آثار‌مرکز‌تحقیقـــات‌زن‌وخانـــواده


            
دوماهنامه علمیٰ فرهنگی و اجتماعی حوراء
دفتر مطالعات و تحقیقات زنان
شماره: 31 / 1388
سردبیر: فاطمه قاسم پور -
مدیر هنری: جواد روح - طراح جلد:
ویراستار: عکاس: مهدی موذن -
نشانی: تهران-بلوار کشاورز-خیابان نادری-کوچه حجت دوست-پلاک56-طبقه سوم
تلفن: 02188983028ایمیل: hora@awrc.ir
سرمقاله
نگاه ویژه/ بازتولید خانواده ایرانی
گفت‌وگو با دکتر نعمت‌الله فاضلی/تحولات خانواده در ایران معاصر از سنت تا پسانوگرایی
اندیشه/مجید دهقان/مطالعات جنسیتی زبان
گفت‌وگو با دکتر آزادارمکی/ ویژگی‌های متمایز خانوده ایرانی
اندیشه/میراث زوجه از اموال منقول/ مهدی سجادی‌امین
گفت‌وگو با دکتر علیرضا مؤذن/ بازمهندسی خانواده اسلامی
ترجمه/رفاه در کشورهای اسکاندیناوی/ دیوید پوپنو/ مصطفی میخ‌بُر
یادداشت علمی/نرگس سجادیه/مسئولیت‌های متقابل نهاد تعلیم و تربیت رسمی و خانواده
یادداشت علمی/سمیه مقدم/آسیب‌شناسی رشتة مطالعات زنان در ایران
گزارش/ تأثیر عوامل ساختاری و روانی بر پرسش و پاسخ
گزارش کتاب/ تأثیر فمینیسم بر فرزندان
معرفی کتاب/ فمینیسم؛ تاریخ گرایشات، نظریات و نقد
اخبار

تأثیر عوامل ساختاری و روانی بر پرسش و پاسخ
سخنرانی حجت الاسلام زیبایی نژاد در همایش قرآن، انسان، پرسش

گزارش

پرسش چگونه شکل می‌گیرد و ما چگونه بدان پاسخ می‌دهیم؟ اگر به چگونگی طرح پرسش و تأثیری که عوامل گوناگون بر این فرآیند می‌گذارند توجه نکنیم، هم در مکانیزم پاسخگویی به مشکل دچار می‌شویم و هم در تحلیلمان از اینکه آیا موفق عمل کرده‌ایم یا نه. وقتی برای تبلیغ به فضایی مانند دانشگاه می‌رویم به دانشجویانی  برمی‌خوریم که ذهنشان پر از سؤال است. در حوزه‌ خانواده، سؤال‌های گوناگونی مطرح می‌شود و با پاسخ به آنها، باز هم با پرسش‌های جدیدی مواجه می‌شویم.
آیا پرسش‌هایی که برای دختر امروزی مطرح می‌شود همان پرسش‌هایی است که دختران در گذشته داشته‌اند؟ آیا صرفاً پرسش‌ها بیشتر شد‌ه‌اند یا تفاوت هم پیدا کرده‌‌اند؟ امروز می‌بینیم حتی شکل پرسش‌های دختران نیز تغییر کرده است. پرسش‌ هنگامی در ذهن تولید می‌شود که میان آرمان‌های ذهنی با واقعیات فاصله وجود داشته باشد. وقتی دیدیم واقعیت اجتماعی خلاف نقطه تعادل ذهنی اتفاق می‌افتد، آنگاه پرسش شکل خواهد گرفت؛ یعنی آن‌چه با آن مواجه می‌شویم خلاف امری است که انتظارش را داریم.  در قرن هیجدهم نخبگان جامعه اتصال میان زمین و آسمان را قطع کردند و اظهار داشتند مسئله‌ای به نام ارزش‌های معنوی وجود ندارد و همه ارزش‌ها باید در این دنیا تعریف شود. سرمایه‌داری کم‌کم قدرت گرفت و فرهنگ سرمایه‌داری به این نتیجه رسید که متناسب با تولید ثروت باید فرهنگ هم ایجاد کند. ارزش‌ها را هم فقط ارزش‌های اجتماعی تعریف کردند. ارزش‌های اجتماعی نیز عبارت بودند از منصب اجتماعی یا پول.
زنان در این نظام ارزشی به تدریج احساس کردند اگر پول و منصب اجتماعی ارزش است، پس در طول تاریخ ارزش زن فروکاسته شده است. زنان می‌دیدند در طول تاریخ منصب‌های اجتماعی در دست مردان بوده است؛ زنان در شالیزارها کار می‌کردند و محصول را مردان می‌فروختند و پول حاصل نیز نصیب مردان می‌شد. بدین ترتیب نظریه فرودستی زنان شکل گرفت و قوت پیدا کرد.
نظام آموزشی در اوایل قرن بیستم متأثر از نظام سرمایه‌داری شکل گرفت. جان دیوئی که از اومانیست‌‌های ملحد بود، ایده‌ آموزش‌های دولتی را علیه خانواده طراحی کرد و گفت فرزندان ملک خانواده نیستند، بلکه ملک حکومت و جامعه هستند. نباید بگذاریم ارزش‌های والدین به فرزندان آنها منتقل شود و باید به جای آن، ارزش‌های خود را به فرزندان منتقل کنیم. بدین‌سان نظام آموزش رسمی مدرن شکل گرفت. مدرنیسم به مقوله جنسیت بی‌تفاوت بود و به نقش‌های جنسیتی و رابطه میان زن و مرد، اهمیت نمی‌داد، بلکه فقط توسعه سرمایه را امری مهم برمی‌شمرد. نظام آموزشی مدرن با تأکید بر انسانیت و با شعار برابری زن و مرد ارزش‌های خاصی را که با ارزش‌های جنسیتی و ارزش‌های نظام خانواده متفاوت است، به نسل بعد منتقل می‌کند. تعریفی که زنان جامعه ما، حدود هفتاد، هشتاد سال پیش از زن ارائه می‌دادند، با تعریف زن امروزی بسیار تفاوت دارد. یکی از علت‌های این امر، آن است که امروز فرزندان ما در نظام آموزشی مدرن، آموزش می‌بینند و هویت جنسی‌شان متأثر از این نظام آموزشی شکل می‌گیرد. تمایلات و آرمان‌های این نسل هم با تمایلات و آرمان‌های نسل‌های گذشته بسیار متفاوت است و به همین دلیل امروز با پرسش‌های متفاوتی مواجه هستیم.
از دهه 1960 علوم‌انسانی وارد مرحله جدیدی شد و ادبیات برابریِ نقش، گفتمان مسلط در جامعه‌شناسی گردید. دهه 1960 از دو جهت بسیار  اهمیت دارد؛ یکی آنکه جنبش‌های چپ و جنبش‌های فمینیستی موج دوم در این دهه فعال شدند و بر علوم اجتماعی تأثیر‌گذار گردیدند و دیگر اینکه دولت‌های رفاهی در اروپا ایجاد گشتند تا ایده دخالت حداکثری در امور را پیگیری ‌کنند. این عوامل موجب شد تا مفهوم برابری وارد علوم‌اجتماعی شود. در دهه 1950 نظریه رایجی که توسط افرادی چون پارسونز تبیین می‌گردید نظریه تفکیک نقش‌ها بود. پارسونز تفکیک نقش‌ها را ضرورت وجودی خانواده و جامعه می‌دانست و معتقد بود اگر مسئولیت افراد خانواده مشابه باشد و زنان کار مردان و مردان کار زنان را انجام دهند، در نظام خانواده اختلال ایجاد ‌شده و خانواده مضمحل خواهد شد. اما در دهه‌های 60  و 70 میلادی این نظریه به عکس آن تبدیل شد. به این صورت که عنوان شد تفکیک نقش‌ها به زیان خانواده است. جریان‌های فمینیستی نیز همین ایده را تقویت می‌کردند. سپس علم روان‌شناسی و علوم تربیتی نیز از این دیدگاه و مفهوم برابری حمایت کردند.
دانشجویان یعنی دختران و پسران ما، امروز در این فضا و تحت‌تأثیر ساختارهای فرهنگی‌ جامعه تنفس می‌کنند و ساختارهای اجتماعی که البته جنسیتی نیستند، ارزش‌های جوانان را شکل می‌دهند. برای مثال در نتیجه تأثیر ساختارها است که مرد مسئول تأمین معاش خانواده نیست، بلکه زن و مرد باید در تأمین معاش با یکدیگر مشارکت کنند. ساختار اجتماعی از مرد انتظار غیرت ندارد و می‌گوید چنین مفاهیمی تابو هستند. لذا کسی که در این فضا رشد می‌کند، پرسش‌های متفاوتی دارد.
وقتی نقطه آرمانی برابری باشد، دانشجویان سؤالاتی مانند اینکه چرا دیه و ارث زن و مرد با هم برابر نیست را بیشتر می‌پرسند. بنابراین با مخاطبی نو مواجه خواهیم شد که سؤالاتی جدید می‌پرسد که پاسخ به آن پیچیدگی‌های خاص خود را دارد. پس باید بحث را به جای دیگری برد.
امروزه شبهاتی كه در دانشگاه‌ها پاسخ می‌دهیم، شبهه‌های جدید ایجاد می‌کند و پاسخ‌های ما دردی را دوا نمی‌كنند. البته همیشه ضعف از طرف ما نیست، زیرا بسترها به گونه‌ای طراحی شده‌اند كه پاسخ‌های ما بی‌نتیجه می‌ماند. تا زمانی‌كه نظام آموزش عالی و آموزش و پرورش اصلاح نشوند، این مشكلات نیز حل نخواهد شد. 
اجازه بدهید در قالب یک مثال توضیح دهم که چگونه ساختارها پرسش‌آفرین می‌شوند و به عنوان مثال ساختارهای اقتصادی شبهه تولید می‌كنند. وقتی مناسبات اقتصادی به سوی مصرف‌زدگی حرکت می‌کنند و ساختارهای سیاسی نیز مصرف‌زدگی را ترویج می‌کنند،  تمایل به مصرف زیاد می‌شود در نتیجه حقوق سرپرست خانوار کفاف اداره مخارج خانواده را نمی‌کند و فشار مطالبات به اشتغال زنان منجر می‌شود. وقتی كه زنان به بازار كار رفتند، با پول به خانه باز خواهند گشت و در نتیجه مناسبات قدرت در خانواده تغییر خواهد کرد و این پرسش شكل خواهد گرفت كه چرا باید مردها تصمیم‌گیری كنند و یا چرا زن برای خروج از خانه باید از شوهر اجازه بگیرد؟ بدین‌سان مناسبات اقتصادی پرسش‌های متعددی برای ما ایجاد كرده است.
موضوع مهم دیگری که کم‌تر به آن پرداخته می‌شود آن است که ما پاسخگویان نیز در چنین شرایطی تحت‌تأثیر ساختارهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به پرسش‌ها، پاسخ می‌دهیم. امروزه برخی افراد در حوزه فقاهت، در استنباطات فقهی خود، تحت‌تأثیر آموزه‌های مدرن قرار می‌گیرند و این پدیده در میان نسل‌های آینده فراگیر خواهد شد. به هر حال این ساختارها در بعضی قشرها سریع‌تر و در برخی دیگر دیرتر تأثیر خواهند گذاشت. بنابراین در عرصه پاسخگویی یا تحت‌تأثیر همین ساختارهای مدرن استنباط می‌کنیم‌ لذا جرأتمان در پاسخگویی كم می‌شود و یا آنکه پاسخگویی ما در مخاطب اثر نمی‌كند و یا حتی پاسخگویی ما وضعیت را بدتر می‌كند. در مواردی نیز اگر برخی مسائل را مطرح كنیم جامعه مخاطب آن مطالب را پس می‌زند و ناچاریم محتاط باشیم.
ساختار روانی نیز بر فرآیند پرسش و پاسخ بسیار تأثیرگذار است. تا زمانی‌كه اقناع ذهنی با اقناع روانی همراه نباشد، پاسخگویی تأثیر چندانی نخواهد داشت؛ به تعبیر عرفی فرد باید دل بدهد  و یا به تعبیر قرآنی فرد باید قلب داشته باشد. برای مثال خیلی افراد كه از مسئله حجاب سؤال می‌کنند، بدان دلیل است كه از حجاب خوششان نمی‌آید و وقتی شخصی از چیزی خوشش نیاید، اشكال‌تراشی و توجیه‌گری خواهد کرد. اگر نتوانیم تأثیرات روانی را در ایجاد پرسش‌ها بررسی كنیم، پاسخ علمی ما اثرگذار نخواهد بود، زیرا مخاطب، با ما همراهی نمی‌كند.
اگر حجاب در نظر دختر امروزی بی‌ارزشی باشد پاسخ علمی، مشكل وی را حل نمی‌کند. بر این اساس به نظام تبلیغاتی‌ای نیاز داریم که بتواند بر ذهن و بر روان مخاطب مؤثر باشد. پیامبران نیامده‌اند تا فقط تبیین و تبلیغ علمی داشته باشند، بلكه آمده‌اند تا اقتدار روانی ایجاد كنند و در حس زیبایی‌شناسی مخاطب نیز تأثیر بگذارند. حضرت عیسی(ع) در لحظه عروج به حواریون می‌گوید من بسیار زحمت كشیدم تا دنیا را پیش چشم شما زمین بزنم، بعد از رفتنم بلندش نكنید و من آخرت را پیش چشم شما بالا بردم، مواظب باشید آن را زمین نزنید. هنر پاسخگویی آن است که بتوانید قلب مخاطب را تسخیر كنید و حس زیبایی‌شناختی‌اش را تغییر دهید.  نظام تبلیغاتی باید متناسب با حس زیبایی‌شناختی مخاطب باشد. برای نشان دادن تأثیر روانی در پرسش مثالی مطرح می‌کنم؛ اشکالاتی که در زمینه تعدد زوجات مطرح است بیشتر از ناحیه زنان عنوان می‌شود. در یک بررسی درمی‌یابیم که مخالفت همسر اول با تعدد زوجات بیشتر است، زیرا آنان از نظر روانی آسیب‌دیده‌‌اند؛ پرسش و اعتراضی كه در ذهن همسر اول پدید آمده، غیر از پرسش همسر دوم است. در وضعیتی كه پرسش معلول تأثیر روانی است، پاسخ هم باید ادبیات خاصی داشته باشد.
نكته مهم دیگر اینكه اقتدار روانی از اقتدار علمی مهم‌تر است و اگرحوزه‌های علمیه فقط اقتدار علمی داشته باشند كافی نیست. در عرصه اقتصاد می‌‌گویند اگر ده دلار دارید، نُه دلار آن را برای تبلیغات مصرف کنید و یك دلار باقی‌مانده را جنس بخرید. در عرصه فرهنگ نیز همین‌گونه است. یعنی اگر توانستید هیمنه نظام دینی را نشان دهید و هیمنه نظام كفر را بشكنید نشان داده‌اید كه می‌توان به همه مسائل  پاسخ داد. در این صورت جامعه آرامش روانی خواهد داشت.
نكته آخر پیوستگی میان حوزه اعتقاد، اخلاق و عمل است. می‌گوییم باید اشتباهاتمان را در حوزه اعتقادات اصلاح كنیم، اما توجه نداریم که حوزه اعتقادات از حوزه عمل تأثیر می‌پذیرد و بر حوزه تمایلات تأثیر می‌گذارد. امام حسین(ع) در روز عاشورا برای مردم كوفه سخنرانی کردند، اما آنها متوجه نمی‌شدند. امام فرمودند آنان در اثر خوردن لقمه حرام دچار قساوت قلب شده‌اند و حرف در آنها اثر نمی‌كند. در سوره هود آیه 91، حضرت شعیب مردم را نصیحت می‌كنند که كم‌فروشی نكنید، مردم می‌گویند ما حرفهایت را نمی‌فهمیم. چون لقمه حرام جلوی فهم آنها را گرفته بود.
بسیاری از كسانی كه در جریان جنبش‌‌های اجتماعی، به معنای منفی آن، فعالیت می‌كنند، آنهایی هستند كه در رابطه میان ذهن و عمل، اقناع روانی نشده‌اند. پس پاسخ‌دهنده باید در مقام پاسخ مدام با شرایط مخاطب داد و ستد داشته باشد و مطابق آن پاسخ گوید. از این رو روش‌های سنتی تبلیغ از مؤثرترین روش‌هاست كه باید بیشتر به آنها اهمیت دهیم. باید بر اساس شناخت مخاطب پاسخ‌گویی داشته باشیم. در هر محیطی برای ایجاد رابطه عاطفی با مخاطب سرمایه‌گذاری كنیم و برای مخاطبان خاص از روش‌های خاص استفاده کنیم.

پژوهشکده زن و خانواده با هدف تبیین دیدگاه نظام‌مند دین پیرامون مسائل زن و خانواده، تعمیق پژوهش‌ها و کارشناسی‌های دینی و پاسخ‌گویی به نیازهای تئوریک و دفاع از مرزهای اعتقادی در این حوزه توسط مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران در سال 1377 تاسیس گردید. ادامه ...
نشـانی‌مرکز‌قـم:بلوار الغدیر ، کوچه 10 ،پلاک5 پژوهشکده زن و خانواده
تلفـن: 58-32603357 (۰۲۵)
فکس: 32602879 (۰۲۵)
سامانه‌پیامکی: 1۰۰۰2532907610
نشـانی‌دفترتهــران: بلوارکشاورز،خیابان نادری،ک حجت‌دوست،پ ۵۶
تلفـــــــــــــــــــــــــــــــــن: ۴ ۴ ۹ ۳ ۸ ۹ ۸ ۸   (۱ ۲ ۰)
عضویت در خبرنامه
کلیه حقوق و امتیازات متعلق به پژوهشکده زن و خانواده می باشد.
Wrc.ir © 1380 - 1397