آثار‌مرکز‌تحقیقـــات‌زن‌وخانـــواده
            
دوماهنامه علمیٰ فرهنگی و اجتماعی حوراء
دفتر مطالعات و تحقیقات زنان
شماره: 31 / 1388
سردبیر: فاطمه قاسم پور -
مدیر هنری: جواد روح - طراح جلد:
ویراستار: عکاس: مهدی موذن -
نشانی: تهران-بلوار کشاورز-خیابان نادری-کوچه حجت دوست-پلاک56-طبقه سوم
تلفن: 02188983028ایمیل: hora@awrc.ir
سرمقاله
نگاه ویژه/ بازتولید خانواده ایرانی
گفت‌وگو با دکتر نعمت‌الله فاضلی/تحولات خانواده در ایران معاصر از سنت تا پسانوگرایی
اندیشه/مجید دهقان/مطالعات جنسیتی زبان
گفت‌وگو با دکتر آزادارمکی/ ویژگی‌های متمایز خانوده ایرانی
اندیشه/میراث زوجه از اموال منقول/ مهدی سجادی‌امین
گفت‌وگو با دکتر علیرضا مؤذن/ بازمهندسی خانواده اسلامی
ترجمه/رفاه در کشورهای اسکاندیناوی/ دیوید پوپنو/ مصطفی میخ‌بُر
یادداشت علمی/نرگس سجادیه/مسئولیت‌های متقابل نهاد تعلیم و تربیت رسمی و خانواده
یادداشت علمی/سمیه مقدم/آسیب‌شناسی رشتة مطالعات زنان در ایران
گزارش/ تأثیر عوامل ساختاری و روانی بر پرسش و پاسخ
گزارش کتاب/ تأثیر فمینیسم بر فرزندان
معرفی کتاب/ فمینیسم؛ تاریخ گرایشات، نظریات و نقد
اخبار

یادداشت علمی
آسیب‌شناسی رشتۀ مطالعات زنان

سمیه مقدم
دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مطالعات زنان دانشگاه تهران


رشته مطالعات زنان سال‌هاست كه در دانشگاه‌های گوناگون دنیا در مقاطع كارشناسی، كارشناسی ارشد و دكتری تدریس می‌شود، اما این رشته در ایران مجهول و غریب مانده است و بجز كارشناسان مسائل زنان و تعدادی از فارغ التحصیلان و دانشجویان این رشته، کمتر کسی با آن آشنایی دارد. هفت سال از آغاز پذیرش دانشجو در مقطع كارشناسی ارشد در دانشگاه‌های ایران  می‌گذرد، اما هنوز مشكلات و مسائل  دانشجویان این رشته و نقص‌ها و آسیب‌های آن به قوت خود باقی مانده است. به همین دلیل بر آن شدیم تا دلایل و شیوه شکل‌گیری این رشته در ایران را با دلایل و چگونگی ایجاد آن در غرب مقایسه كنیم. به امید آنکه برای كارشناسان و صاحب‌نظران مسائل زنان مفید باشد.

رشته مطالعات زنان در غرب
یكی از دستاوردهای موج دوم جنبش زنان، شكل‌گیری نهادی به نام «مطالعات زنان» بود. بنا به اعتقاد فمینیست‌ها مطالعات زنان «شاخه آكادمیك جنبش آزادی بخش زنان» است. (مشیر زاده 1383، ص 27).
جنبش زنان در غرب به شدت از جنبش‌های همزمان دیگر مانند، جنبش الغای بردگی و یا جنبش حقوق مدنی سیاه¬پوستان متأثر بود. در حوزه آكادمیك در دهه 1960 میلادی، حوزه‌ای  مطالعاتی با نام «مطالعات سیاه‌پوستان» (black studies) شكل گرفت كه الهام بخش اصلی زنان در تشكیل این حوزه مطالعاتی به شمار می‌آید.
فمینیست‌ها به این نتیجه رسیده بودند كه جریان اصلی دانش در غرب در خدمت وضع موجود و از جمله تداوم و بازتولید روابط نابرابر جنسیتی است در شرایطی كه علم در زندگی جوامع مدرن غربی، محور و معیار حقیقت تلقی می‌شد، عامل مشروعیت‌بخشی و تداوم نابرابری علیه زنان به شمار می‌آمد (مشیر زاده، 1383، ص 78).
همان‌گونه كه می‌بینیم، فراهم بودن فضای اجتماعی و بروز چالش‌های علم مدرن موجب شد تا در آن زمان شناخت‌های جدید و دیدگاه‌های نو در حوزه علوم‌اجتماعی و انسانی مطرح شود. رشته مطالعات زنان با جنبش زنان در غرب، ارتباطی بسیار نزدیك و غیرقابل تفكیك دارد. بنیان همه مباحث مطرح در مطالعات زنان شاخه‌های مختلف فمینیسم است و نظریه‌های جنسیتی كه فمینیست‌ها مطرح می‌كنند، هسته نظری مباحث مطالعات زنان را تشکیل می‌دهد. مطالعات زنان هم از نظر تاریخی و هم از لحاظ محتوایی با جنبش زنان ارتباط مستقیم دارد. در سال‌های نخست دهه 1970 تنها یك درس در برخی دانشگاه‌ها و در برخی رشته‌ها با این نگاه تدریس می‌شد. برای مثال در رشته جامعه‌شناسی درس «جامعه‌شناسی جنسیت و زنان» در رشته روان‌شناسی درس «روان‌شناسی» ایجاد شد. در سال‌های 72-1970، صد دانشگاه درس‌هایی مربوط به مطالعات زنان  ارائه می‌كردند (مشیر زاده، 1383، ص 80).
رشته مطالعات زنان در نیمه دوم دهه 70 شكل گرفت و در سال 1980 اولین مدرك كارشناسی‌ارشد این رشته در کشور انگلیس صادر شد. كشورهای آمریكا و انگلیس در ایجاد این رشته پیشتاز بودند. منظور از مطالعات زنان مطالعاتی است كه مركز توجه تحقیقات و مبنای همه تحلیل‌های آن، زن یا جنسیت باشد. «پیامد مهم مطالعات زنان به زعم فمینیست‌ها شناختی از جانب زنان در مورد زنان و برای زنان است» (مشیر زاده، 1383، ص 81)، این امر نشانگر آن است كه نفس ایجاد این رشته و مبنای تحقیقات آن، از كشف واقعیت و نشان دادن معنای حقیقت تهی است. زیرا به هر حال این رشته با هر نقطه عزیمت و هر استدلالی باید برای تأمین منافع زنان، آن هم به شكل غربی و با بنیان‌های فكری فمینیست باشد.
مطالعات زنان را نمی‌توان مانند سایر رشته‌های تحصیلی تعریف كرد؛ عده‌ای معتقدند رشته مطالعات زنان ماهیتی میان‌رشته‌ای و یا فرارشته‌ای دارد و برخی هم آن را غیررشته‌ای یا چندرشته‌ای می‌دانند. امروز رشته مطالعات‌ زنان در دانشگاه‌های دنیا چارچوب مشخص و ثابتی ندارد و در دانشگاه‌های مختلف عناوین گوناگونی از دروس ارائه می‌شود. بیشتر مباحث این رشته درخصوص تاریخ زنان، فلسفه فمینیسم، روان‌شناسی زنان، علوم‌زیستی زنان، ادبیات فمینیستی، زبان‌شناسی و جنسیت زنان، ارتباطات جمعی، زنان و سیاست، زنان و كار، زنان و حقوق، زنان و بهداشت و زنان و سیاست‌گذاری عمومی است.

رشته مطالعات زنان در ایران
مؤسسه مطالعات و تحقیقات زنان، خانه برنامه‌ریزی و ایجاد رشته مطالعات زنان در كشور بود. این مؤسسه در سال 1365 با هدف بسترسازی برای بهبود اوضاع زنان، توسط چند تن از زن‌پژوهان كشور تأسیس شد. خانم منیر آمدی قمی، مدیرعامل این مؤسسه، در سال‌های آغاز به كار این رشته، شیوه شكل‌گیری آن را چنین بیان می‌كند: «پس از شركت فعال مؤسسه در كنفرانس جهانی زنان در پكن در سال 1374، ضرورت تأسیس این رشته برای اعضای مؤسسه پررنگ‌تر شد».
مؤسسه مطالعات و تحقیقات زنان، پس از كنفرانس پكن و مكاتبه با دانشگاه‌های گوناگون دنیا، طرحی برای ایجاد رشته مطالعات زنان نوشت و در سمیناری یك روزه در دانشگاه تربیت مدرس، در حضور اساتید و مدیران وزارتخانه، از راه‌اندازی این رشته دفاع کرد. (بصیری، مریم، گزارش از راه‌اندازی رشته مطالعات زنان و مطالعات خانواده در دانشگاه‌های كشور؛ پیام زن، سال 80، دفتر چهارم ویژه‌نامه، شماره 2. )
19 دی ماه 1378 طرح دوره كارشناسی‌ارشد مطالعات زنان در شورای عالی برنامه‌ریزی وزارت فرهنگ و آموزش عالی  تصویب و در سال 81-1380 اجرا شد. در مصوبه شورای عالی برنامه‌ریزی درباره هدف تأسیس این رشته آمده است:
«هدف تأسیس این رشته، معرفی شأن و نقش زن در جهان هستی از دیدگاه اسلام، تربیت نیروی انسانی متخصص در جهت آموزش و پژوهش در امور زنان؛ تربیت نیروی انسانی جهت سیاست‌گذاری مطلوب در سطوح مختلف برنامه‌ریزی كشور و تقویت بینش علمی نسبت به مسئله زن جهت اصلاح نگرش‌های اجتماعی و فرهنگی است». (كریمی، شیوا، رشته مطالعات زنان از آغاز تا امروز، مروری بر فعالیت‌های مركز مطالعات و تحقیقات زنان در دانشگاه تهران از 84 تا 87).
در این مصوبه، دلیل تأسیس این رشته به‌ این صورت بیان شده است:
تربیت كارشناس در امور زنان جهت مشاوره در كلیه سطوح اجرایی كشور؛ تربیت كارشناس جهت اجرای طرح‌های مربوط به زنان در كلیه سطوح؛ تربیت كارشناس جهت سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی در امور زنان و طرح مواضع كلی بینش اسلامی نسبت به زن به صورت علمی در سطح دانشگاهی.
پیش‌بینی مصوبه در مورد شیوه به كارگیری فارغ‌التحصیلان این رشته به صورت زیر است:
دانش آموختگان این رشته به صورت كارشناس اجرایی، مشاور یا سیاست‌گذار در زمینه‌های ذیل مؤثر هستند:
كمیسیون‌های مجلس، كمیسیون‌های زنان، خدمات مشاوره‌ای، مددكاران اجتماعی، سازمان بهزیستی، مشاوران وزراء و دفتر امور مشاوره زنان در وزارتخانه‌ها، انجمن اولیاء و مربیان، سازمان تدوین كتب درسی، صدا و سیما، شورای فرهنگی اجتماعی زنان، شورای عالی جوانان، سازمان‌های غیر دولتی، جراید، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، كلیه سطوح آموزش و پرورش كشور، بازپروری و زندان‌ها، شورای عالی سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی، مشاور حقوقی دادگاه‌ها و دفاتر حقوقی شورای فرهنگ عموعی.
مفاد امتحانی رشته مطالعات زنان در كنكور كارشناسی ارشد بیش از هر رشته دیگر با درس‌های دوره كارشناسی علوم‌اجتماعی سنخیت دارد (مبانی جامعه‌شناسی و نظریه‌های جامعه‌شناسی هر كدام ضریب 3 و روش تحقیق در علوم اجتماعی ضریب 2).  به همین دلیل در دانشگاه‌ها این رشته، زیرمجموعه گروه جامعه‌شناسی به شمار می‌آید. دانشجویان رشته مطالعات زنان ابتدا در دانشگاه‌های علامه‌طباطبائی، تربیت مدرس و الزهراء پذیرفته شدند. دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد واحد رودهن نیز در سال 1382 دانشجو پذیرفتند و بدین ترتیب تعداد دانشگاه‌هایی که این رشته را ارائه می‌کردند، به پنج دانشگاه رسید. در سال 1383 دانشگاه شیراز و دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات و در سال 1384 دانشگاه اصفهان نیز به جمع این دانشگاه‌ها پیوستند.
«حقوق زن در اسلام»، «زن و خانواده» و «زن و تاریخ» سه گرایشی هستند كه از ابتدا برای این رشته وجود داشت اما در عمل به دلیل نداشتن داوطلب، گرایش «زن و تاریخ» در سال نخست منتفی شد. دانشگاه تربیت مدرس رشته مطالعات زنان را با گرایش «حقوق زن در اسلام» تأسیس کرد.  دانشگاه تهران نیز این رشته را بدون گرایش ارائه می‌كند. سایر دانشگاه‌ها نیز گرایش «زن و خانواده» را برگزیده‌اند.
ضرورت و اهداف شكل‌گیری رشته مطالعات زنان در نظر و عمل به شدت ناهماهنگ است و افرادی كه دست‌اندركار امور اجرایی و شكل‌دهی این رشته هستند، این ناهماهنگی را بیان کرده‌اند؛ خانم فهیمی قوبیتی مسئول دبیرخانه رشته مطالعات زنان لزوم راه‌اندازی این رشته را چنین بیان می‌كند: «از آنجا كه در كشورهای مختلف این رشته تأسیس می‌شود، ما نیز برای رسیدن به استانداردهای جهانی به این رشته نیاز داریم، گذشته از جنبه ساختاری، وقتی افزایش مشاركت زنان را شاهدیم و بحث زن و جنسیت فراگیر شده، لازمه فعالیت در این حوزه داشتن پشتوانه‌ای به نام شناخت است كه در حیطه آكادمیك صحیح‌تر به دست می‌آید». (مجله پیام زن سال 74 شماره 2)
روشن است كه چنین پشتوانه‌ای بنا به دلایل گوناگون باید از كشورهای غربی وارد شود. از جمله این دلایل، می‌توان به استانداردهای جهانی! پیشكسوت بودن آنها در تأسیس رشته و كمبود شدید منابع علمی داخلی در این رشته اشاره كرد. ایشان همچنین به سیر ایجاد این رشته در غرب اشاره می‌كند و می‌گوید: «در كشورهای دیگر ابتدا جنبش زنان مطرح بوده، سپس آگاهی دادن به زنان و گشایش رشته مطالعات زنان رخ داده است، ولی در ایران این سیر بر عكس است. ابتدا رشته دانشگاهی تأسیس شده، تا پس از آن آگاهی‌های لازم در مورد نگاه‌های فمینیستی به زنان داده شود». خانم فهیمی قوبیتی لزوم ایجاد جنبش زنان با ویژگی‌ها و خصلت‌های غربی را به قرینه معنوی در جمله خود محذوف كرده‌ است، اما بار دیگر هنگامی‌که آگاهی دادن در مورد نگاه‌های فمینیستی به زنان را مطرح می‌کند، به نوعی از هدف تأسیس رشته سخن می‌گوید. وی در بخش دیگری از سخنان خود، به هماهنگ نبودن نظریات فمینیستی غربی با جامعه ما اشاره می‌کند و می‌گوید باید از لحاظ علمی تقویت شویم، اما در حال حاضر منابع علمی محدودی در این حوزه داریم.
آسیب‌شناسی رشته مطالعات زنان
هر چند هفت سال از تأسیس رشته مطالعات زنان می‌گذرد، اما مشكلات و نواقص آن همچنان پا برجاست. مسائل و مشكلات این رشته را می‌توان به اختصار چنین شمرد:
• نداشتن منابع درسی منسجم و دقیق؛ علاوه بر عدم هماهنگی و مشخص نبودن سرفصل دروس، در دانشگاه‌های مختلف منابع منسجم  و دقیقی برای هر درس وجود ندارد و استفاده از این منابع منوط به نظر اساتید است.
• نداشتن منابع علمی كافی؛ منابع اصلی این رشته نامشخص است که البته این مسئله می‌تواند ناشی از بین رشته‌ای بودن مطالعات زنان باشد.
• تطابق نداشتن سرفصل‌ها و محتوای درس‌ها در دانشگاه‌های گوناگون و یا حتی در یك دانشگاه برای ورودی‌های مختلف؛
• هم‌پوشانی محتوای برخی درس‌ها؛
• امكان ادامه تحصیل در مقطع دكترای رشته مطالعات زنان در داخل كشور وجود ندارد لذا دانشجویان  ناچار به تغییر رشته هستند؛
• جایگاه شغلی فارغ‌التحصیلان رشته مطالعات زنان مشخص نیست؛
• سازمان‌ها و ارگان‌های برنامه‌ریز با این رشته آشنایی ندارند و به تبع آن از فارغ‌التحصیلان این رشته در برنامه‌های استانی و ملی بهره نمی‌گیرند.
جمع‌بندی و نتیجه‌گیری
هر چند در بیان و كلام بسیاری از مؤسسان رشته مطالعات زنان، توجه به مبانی اعتقادی و دینی آشكار است، اما خروجی این رشته در تقویت اعتقادات دینی در مقابل نتایج غربی فمینیستی بسیار كم‌رنگ بوده و کم‌ترین کارکردها را دارد.
خانم ابتكار؛ معاون رئیس‌جمهور و ریاست سابق سازمان محیط زیست؛ در مصاحبه‌ای در مجله پیام زن می‌گوید: «یكی از انگیزه‌های ما این بود كه با نگاه امام (ره) به عنوان یك اصلاح‌گر دینی و فردی كه مسائل زنان را تفسیر و اجتهاد می‌كرد با یك حركت نوین برای دنیا و جامعه خودمان، ابعاد مسائل زنان را معرفی كنیم و بگوییم حرف‌های تازه‌ای برای گفتن داریم. در واقع نه كلیشه‌های سنتی متحجرانه نسبت به زنان را قبول داشتیم، نه نگاه غربی به آنان را»
خانم نهله غروی یكی از اساتید این رشته در دانشگاه تربیت‌مدرس، معتقد است: «هدف شناخت جایگاه زن از دیدگاه اسلام در جامعه است. هدف ما ایجاد رشته بر مبنای تعالیم و آموزه‌های اسلام بود و به دنبال واحدهای درسی این رشته در غرب نرفتیم».
تناقضات بسیاری در سخنان اساتید این رشته و مؤسسان آن وجود دارد؛ شهلا اعزازی از اساتید مؤثر این رشته هدف از تأسیس رشته مطالعات زنان را چنین بیان می‌کند: «هدف این بود كه موقعیت زنان و پایگاه آنها در جامعه مشخص شود، زنانی‌ كه از امكانات اجتماعی فرهنگی و قانونی دور نگه داشته شده بودند».
ایجاد این رشته با توجه به اهداف مذکور، در مصوبه شورای عالی برنامه‌ریزی وزارت علوم بسیار مهم و ضروری به نظر می‌رسد و جای خالی و خلأ دستیابی به این اهداف در جامعه اسلامی امروز ما واضح است. اما آنچنان که مشهود است این اهداف و یا حداقل بخشی از آن در طول این هفت سال محقق نشده است. تفاوت واضح اهداف تأسیس این رشته و عملکرد دانشگاه‌ها،‌ اساتید و دانشجویان این رشته واضح است و در این مورد لازم به توضیح نیست. حتی پایان‌نامه‌ها و تحقیقاتی که ظاهراً اسلامی هستند و در مورد زنان در اسناد و متون اسلامی در چندین حوزه مثل حقوق و تاریخ انجام شده‌اند،‌ نتوانستند آنطور که باید و شاید جوابگوی سؤالات و نیازهای امروز جامعه ما باشند و  فارغ‌التحصیلان این رشته نیز از اهداف اولیه و اسلامی آن دور شده و غافل مانده‌‌اند.
تفاوت‌های عمیق و واضحی در شیوه شكل‌گیری این رشته و اهداف ایجاد آن در ایران و در غرب وجود دارد. در ایران، بهره‌گیری از آموزه‌های دینی و تعالیم اسلام، مبنای آغازین حرکت این رشته بود، اما منابع و محتوای دروس و نظریات گوناگونی كه مبنای تحلیل و بررسی مسائل زنان ایران قرار می‌گیرد، كاملاً غربی است و حتی تشخیص و شناسایی مسائل اجتماعی و فرهنگی زنان ما با كمك نظریه‌های اجتماعی غرب و حمایت سازمان‌های بین‌المللی انجام می‌شود، چه رسد به ارائه راهكارها و پیشنهادهای لازم برای بهبود وضعیت زنان مسلمان ایرانی!
بسیاری از آسیب‌های مذكور سبب شده است پایان‌نامه‌های دانشجویی نتوانند به صورت كاربردی مشكلی از مشكلات زنان جامعه را حل كنند و حتی در تقویت بنیان‌های نظری ایرانی اسلامی ناكام مانده‌اند.
محتوای این رشته در زمینه چیستی مشكلات و مسائل زنان، چرایی ایجاد مشكلات و چگونگی حل آنها بسیار ضعیف است و نمی‌تواند راه‌كارهای مناسبی برای مسئله‌یابی، مسئله‌شناسی و حل مسائل زنانی که هویت ایرانی اسلامی دارند، ارائه دهد.
مسئله محور نبودن پایان‌نامه‌های دانشجویی و ناهماهنگی پایان‌نامه‌ها حتی در موضوعات كلی و حصول نتایج گوناگون، همچنین متضاد بودن بعضی پایان‌نامه‌هایی که موضوع مشابه دارند، می‌تواند از علل ناکارآمدی پایان‌نامه‌ها باشد. زیرا هر كدام از‌ آنها به بخشی از مسئله پرداخته‌اند و در مسیر نظریه‌های اجتماعی غربی و یا برای كسب رضایت حمایت‌كنندگان طرح مانند سازمان‌های بین‌المللی حركت كرده‌اند.
وزارت علوم در سال گذشته رشته مطالعات زنان را مورد بازبینی قرار داد و پیشنهادات گوناگونی مانند در نظر گرفتن دو گرایش کلی با عناوین «مسائل نظری» و «مسائل کاربردی» مطرح کرد. پس از جلسات متعدد شورای عالی برنامه‌ریزی وزارت علوم، ابقای رشته مطالعات زنان را به عنوان رشته و نه گرایش تحصیلی مورد نظر قرار داد و با توجه به اهداف شکل‌گیری آن بر گسترش این رشته تأکید کرد.
هم‌اکنون هفت سال از آغاز پذیرش دانشجو در رشته مطالعات زنان می‌گذرد و زمزمه‌هایی از ارائه این رشته در مقطع دكتری می‌شنویم. بر این اساس بیش از پیش لازم است تا محتوای دروس و منابع درسی رشته مطالعات زنان مورد بازنگری قرار گیرد. گسترش رشته مطالعات زنان با تعداد گوناگون دانشجویان پذیرش شده، تعداد دانشگاه‌های پذیرش‌كننده و ارتقاء مقطع آن، به کارشناسی‌های گوناگونی بر روی محتوا، منابع و پشتوانه‌های علمی داخلی نیاز دارد. تعجیل در گسترش رشته، تنها مشکلات آن را افزون خواهد کرد. ارتقاء کیفی رشته مطالعات زنان بیشتر از هر امر دیگری ضرورت دارد و گسترش کمّی آن باید در زمینه و بستری مناسب صورت گیرد. •••
منابع:
1. ‏   اردلان، پروین؛ رشته مطالعات زنان: مهمان ناخوانده رشته علوم اجتماعی؛
       زنان، شماره 83، دی 1380.
2.‏    اعزازی، شهلا، درآمدی بر تأسیس رشته مطالعات زنان در ایران، ریحانه،  
       سال 1، شماره 1، زمستان 1381.
3.‏    مركز امور مشاركت زنان، نگاهی به رشته مطالعات زنان در دانشگاه‌ها و
       مراكز آموزشی برخی كشورهای جهان، معاونت آموزشی و پرورشی مركز
       امورمشاركت زنان ریاست جمهوری، تهران: برگ زیتون، 1381.

4.‏    مشیرزاده، حمیرا؛ مقدمه‌ای بر مطالعات زنان؛ دفتر برنامه‌ریزی اجتماعی و
       مطالعات فرهنگی معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و       
      فناوری، تهران، پاییز 1383.
   
5.‏    بصیری، مریم، گزارش از راه‌اندازی رشته مطالعات زنان و مطالعات      
       خانواده در دانشگاه‌های كشور؛ پیام زن، سال 80، دفتر چهارم ویژه‌نامه،   
       شماره 2. 
 6.‏    كریمی، شیوا، رشته مطالعات زنان از آغاز تا امروز، مروری بر  
        فعالیت‌های مركز مطالعات و تحقیقات زنان در دانشگاه تهران از 84 تا 87.

پژوهشکده زن و خانواده با هدف تبیین دیدگاه نظام‌مند دین پیرامون مسائل زن و خانواده، تعمیق پژوهش‌ها و کارشناسی‌های دینی و پاسخ‌گویی به نیازهای تئوریک و دفاع از مرزهای اعتقادی در این حوزه توسط مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران در سال 1377 تاسیس گردید. ادامه ...
نشـانی‌مرکز‌قـم:بلوار الغدیر ، کوچه 10 ،پلاک5 پژوهشکده زن و خانواده
تلفـن: 58-32603357 (۰۲۵)
فکس: 32602879 (۰۲۵)
سامانه‌پیامکی: 1۰۰۰2532907610
نشـانی‌دفترتهــران: بلوارکشاورز،خیابان نادری،ک حجت‌دوست،پ ۵۶
تلفـــــــــــــــــــــــــــــــــن: ۴ ۴ ۹ ۳ ۸ ۹ ۸ ۸   (۱ ۲ ۰)
عضویت در خبرنامه
کلیه حقوق و امتیازات متعلق به پژوهشکده زن و خانواده می باشد.
Wrc.ir © 1380 - 1397