كوچك تهران، فاصله اتاق خواب زن با در اصلي خانه حداكثر 10متر است و يك خانم با حجاب به علت نوع معماري اين طور اقتضاء مي‌كند كه مدل پوشش آن تغيير كند. البته اشكال نكنيد كه من سي‌سال است كه در آپارتمان زندگي مي‌كنم و با تمام سختي‌هايش حجابم را حفظ مي‌كنم. شما نبايد در مقوله حجاب به اين موضوع اتكا كنيد كه همه آدم‌ها عقل‌گرا و ايده‌آل هستند بلكه شما در جامعه بايد براي «متوسطين» برنامه‌ريزي كنيد. متوسطين با پديده حجاب چگونه برخورد مي‌كنند؟

يكي ديگر از عوامل خاص بدحجابي (كه در نشريه حوراء درج شده است) بي‌توجهي به زمينه‌هاي طبيعي و ميل به تبرجّ است. به عنوان مثال دختران در جامعه ما، نقطه آرماني ندارند و اگر از دختر 18 ساله پرسيده شود كه آرمان‌ها و آرزوهايت را چگونه مي‌خواهي تحقق دهي؟ چه پاسخي براي گفتن دارد؟ ما در اين زمينه فكر نكرده‌ايم و توجهي به زمينه‌هاي طبيعي دختران نشده است. 

موضوع ديگر، بحث عدم ارضاء تمايلات جنسي است كه الگوي آن در جامعه تغيير كرده است. تجربه‌هاي  شخصي نشان داده است كه درخانواده‌هايي كه حتي بدحجابي رواج دارد، نوعي تعادل و وقار در رفتار زنان متأهل آن خانواده نسبت به دختران مجرد مشاهده مي‌شود. پس بخشي از تحليل‌ها در بحث بي‌حجابي به اين برمي‌گردد كه تمايلات غريزي و نيازهاي جنسي جوانان در حالت رياضت، يك واكنش منفي را از خود بروز مي‌دهد كه بخشي از اين كنش‌ها در قالب بدحجابي ديده مي‌شود.

موضوع ديگر، بحث سياسي شدن مقوله حجاب است كه در دو محور عنوان مي‌شود. يكي اينكه جناح‌هاي سياسي كشور با مسأله حجاب، سياسي برخورد مي‌كنند و اين جزو اقتضائات گروه‌هاي سياسي است. در طول 27 سال با توجه به اينكه، با حركت رو به نزول وضعيت حجاب روبرو بوده‌ايم، حال جناح‌هاي سياسي چگونه با اين مقوله برخورد كردند؟

به نظر مي‌رسد كه احزاب سياسي با پديده حجاب به عنوان يك امتياز سياسي عليه رقيب استفاده كرده‌اند. يك جناح با ترويج آزادي و تسامح به دنبال كسب آراء بيشتري بود و نسبت به حجاب غفلت كرد و در مقابل،  جناح ديگر با شعار «وا اسلاما، وا دينا» عليه جناح ديگر فعاليت كرد. اما در عمل چه اتفاقي افتاد؟

دو حزب در جريان انتخابات به صندوق آراء توجه دارند و حجاب هم با صندوق رأي ارتباط تنگاتنگي دارد و دو جناح حاضر نيستند در مورد اين مسأله ريسك سياسي كنند و زخم، همچنان سربسته باقي مي‌ماند.

اما روي ديگر سياسي شدن حجاب برمي‌گردد به اينكه، بخشي از بي‌حجابي‌ها معلول نظام سياسي موجود است. از آنجايي كه بين آموزه‌هاي ديني و سياسي پيوند و ارتباط وجود دارد در نتيجه برخي از مخالفان سياسي نظام، تظاهرات بي‌حجابي را به عنوان  دست‌آويزي براي بروز مخالفت با دولت برمي‌گزينند. حال چه درصدي از بي‌حجابي معلول رفتارهاي سياسي است، جاي تأمل دارد؟ اگر فقط 5 درصد بي‌حجابي جامعه به بخش سياسي مرتبط باشد، اين موضوع براي جامعه ما بسيار خطرناك است چون انسان سياسي در مسائل مختلف به صورت ايدئولوژيكي پيش مي‌رود.

من در سايتي عضو هستم كه مخصوص جوانان ايراني است و حدود 250 هزار نفر عضو دارد؛ از اين سايت ايميلي رسيد كه خانمي را نشان مي‌داد كه  بدون حجاب در تهران، از خانه حركت مي‌كند و در بازار مي‌آيد و... خود اين پديده، صرف نظر از آن، جاي تفكر دارد كه به چه دليلي اين موضوع براي 250 هزار نفر ارسال مي‌شود. اين ناشي از يك حركت سياسي در مقوله حجاب است و بيان‌گر آن است كه پديده بي‌حجابي يا بد حجابي، معلول يك حركت سياسي و ستادي است  و به جاي اينكه نيروي انتظامي به اين مسأله حساسيت نشان دهد، به موضوعات ديگري مي‌پردازند.

 اهميت حركت‌هاي سياسي در پديده بي‌حجابي را نبايد دست كم گرفت. اگر 200  خانم در حركتي نمادين، قرار بگذارند كه در يك ساعت و روز مشخص روسري‌ها را از سر بردارند، نظام اسلامي چه تدبيري با اين مسأله ناگهاني خواهد داشت؟ به يك معنا مي‌توان گفت، يكي از عوامل خاص بي‌حجابي فقدان مديريت حكومتي است.

در سال‌هاي اوليه رياست جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني، ايشان تعبيري را عنوان كردند كه: در زمان جنگ، ما خيلي از امور را به قضا و قدر الهي سپرده بوديم. به نظر من يكي از آن امور كه به قضا و قدر سپرده شده است، مسأله حجاب است. با اين تفاوت كه در بحث حجاب، به رغم اينكه به قضا و قدر الهي سپرده شده است، ادعا مي‌كنيم كه نه اين طور نبوده و مديريت بر اين قضيه حاكم است. در بحث حجاب ما ادعاي مديريت مي‌كنيم اما هيچ خبري نيست و البته به اين معنا نيست كه حكومت بايد در اين مورد دخالت مستقيم كند و با اين موضوع كاملاً مخالف هستم.

خلاصه اين‌كه  مقوله حجاب، در كشور تابعي از فرهنگ عمومي جامعه است و فرهنگ در جامعه ما تغيير كرده است پس ناگزير، حجاب هم متحول و دست‌خوش اين تغييرات خواهد شد و هر قدر سير اين تغييرات در كشور جهت‌دار و با شتاب‌تر شود در نوع حجاب و پوشش هم محسوس مي‌شود.

 در مقوله حجاب فقط مي‌توانيم رفو كنيم و حركت‌هايي كه در اين دو سال انجام شده نه تنها به اين موضوع كمك نكرده بلكه مضر هم بوده است چون مقدمات و لوازم اوليه را تدبير و تدارك نديده‌ايم و اگر به همين منوال پيش برويم، تمام تدبيرها در مقوله حجاب نتيجه عكس خواهد داشت.

پژوهشکده زن و خانواده با هدف تبیین دیدگاه نظام‌مند دین پیرامون مسائل زن و خانواده، تعمیق پژوهش‌ها و کارشناسی‌های دینی و پاسخ‌گویی به نیازهای تئوریک و دفاع از مرزهای اعتقادی در این حوزه توسط مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران در سال 1377 تاسیس گردید. ادامه ...
نشـانی‌مرکز‌قـم:بلوار الغدیر ، کوچه 10 ،پلاک5 پژوهشکده زن و خانواده
تلفـن: 58-32603357 (۰۲۵)
فکس: 32602879 (۰۲۵)
سامانه‌پیامکی: 1۰۰۰2532907610
نشـانی‌دفترتهــران: بلوارکشاورز،خیابان نادری،ک حجت‌دوست،پ ۵۶
تلفـــــــــــــــــــــــــــــــــن: ۴ ۴ ۹ ۳ ۸ ۹ ۸ ۸   (۱ ۲ ۰)
عضویت در خبرنامه
کلیه حقوق و امتیازات متعلق به پژوهشکده زن و خانواده می باشد.
Wrc.ir © 1380 - 1397