آثار‌مرکز‌تحقیقـــات‌زن‌وخانـــواده


        
دوماهنامه علمیٰ فرهنگی و اجتماعی حوراء
دفتر مطالعات و تحقیقات زنان
شماره: 21 / 1385
سردبیر: شورای سردبیری -
مدیر هنری: مهدی قدیانلو - طراح جلد:
ویراستار: عکاس:
نشانی: تهران-بلوار کشاورز-خیابان نادری-کوچه حجت دوست-پلاک56-طبقه سوم
تلفن: 02188983028ایمیل: hora@awrc.ir
سخن نخست
سخنرانی خانم فریبا علاسوند با موضوع هویت زنانه
سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین زیبایی‌نژاد با موضوع هویت زنانه
سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین زیبایی‌نژاد با موضوع نظام خانواده
سخنرانی محمدتقی کرمی با موضوع نظام خانواده
سخنرانی خانم دکتر علم‌الهدی با موضوع جنسیت و آموزش
سخنرانی خانم فریبا علاسوند با موضوع جنسیت و آموزش
بیان دیدگاه‌ها در بحث جنسیت و آموزش
سخنرانی خانم دکتر فرهمندپور با موضوع زنان و اصلاحات حقوقی
سخنرانی دکتر محمدتقی کرمی با موضوع زنان و اصلاحات حقوقی
بیان دیدگاه‌ها در بحث زنان و اصلاحات حقوقی
سخنرانی دکتر کرمی با موضوع نظام اسلامی و مسئلة پوشش و آرایش
سخنرانی خانم دکتر شهلا باقری با موضوع نظام اسلامی و مسئلة پوشش و آرایش
بیان دیدگاه‌ها در بحث نظام اسلامی و مسئلة پوشش و آرایش
شکست سیاست خانواده در اروپا/ آلن کارلسون/ مترجم: نسرین مصباح
جنسیت به منزلة یک ساخت طبیعی/ الیزابت فاکس-جنوز/ مترجم: معصومه محمدی
تازه‌های نشر
خبر

موضوع: جنسیت و آموزش
تکمیل کننده بحث: خانم فریبا علاسوند

اگرچه بحث بر سر موضوع آموزش و جنسیت است اما ما هم درباره «آموزش و جنسیت» و هم درباره «تربیت و جنسیت» بحث می کنیم. به دلیل اینکه نوع آموزش هایی که داده می شود چه به شکل مستقیم و چه به صورت غیرمستقیم، در تربیت افراد دخالت می کند و اگر بحث را با عنوان تربیت و جنسیت دنبال کنیم فضای دینی تری خواهیم داشت. با توجه به این نکته در فرض اول، انسان موجودی تربیت پذیر است و با توجه به نکاتی هم که قبلاً گفته شد، هم جنسیت می تواند تحت تأثیر و ویژگی های طبیعی قرار بگیرد و هم یک امر آموزشی و تربیتی می تواند در مسیر زندگی و رشد یک فرد، ویژگی های جنسیتی را به او القا کند. اما این بدان معنا نیست که شاخص ها و ویژگی های درونی در انسان وجود ندارد و بر اساس همین مطلب تقسیم بندی برخی از متخصصان تربیت که می گویند تربیت به تربیت هادی و عایق تقسیم می شود مورد توجه قرار می گیرد.
مراد از تربیت هادی، ارتقا و فعلیت بخشی به بن مایه های فطری و درونی انسان است. یعنی ظرفیت های طبیعی افراد، انسان را در مسیر تربیت کمک می کند و نیازی به امکانات و هزینه های خارجی نیست بلکه منابع تربیت در خور فرد وجود دارد.
اما تربیتی که براساس ظرفیت های درونی فرد نباشد هزینه زیاد و بازده کمی به دنبال خواهد داشت. علیرغم اینکه آموزش از درون، کم هزینه و پربارتر خواهد بود، اما مدرنیته با سوق دادن آموزش از تربیت و آموزش درونی به آموزش بیرونی و در بحث آموزش، تکیه بر وسایل کمک آموزشی، نشان دهنده تغییر گرایی و تغییر رویه در امر تربیت است. پذیرش چنین تربیتی مستلزم پذیرش روش هایی است که برای تحقق چنین تربیتی تدبیر می شود. مثلاً یکی از این روش ها، شرطی سازی است که یکی از روش های القاء از بیرون است. و روش شرطی سازی مبتنی بر تکرار است و این القاء تکرار شرایطی را می طلبد که بواسطه آن، محیط و شرایط باید به گونه ای باشد که افراد در مورد آن شرایط شرطی شده و به آن عادت کنند. یکی از زمینه های بسیار مهم تحقق چنین امری وجود رابطه میان قدرت و دانش است. مثلاً در کشورهایی که زندگی لیبرالی یا سوسیالیستی تحقق دارد، ظهور چنین تربیتی وابسته به استفاده از امکاناتی است که سیستم های قدرت در اختیار قرار می دهند.
مثلاً در کتابی به نام « فمینیسم در آمریکا» که توسط دفتر نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه ترجمه شده، آمار و ارقامی وجود دارد که مجموعه ها و فاکتورهای تغییر دهنده مربوط به مفاهیم جنسیت را نشان می دهد. البته غیر از تلاش هایی که در سیستم های آموزشی آمریکا برای امحاء مقوله ای بنام جنسیت وجود دارد. یکی از مجموعه ها که توسط خانم کاترین شکل گرفته، سالانه 300 مقاله، برای 250 کنگره و همایش و نشست های مربوط به جنسیت و مطالعات جنسیت ارائه می دهد که می تواند زمینه ساز ایجاد تغییر در محیط های اجتماعی شود. و از آنجا که افراد در همه دنیا با آموزش و پرورش ارتباط تنگاتنگی دارند، سیاست های مدرنیته با استفاده از چنین ظرفیتی، اذهان عمومی را به سوی پیشبرد اهداف خود و بسترسازی اجتماعی سوق می دهند. به طور مثال در این کتاب آمده است که خانواده ای برای اثبات این مسأله که رفتار پسر بچه آنها که می خواسته از پیشخوان مدرسه سیب بردارد و به دفتر همکلاسی او برخورد کرده، رفتاری خشونت آمیز نبوده، مجبور شدند 3 ماه در محاکم قضایی در رفت و آمد باشند. یعنی فضا به گونه ای طراحی شده که هر رفتار، چه ارادی و چه غیرارادی، بر اساس رفتار خشونت آمیز با محوریت امور جنسی و غریزی تبیین می شود و این محیط، افراد را نسبت به این مقوله ها، شرطی می کند. بنابراین اگر زمانی ما با یک سری عناوین و مطالب در کتاب های آموزشی برخورد می کنیم، نباید به سادگی از کنار آنها عبور کنیم و در مطالعات جنسیتی بهتر است که از روش ها و اینگونه مطالب به راحتی عبور نکنیم.
در روش تربیت هادی نکته ای که بسیار مهم است این است که در این سیستم، هر چیزی بر اساس داشته ها و نداشته ها تعریف می شود و زمانی که ساختمان جنسی انسان در این تعریف موضوع تربیت هادی قرار می گیرد طبیعتاً جسم او روح او و ترکیب داشته ها و نداشته های او با هم مورد بررسی قرار می گیرد و باید سعی بر این باشد که در سیستم آموزش درونی، آموزش هایی که داده می شوند، درونی شود و از محدوده شان فراتر رفته و در هزارتوی وجود او نفوذ کند. خود پنداری و شناخت هر کس از خود که یکی از مظاهر شناخت، جنسیت است، می تواند راه را برای فعالیت های مشترک به عنوان انسان و فعالیت های اختصاصی به عنوان یک جنس خاص بازکند.
روانشناسان تأثیر تربیت را به سه حیطه که با تعابیر دیگری در فرهنگ دینی ما هم وجود دارد. و با این روش که شناخت افراد در حیطه عاطفی آنها، راه را برای حرکت های آنان باز می کند. خیلی اوقات بسیاری از رفتارهای مربوط به جنسیت تغییر می کند به دلیل اینکه مراکز وجهه و حیثیت تغییر می کند.
مثلاً زنان خانه دار از وجهه خانه دار بودن خود راضی نیستند. مثلاً در موردی که پیامبر (ص) به زنی درباره حس فرمودند که منظور پیامبر این بود که ذهنیت منفی که آن زن نسبت به امر شوهرداری و خانه داری داشت تصحیح کند.
بنابراین مهم است که تربیت، عاطفی شوند. به عنوان مثال توماس هانر، که برخی او را نقطه شروع تحول در حقوق مدرن می دانند، می گوید: موتور محرک حضور در فعالیت های اجتماعی، حق است نه تکلیف. و انسان مدرن، انسان محق است نه تکلیف. و چون انسان ها دوست دارند که حق خود را بدانند، این نقطه شروع خوبی برای حضور در جامعه خواهد بود.
و از میان حقوق مختلف، حق صیانت ذات و یا حفظ خویش به هر قیمتی، مطلوب ترین حق در میان حقوق است. در این نمونه، نقطه ثقل حقوق عاطفه است. بنابراین عاطفی کردن ویژگی های مربوط به جنسیت که مورد تأیید دین هم است یکی از روش های تربیت جنسی بر مبنای رضایت و تمایل است. این کار را فمینیست ها در مورد کار خانگی زن انجام دادند به این نحو که بیان می کردند چرا فکر می کنید که زن خانه دار خوشبخت راضی وجود دارد؟ چرا فکر می کنید که زنان از بچه داری لذت می برند؟
با عمده کردن مشکلات بچه داری نگاه زن را به نقش خود مورد مخاطره قرار می دهند.
خلاصه اینکه تربیت، اعم از آموزش است و باید درونی شود.
نکته بعد در خصوص بحث آموزش، دینی کردن آن است که چه مقدار می توان اثبات کرد در منابع دینی، آموزش و تربیت باید در مورد جنسیت حساس باشد؟
دو دسته روایات و آیات در این زمینه وجود دارد. دسته اول جنبه توصیفی دارد، یعنی زن و مرد را آنچنان که هستند توصیف می کنند و بخشی هم جنبه احکامی و تجویزی دارند. دستورالعمل هایی در قالب احکام ارزشی و اخلاقی یا در قالب دستورالعمل های فقهی و ... دارند.
آیا می توان از توصیفات به ارزش و ضد ارزش رسید. این یکی از بحث های فلسفه اخلاق در دوره مدرن است که اتفاقاً در قرن 18 این مسأله مطرح شد که ارزش ها با هست ها رابطه ای ندارند.
بحث دیگر، این مطلب است که آیا می توان از تجویزات به توصیف رسید؟
این بحث اهمیت بسیار دارد چرا که یکی از مباحث در علم روانشناسی، بحث اختلال در شخصیت است که در این اختلال پنداری که هر شخصی از خود دارد خدشه دار می شود.
مسأله دیگری که با این مووع ارتباط تنگاتنگی دارد، مسأله پوشش است چنانکه فمینیست ها در طراحی لباس هایی که برای زنان انجام می دادند، این نکته بود که لباس هایی طراحی می شد که زنان بتوانند با آن لباس ها راحت فعالیت کنند. یعنی زنان بتوانند با آن لسا ها راحت فعالبت کنند. یعنی زنانگی در لباس متجلی نشود. مثلاً می توان از این دستورالعمل در دین که زنان و مردان لباس یکدیگر را نپوشند این نتیجه را حاصل کنیم که اگر غیر از این باشد چنین و چنان می شود یعنی از دستورالعمل به هست و توصیف برسیم.
از اینجا ثابت می شود که تربیت با جنسیت مرتبط است.
بحث بعدی اینکه آموزش با معنای مصطلح خود، چه ارتباطی بازندگی انسان ها و در مرتبه ای دیگر چه ارتباطی با مسأله زنان دارد؟ برای پاسخ به این پرسش باید تاریخ علم ملاحظه شود.
پیدایش علم با رسمی شدن آن همزمان می شود. یکی از نتایج علم در این حالت غیرغایتگرا شدن آن است و نفی هدفمندی و اثبات یک نوع ماهیت مکانیکی برای دنیاست. در این سیستم که غایتگرایی از آن حذف می شود، نیازی به حفظ نظام موجود باقی نمی ماند زیرا در تفکر دینی موجود، نظام احسن معرفی شده و هیچ تغییری در این رابطه جایز نیست. اما زمانی که غایت و هدفمندی از جهان گرفته می شود تغییر و تحول هم جای خود ر ا باز می کند. عمل با داعیه کشف آمد و نه با داعیه توصیه، یعنی ربطی بین ارزش ها و کشفیات وجود ندارد. در این سیستم، قراراد اساس روابط مردم می شود و نیازی با ارجاع به طبیعت بشر نیست.
مطلب بعدی تخصصی شدن و تقسیم کار است که یکی از نتایج علم است. اگر چه ما نیز به تقسیم کار موافقیم ولی این تقسیم کار به حدی مردم را شرطی کرده که فراتر از تخصص خود، نمی توانند حرکتی انجام بدهند.
ربط این مسأله این است که خانواده از اینجا آسیب می بینند. مثلاً «مادری» تبدیل به یک حرفه شده و تنزل خانواده در نقش های خود یکی از تبعات تخصصی شدن علوم و حرفه هاست و درمانگران خانواده و متخصصین این امر کاری را برای خانواده انجام می دهند که زن و شوهر باید برای هم انجام بدهند و تمام مشاغل خانگی به حوزه تخصصی شغلی با نگرش حرفه ای واگذار شده که دلسوزی و عاطفه در آن دیده نمی شود.
آقای ویلیام گردن کتابی دارد و یکی از نکته هایی که در این کتاب به آن تصریح شده این است که اگر خانواده، نقش حمایت از خود را به عهده بگیرد خود را نسبت به این حمایت محق می داند و این حمایت دارای بن مایه های عاطفی خواهد شد. اما زمانی که این حمایت به دست صاحبان حرفه ها و مشاغل و دولت افتاد فاقد بن مایه های عاطفی می شود.
نکته بعد درباره ماهیت علم در ساختارهای لیبرالی با آموزه مهم فردگرایی است و نیز ساختار حکومت های سوسیالیستی که مبتنی بر نفی نقش فرد و تصدی گری دولت هاست که هر دو ساختار، در کسب سود بیشتر باهم مشترک هستند. اگر این فرض پذیرفته شده باشد که حکومت ها و قدرت ها در جهت دهی دانش ها، نقش اساسی دارند، اهمیت توجه به آموزش و پرورش نمود پیدا می کند. مثلاً در بحث توجه به جنسیت، حوزه توجه به مردان فقط در بحث اشتغال و فرصت های شغلی است، و در بررسی نقش های جنسیتی، پسران و مردان مغفول واقع شده اند. آموزش های حاشیه ای، مبتنی بر فرهنگ مدرن و لیبرالی است. مثلاً هدف و اعتماد به نفس در تفکر لیبرالی بالا بردن سطح رقابت است زیرا محوریت آن آموزش قدرت احقاق حق و چانه زنی در محدوده خانواده است.
جمع این آموزه هاست که در مقابل اسلام قرار می گیرد و مورد تأیید دین واقع نمی شود. در آموزه های دینی، ما بحث قناعت را داریم اما هیچ سیستمی به دنبال آموزش کف نفس و قناعت نیست. آموزش و پرورش باید با نهادهای دینی و نهادهای دیگر هماهنگ وارد عمل شود و مفاهیم دینی در سیستم های آموزشی وارد شود. پی آمدهای آموزش و پرورش خنثی نسبت به جنسیت را می توان در عدم توانایی افراد برای ایفای نقش های مختلف، بحران در خود پنداری، تأثیر در معیارهای ازدواج، تحصیل، اشتغال و ... دانست.
متأسفانه ما در این سیستم قرار گرفته ایم، البته تنها با تئوری نمی توان مشکل را حل کرد اما دست اندرکاران باید نسبت به این مسائل حساس باشند و نسبت به کاهش مضرات تفکر دولت های مدرن تلاش کنند.

پژوهشکده زن و خانواده با هدف تبیین دیدگاه نظام‌مند دین پیرامون مسائل زن و خانواده، تعمیق پژوهش‌ها و کارشناسی‌های دینی و پاسخ‌گویی به نیازهای تئوریک و دفاع از مرزهای اعتقادی در این حوزه توسط مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران در سال 1377 تاسیس گردید. ادامه ...
نشـانی‌مرکز‌قـم:بلوار الغدیر ، کوچه 10 ،پلاک5 پژوهشکده زن و خانواده
تلفـن: 58-32603357 (۰۲۵)
فکس: 32602879 (۰۲۵)
سامانه‌پیامکی: 1۰۰۰2532907610
نشـانی‌دفترتهــران: بلوارکشاورز،خیابان نادری،ک حجت‌دوست،پ ۵۶
تلفـــــــــــــــــــــــــــــــــن: ۴ ۴ ۹ ۳ ۸ ۹ ۸ ۸   (۱ ۲ ۰)
عضویت در خبرنامه
کلیه حقوق و امتیازات متعلق به پژوهشکده زن و خانواده می باشد.
Wrc.ir © 1380 - 1397