آثار‌مرکز‌تحقیقـــات‌زن‌وخانـــواده
            
دوماهنامه علمیٰ فرهنگی و اجتماعی حوراء
دفتر مطالعات و تحقیقات زنان
شماره: 32 / 1388
سردبیر: فاطمه قاسم پور -
مدیر هنری: جواد روح - طراح جلد:
ویراستار: عکاس: مهدی موذن -
نشانی: تهران-بلوار کشاورز-خیابان نادری-کوچه حجت دوست-پلاک56-طبقه سوم
تلفن: 02188983028ایمیل: hora@awrc.ir
سرمقاله
نگاه ویژه/ خانواده، زن و رسانه
گفتگو/ رسانه ملی و هژمونی فرهنگ اقلیت/ دکتر محمدرضا جوادی‌یگانه
دیدگاه/ملاحظاتی در رابطة زن و مرد در رسانه/ محمدرضا زیبایی‌نژاد
اندیشه/جنسیت و زبان قرآن/ مجید دهقان
گزارش/جنسیت، خانواده و سیمای جمهوری اسلامی/ هاجرالسادات قاسمی
ترجمه/زیبایی و تصویر بدن در رسانه/ مریم رفیعی
یادداشت علمی/تأثیر تلفن همراه بر سبک زندگی/ طاهره خیرخواه، شیما علی‌آبادی
گزارش/بلوتوث؛ آسیب‌ها و راهکارها/ طاهره خیرخواه، هاجرالسادات قاسمی
گفتگو/رجوع مجدد سینمای دهة هشتاد (آسیب‌شناسی مسائل جنسیتی زنان در عرصة سینما)/ دکتر مجید شاه‌حسینی
گزارش/معصومه اسماعیلی/تصویر عرفان فمینیستی(گزارشی اجمالی از آثار داریوش مهرجویی)
گزارش/حسن احمدیان/کلکسیون فیلم‌های فمینیستی(گزارشی اجمالی از آثار تهمینه میلانی)
گفتگو/دکتر حسن خجسته/در عرصة مسائل زنان با فقدان تئوری مواجهیم
گزارش/زهرا قدیانی/نشریات زنانه برای که می‌دمند؟(گزارشی توصیفی از نشریات زنانه بعد از انقلاب)
معرفی کتاب/ اسلام و تفاوت‌های جنسیتی
گزارش کتاب/کتاب دا
گزارش خبری/ بایدها و نبایدهای وزارت زنان
اخبار

 گزارش    
جنسیت، خانواده و سیمای جمهوری اسلامی


هاجرالسادات قاسمی


رسانه ملی علی رغم حضور رسانه‌های تصویری موازی مانند شبكه‌های ماهواره‌ای،CDها یا DVDهای صوتی- تصویری و اینترنت، همچنان پرمخاطب‌ترین و تأثیرگذارترین رسانه در كشور است . حتی بدون مراجعه به تحقیقات میدانی نیز می‌توان این گستره و تأثیر را تشخیص داد. تماس‌هایی كه با برنامه‌های تلویزیونی از دورترین روستاهای كشور برقرار می‌‌شود؛ مدت زمانی كه افراد برای تماشای تلویزیون می‌گذارند؛ همه‌گیر شدن تكیه‌كلام‌های یك سریال، محبوبیت فلان بازیگر و منتشرشدن سیل پوستر و عكس و مصاحبه از او و گفتگوی افراد حاضر در یك مهمانی درباره برنامه‌ها، تنها نمونه‌هایی از این شواهد است. همین دو ویژگی یعنی گستره و عمق تأثیرگذاری است كه بررسی كیفیت این تأثیرات را ضروری می‌سازد. از سوی دیگر مسائل زنان و خانواده نیز از دغدغه‌های بزرگ فرهنگی در كشور است كه جریانات فكری و فرهنگی مختلف، نگاه های متفاوت و گاه موضع‌گیری‌های متضادی در قبال آن دارند. در دوره‌ای مسائل زنان با رویكردی فمینیستی و كلیدواژه‌هایی چون برابری و رفع كلیشه‌های جنسیتی برجسته می‌شود و در دوره‌ای دیگر، بر مسائل خانواده با نگاهی دینی تأكید می‌شود و مسائل زنان به عنوان بخشی از مسائل خانواده مدنظر قرار می‌گیرد. متأسفانه بخشی از بدنه تصمیم‌ساز و اجرایی كشور نیز چنان‌كه باید از عمق اندیشه‌های مختلف در این حوزه و پیامدهای هر كدام از این جریانات آگاه نیستند و بدون توجه به آن تصمیم‌گیری می‌كنند و قدم در عرصه اجرا می‌گذارند. موضوع این گزارش یعنی جنسیت، خانواده و سیمای جمهوری اسلامی، محل تلاقی این دو مسئله مهم در سپهر فرهنگی كشور است. تلویزیون به عنوان یك واسطه پیام كه البته واسطۀ بی‌طرفی هم نیست، مسائل زنان و خانواده را در قالب‌های مختلف مانند فیلم، سریال میزگردهای آموزشی و مجلات تصویری ارائه می‌دهد. تلویزیون نیز، صرف‌نظر از محتوایی كه در قالب‌های مختلف ارائه می‌دهد، به عنوان پدیده‌ای كه ذات و اقتضائاتی دارد، بر مسائل زنان و خانواده تأثیر می‌گذارد. هدف گزارشی كه در ادامه می‌آید، آن است كه وضعیت تلویزیون جمهوری اسلامی در ارتباط با مسائل زنان و خانواده را به اجمال مورد تحلیل و ارزیابی نقادانه قرار دهد. پیش از ورود به بحث، ذكر این نكته ضروری است كه به اذعان بسیاری از كارشناسان سیمای جمهوری اسلامی علی رغم تمام ضعف‌هایی كه بر شمرده می‌شود یكی از اخلاقی‌ترین تلویزیون‌های دنیاست و مدیران و سیاست‌گذاران این رسانه تلاش فراوانی برای بهبود وضعیت دارند. نگاه نقادانه‌ای كه در ادامه می‌آید به هیچ وجه نافی نقاط مثبت و تلاش‌های انجام شده نیست.

تلویزیون، صدر نشین خانه‌ها
توجه به نحوه چینش مبلمان خانه‌ها، مشخص می‌كند كه یكی از مهم‌ترین اثاثیه خانه، تلویزیون است كه بر صدر خانه می‌نشیند، جایی كه همه به خوبی بتوانند آن را ببینند. این دستگاه قرار است صحبت كند؛ نمایش دهد و همه اهل خانه تماشا كنند. حتی میز غذاخوری و سفره غذا نیز معمولا جایی قرار می‌گیرد كه امكان تماشای تلویزیون باشد. جایگاه رفیع این وسیله به دكوراسیون خانه منحصر نمی‌شود. این وسیله، ساختارهای ذهنی و اندیشه مخاطبان را نیز به مرور زمان تحت تأثیر قرار می‌دهد. نیل پستمن،‌ اندیشمند آمریكایی در كتاب، «زندگی در عیش، مردن در خوشی»، تأثیر تلویزیون را بر آگاهی فردی و اجتماعی مردم آمریكا از این منظر مورد بررسی قرار می‌دهد و تلویزیون را منهدم‌كننده آگاهی آمریكایی‌ها می‌داند و عنوان می‌كند پیش از دوران تلویزیون، آمریكایی‌ها كتاب خوان بوده‌اند. وی معتقد است كه تلویزیون یك ابزار خنثی برای انتقال پیام یا ظرف خنثی برای حمل محتوای مورد نظر شما نیست، بلكه ذات و هویتی خاص و به تبع آن،‌ اقتضائاتی خاص دارد كه هر محتوا و پیامی را برای آنكه قابل پخش از طریق این تكنولوژی باشد، تحت تأثیر قرار داده و با اقتضائات خود همسو می‌كند. پستمن در بخشی از تبیین این موضوع، برنامه‌های مذهبی تلویزیون آمریكا را مثال می‌زند كه برای جذب مخاطب مجبور هستند از عمق و غنای محتوا بكاهند و جنبه سرگرمی به آن بدهند.
فراتر از نقد پستمن، می‌توان به ارتباط مدرنیته و رسانه اشاره كرد، رسانه به طور عام و تلویزیون به طور خاص از جمله مهمترین ارمغان‌ها و ابزارهای مدرنیته است. مدرنیته، پارادایم غالب غرب كنونی است و انسجام و یكپارچگی تحسین‌برانگیزی دارد و ابزارهایی تولید می‌كند كه بتوانند در خدمت مبانی فكری این پارادایم باشند. به همین دلیل است كه رسانه‌هایی مثل تلویزیون كششی ذاتی به سمت انگاره‌های مدرن دارند و به كارگیری تمام و كمال این ابزار در خدمت آموزه‌های اسلامی، چنان‌كه انتظار می‌رود، میسر نیست.  بنابراین سیمای جمهوری اسلامی در معرض این آسیب قرار دارد كه برنامه‌های تولیدی آن بیشتر در خدمت نشر و تثبیت آموزه‌های مدرن باشد تا آموزه‌های اسلامی و ایرانی. اومانیسم، فردگرایی، سكولاریسم و سرمایه‌داری چهار اصل اساسی مدرنیته هستند. تلویزیون ابزار بسیار مناسبی برای تثبیت و تعمیق این اصول است. توجه به فرد و سلیقه او و جذب هر چه بیشتر او با تكیه بر تمایلات لذت‌جویانه انسان و كسب درآمد از این طریق، روندی است كه تلویزیون در موطن خود طی می‌كند. این رسانه وقتی در جمع خانواده قرار می‌گیرد به جای پیوند دادن بین آنها، بین خود و تك تك افراد، پیوندی بر مبنای تمایلات فردی برقرار می‌كند و چنان این پیوند را محكم می‌سازد و تمایلات فرد را پررنگ می‌كند كه باعث تضعیف پیوند بین افراد می‌شود. از سوی دیگر این رسانه ابزار بسیار مناسبی برای كسب درآمد است و نظام سرمایه‌داری به خوبی این مسئله را درك كرده است. در غرب سالهاست رسانه و به طور خاص تلویزیون در خدمت منافع نظام سرمایه‌داری است. در ایران نیز آرام آرام این ابزار دارد برای كسب درآمد به كار گرفته می‌شود. در این مورد بیشتر توضیح داده خواهد شد.
برنامه‌ریزی و سبك زندگی ما نیز تحت‌تأثیر حضور تلویزیون در خانواده است و این تأثیر، زمانی بیشتر عیان می‌شود كه دوران پیش از حضور تلویزیون را مورد مطالعه قرار بدهیم. مردم در گذشته چگونه زندگی می‌كردند. اوقات فراغتشان را چگونه می‌گذراندند. چه كسی در خانه‌ها بر صدر می‌نشست و سخن می‌گفت و سایر اعضای خانواده را دور خود جمع می‌كرد.  حجت الاسلام زیبایی نژاد- مدیر دفتر مطالعات و تحقیقات زنان – معتقد است كه این بخش از تأثیر رسانه بر زندگی اعضای خانواده اعم از زنان و مردان و فرزندان، مورد غفلت واقع شده است. شبكه‌های متعددی برای جذب مخاطب با یكدیگر رقابت می‌كنند و برخی از شبكه‌ها، شبانه‌روز فعال هستند. مسئولان رسانه ملی، این افزایش حجم برنامه و افزایش مخاطبان را مایه افتخار و معیار موفقیت می‌دانند در حالی‌كه این سؤال بدون پاسخ می‌ماند: «تأثیر تلویزیون با چنین عملكردی بر زنان، مردان و خانوادۀ ایرانی چیست؟» وی به ساعت خواب و بیداری و استراحت افراد و تفاوت زندگی امروز با زندگی گذشتگان اشاره می‌كند. در قدیم زمان خواب خیلی زود فرا می‌رسید و سحرخیزی مرسوم بود؛ اما اكنون بسیاری از مردم به خاطر تماشای برخی برنامه‌های تلویزیون تا دیر وقت بیدارند و كار روزانه یا با تأخیر شروع می‌شود و یا افراد با عجله و بدون فراغتی برای عبادت یا حتی خوردن صبحانه خانه را ترك كنند. در دوران پیش از تلویزیون، همسران در خانه فرصتی برای حرف زدن با یكدیگر یا با فرزندانشان داشتند و زمان حضور پدر در خانه، زمان طلایی در زندگی خانوادگی بود. این زمان طلایی اكنون به تماشای سریال‌های تلویزیونی می‌گذرد. آیا كاهش یافتن روابط اعضای خانواده و روابط همسران با یكدیگر باعث ایجاد مشكلات عاطفی نخواهد شد؟ حضور پر رنگ تلویزیون چه پیامدهای دیگری ممكن است برای خانواده و اعضای آن داشته باشد؟
سال‌های اولیه پس از انقلاب،‌ برنامه‌های تلویزیون منحصر به دو كانال بود كه در ساعات محدودی پخش می‌شد و آهنگ پایانی برنامه‌های سیما، ساعت 10 شب نواخته می‌شد. نیل پستمن در كتاب خود چنین شرایطی را برای تلویزیون آمریكا به عنوان یك آرزوی دست نیافتنی مطرح می‌كند و ما با جدیت در جهتی مخالف، به سمت افزایش حجم برنامه‌‌های تلویزیونی پیش می‌رویم. باید بررسی شود كه افزایش حجم برنامه با اهدافی چون رقابت با شبكه‌های ماهواره‌ای، چقدر ارزش‌مند است كه از پیامدهای منفی این حجم برنامه در تلویزیون چشم‌پوشی كنیم؟

رسانه‌ای كه قرار بود دانشگاه باشد
امام خمینی(ره) تأكید داشتند كه صدا و سیما باید دانشگاهی عمومی برای هدایت و تربیت مردم باشد. سؤال این است كه محتوا و قالب برنامه‌های امروز سیمای جمهوری اسلامی تا چه اندازه در این سمت و سو قرار دارد. اگر چه امروز سرگرم كردن مردم و تلاش برای جلب نظر آنان در رقابت با سایر رسانه‌های دیداری مانند شبكه‌های ماهواره‌ای،‌ یكی از اهداف مهم مسؤلان و سیاست‌گذاران سیمای جمهوری اسلامی است، اما فرهنگ‌سازی و آموزش مردم نیز همچنان جزء اهداف اصلی مطرح می‌شود و برای رسیدن به آن برنامه‌ریزی صورت می‌گیرد. در اغلب برنامه‌ها اعم از تولید سریال‌ها و فیلم‌های داستانی، مجله‌های تصویری و میزگردهای متعدد علمی – فرهنگی، نیل به بعضی اهداف آموزشی، فرهنگی و تربیتی مد نظر برنامه‌سازان و مدیران قرار دارد اما پرسش این است كه اهداف آموزشی بر اساس مبانی نظری كدام یك از جریانات فرهنگی تعیین شده‌اند. آیا این اهداف به درستی و در راستای ارزش‌های اسلامی و اصلاح جامعه انتخاب شده‌اند؟ آیا برنامه‌هایی كه تولید می‌شود،‌ برنامه‌سازان را به اهداف مورد نظرشان می‌رساند؟ موضوع دیگری كه باید در نظر گرفته شود، تأثیرات آموزشی و تربیتی پنهان در برنامه‌های تلویزیونی است. تعداد برنامه‌هایی كه برای سرگرمی تهیه شده‌اند اما تأثیرات عمیق و گسترده آموزشی و فرهنگی ناخواسته دارند، رو به افزایش است. چه بسیار است برنامه‌های آموزشی كه تأثیری خارج از تصور برنامه‌سازان و گاه بر خلاف ایده‌آل‌های آنان برجا می‌گذارد. در ادامه به بررسی وضعیت كنونی برنامه‌های سیما و آثار مترتب بر آن می‌پردازیم.
 
تحكیم خانواده یا تضعیف آن
شكی نیست كه مسئولان صدا و سیما تحكیم بنیان خانواده را به عنوان یكی از اهداف اصلی خود مد نظر قرار داده‌اند و هیچ كس خواهان تضعیف نهاد خانواده نیست. پروین سلیحی،‌ مشاور امور بانوان صدا و سیما از كتاب «اهداف صدا و سیما»، كتاب «برنامه سال» و كتاب «سیاست‌های برنامه‌های صدا و سیما» سخن می‌گوید كه حاصل برنامه‌ریزی‌های كلان و سالانه مدیران ارشد صدا و سیماست و به مسائل زنان و خانواده بر اساس نیازهای روز جامعه به عنوان یكی از دغدغه‌ها و اولویت‌های مطرح شده در این كتاب‌ها پرداخته شده است. حاصل این سیاست‌های كلی، دستور‌العمل‌هایی برای تولید برنامه و بخش نظارت و ارزیابی است. سلیحی به پوشش چادر در سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیونی به عنوان یكی از این دستورالعمل‌ها اشاره می‌كند كه علاوه بر ابلاغ به برنامه‌سازان، به عنوان معیار ارزیابی‌های سطحی(فرم) و عمقی(محتوا) به اداره كل ارزیابی و نظارت صدا و سیما نیز ابلاغ می‌شود. در گذشته عمدتاً چادر در برنامه‌های سیما بر سر  زنانی با موقعیت پایین اجتماعی بوده؛ اما الان توصیه شده كه زنان نقش اول با جایگاه برجسته از پوشش چادر استفاده كنند. سلیحی این تغییر را قدم مثبتی برای فرهنگ‌سازی تلقی می‌كند. تولید برنامه‌های آموزشی و گفتگو محور با حضور كارشناسان مسائل خانواده اعم از مسائل حقوقی یا روان‌شناختی نیز به عنوان نشانه‌ای دیگر از دغدغه‌مندی  مدیران رسانه ملی از سوی خانم سلیحی مطرح می‌شود. با وجود چنین نیات خیری وضعیت كنونی برنامه‌های تلویزیونی در رابطه با خانواده چگونه است؟
دكتر محمد تقی كرمی – عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی- معتقد است برنامه‌های تلویزیون تحت تأثیر مدرنیته و آموزه های آن، الگوهای فمینیستی و لیبرالی از خانواده و روابط درون آن ارائه می‌دهند كه ماهیت این الگوها و آموزه‌ها باعث تضعیف نهاد خانواده است. فمینیسم فرزند مدرنیته است و اگر چه در كشور ما مدرنیته‌ محل مناقشه و نقد است و موافقان و مخالفانی دارد و عمده مخالفان آن نیز دغدغه تعارض آموزه‌های مدرنیته با اسلام و فرهنگ بومی كشور و آسیب‌های مدرنیته را دارند اما این دغدغه‌ها و حساسیت‌ها چنان‌كه بایسته است در كار مدیران و برنامه‌سازان تلویزیون جمهوری اسلامی دیده نمی‌شود. نشانه این بی‌توجهی را می‌توان در برنامه‌هایی دید كه در واقع مروّج آموزه‌های فمینیستی برای زنان و جایگاه آنان در خانواده هستند هر چند ممكن است رنگ و لعاب دینی هم داشته باشند. نمونه آن، زنان موفقی هستند كه در سریال‌های تلویزیونی و فیلم‌های داستانی یا سینمایی، مشاغل سخت و زیان‌آوری مثل كارآگاه و پلیس دارند؛ دور از خانواده به مأموریت می‌روند؛ قدرت جسمانی‌شان بیش از مردان است؛ مدیر خانواده‌اند و تصمیم‌گیری‌های اساسی زندگی بر عهده آنهاست؛ با درایت هستند؛ كمتر اشتباه می‌كنند و آینده‌نگر و خویشتن‌دار هستند؛ در برابر مسائل عاطفی و روانی بی‌تفاوت هستند؛ رفتارهای خشن مردانه دارند و در مواجهه با صحنه‌های ترسناك و دلهره‌آور خونسردند و معمولاً در حال رفع و رجوع و حل مشكلاتی هستند كه مردان در زندگی ایجاد كرده‌اند. نقش اول بسیاری از این فیلم‌ها و سریال‌ها زنانی با پوشش چادر یا سایر نمادهای مذهبی هستند. غافل از اینكه ظاهر مذهبی نه تنها زهر این الگوسازی‌ها را نمی‌گیرد كه آن را خطرناك‌تر نیز می‌كند. چون آموزه‌های فمینیستی به دلیل فاصله‌ای كه با آموزه‌های اسلامی دارد، چندان مورد اقبال قرار نمی‌گیرد اما نمایش این تفكرات همراه با ظواهر مذهبی، میزان و قدرت نفوذ این آموزه‌ها را در جامعه‌ای مثل ایران افزایش می‌دهد و ببیننده را به این اشتباه می‌اندازد كه اسلام واقعی، زن را با چنین خصوصیاتی می‌پسندد. خطای بارز دیگری كه در این الگوسازی از برنامه‌سازان تلویزیون سرمی‌زند، نمایش زنی با خصوصیات ذكر شده در یك خانوادۀ كاملاً موفق و دینی است در حالی‌كه در زندگی واقعی چنین خانواده‌ای به ندرت ممكن است دیده شود زیرا چنین خصوصیاتی لاجرم به دلیل ویژگی‌های انسان‌ها نمی‌تواند منجر به تشكیل یك خانوادۀ موفق دینی شود. در یك خانواده موفق، زن و مرد به دلیل تفاوت‌های ماهوی نقش‌های متفاوتی بر عهده دارند. مردی كه از ریاست خانواده كنار گذارده شود، انگیزه و نشاط كافی برای تلاش و فداكاری ندارد. زنی كه روحیات مردانه دارد نمی‌تواند خانواده را از لحاظ عاطفی سیراب كند. زنی كه در مشاغل پر زحمت و وقت‌گیر مشغول كار است نمی‌تواند كانون گرمی برای خانواده بسازد و خود نیز آسیب می‌بیند. البته دیدگاه‌های فمینیستی تفاوت‌های این چنینی در نقش‌های جنسیتی را نمی‌پذیرند و آن را بی‌عدالتی می‌دانند و معتقدند زنان همچون مردان باید بتوانند فرصت شكوفایی تمام استعدادها و پیگیری علایق‌شان را داشته باشند و چیزی به عنوان مصلحت خانواده یا روحیات متفاوت نباید مانع آنان شود.

دموكراسی یا فرزندسالاری در خانواده
جنبه دیگر تأثیر تلویزیون بر خانواده به جایگاه فرزندان و رابطه والدین با آنها برمی گردد. كودكان، نوجوانان و جوانان مدت زمان طولانی را پای برنامه‌های تلویزیون می‌گذرانند و به اقتضای سن شان تأثیرات فراوانی نیز می‌گیرند. این برنامه‌ها چه الگویی از خانواده ایده‌آل و دوست‌داشتنی به آنها ارائه می‌دهد؟ كدام پدر و مادرها تحسین می‌شوند و كدام مورد نقد قرار می‌گیرند؟ این برنامه‌ها چه انتظاراتی برای فرزندان ایجاد می‌كنند؟ دقت در برنامه‌های تلویزیون از سریال و فیلم تا بحث كارشناسی در مورد مشاوره خانواده و تربیت فرزند نشان می‌دهد كه دموكراسی در خانواده الگوی غالب و تحسین‌شده است كه البته حركت به سوی فرزندسالاری و یا زن‌سالاری در آن دیده می‌شود. دموكراسی در خانواده به این معناست كه پدر و مادر و فرزندان جایگاهی برابر نسبت به یكدیگر دارند و تصمیم‌گیری‌ها نیز بر اساس رأی اكثریت اتخاذ شود و مصلحت‌سنجی والدین و رأی نهایی پدر- چنان‌كه به طور سنتی معمول بوده- محلی از اعراب ندارد. در چنین خانواده‌ای تحكم نسبت به فرزندان نكوهیده است و همواره پدر و مادر باید تلاش كنند كه موقعیت فرزند و نیازهای او را درك كنند و متناسب با آن منش خود را تغییر دهند در غیر این صورت تاوان این اشتباه والدین هرگونه بلایی اعم از اعتیاد، عقده‌های روحی و بی‌میلی نسبت به تحصیل برای فرزندان است. البته شكی نیست كه پدر و مادر مسئولیت سنگینی در تربیت فرزندان دارند و كوچك‌ترین اشتباهات آنان در زندگی فرزندانشان بازتاب خواهد داشت اما برجسته‌سازی این مسئولیت در برنامه‌های تلویزیونی به نحوی است كه مسئولیت فرزندان و وظایف آنها به كلی نادیده گرفته می‌شود یا كاملاً در حاشیه مطرح می‌گردد. لذا فرزندانی همواره طلبكار و مدعی و والدینی همواره بدهكار و متهم حاصل چنین نگاهی خواهد بود.
 
ازدواج سنتی، ازدواج مدرن
الگوی روز برای ازدواج جوانان نیز به طور خاص، از موضوعاتی است كه به دلیل جذابیت آن در تلویزیون به طور گسترده و مكرر نمایش داده می‌شود، البته این الگو با الگوی تأیید‌شدۀ كارشناسان مسائل خانواده تا حدی مغایرت دارد و حتی افزایش آمار طلاق در خانواده‌ها در مواردی، به نقاط ضعف این الگو نسبت داده می‌شود. الگوی تحسین‌شدۀ ازدواج در تلویزیون آن است كه دختر و پسر خارج از فضای خواستگاری‌های سنتی همدیگر را ببینند و پس از حصول شناخت ازدواج كنند. نقش والدین در این الگو آن است كه در مراسم رسمی خواستگاری شركت كنند و ضمن ارائه نصحیت‌هایی كلی برای زندگی مشترك، برای فرزندشان آرزوی موفقیت كنند. معمولاً تشخیص دختران و پسران در ازدواج‌های به تصویر درآمده درست است و زندگی موفقی شكل می‌گیرد. در مقابل این الگو، ازدواج سنتی قرار دارد كه نقاط ضعف آن به رخ بیننده كشیده می شود. دختر و پسری كه در جلسه خواستگاری سنتی همدیگر را می‌بینند معمولاً هر دو نفر تمایلی به این ازدواج اجباری ندارند و گزینۀ دیگری را مد نظر قرار داده‌اند كه خانواده به دلیل گرفتاربودن در چنبره سنت‌های قدیمی مانند اصالت خانوادگی و طبقه اجتماعی و اختلاف در میزان مال و ثروت خانوادگی مخالف گزینه فرزند جوان خود است و درگیری‌هایی به وجود می‌آید كه جوان در آن مظلوم واقع می‌شود و به قدرت تشخیص او توهین می‌شود و در نهایت نیز پدر و مادر خواهند فهمید كه انتخاب فرزندشان درست بوده و باید دست از افكار پوسیده و قدیمی خود بردارند. این الگو زمانی در تلویزیون به الگوی غالب و تحسین‌شده بدل شد كه هنوز خواستگاری سنتی در جامعه شكل غالب ازدواج بود. سریال «در پناه تو» شكلی از زندگی دانشجویی و روابط بین دختران و پسران دانشجو را در فضای دانشگاه و بین دانشجویان مذهبی به نمایش گذاشت كه فاصله زیادی با واقعیت‌های آن دوران داشت و در زمان خود یك سنت‌شكنی آشكار محسوب می‌شد؛ اما این نمایش تأثیرگذار آن قدر در سایر برنامه‌ها تكرار شد كه امروزه حتی خانواده‌هایی كه همچنان شكل سنتی ازدواج را دنبال می‌كنند و كم تعداد هم نیستند، انتظار دیدن الگوی زندگی خود را در تلویزیون ندارند و الگوی پذیرفته‌شده،‌ همان الگوهای جدید است.
 
تبرّج پنهان
استفاده ابزاری از جذابیت‌های جنسی زنان در پیام‌های بازرگانی، سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیونی و صنعت تولیدات پورنوگرافی، در رسانه‌های غربی امری كاملاً پذیرفته شده است. البته برخی جریانات فمینیستی نقدهای جدی نسبت به آن دارند و این استفاده ابزاری را در تعارض با جایگاه زن و حقوق او می‌دانند. كارشناسان مسائل خانواده و زنان نیز دغدغه‌های جدی در این رابطه دارند و نسبت به فروپاشی خانواده در غرب كه یكی از عوامل آن، حریم‌شكنی چندین دهه گذشته توسط رسانه‌هاست، هشدار می‌دهند؛ اما این نقدها و دغدغه‌ها راه به جایی نمی‌برد. چون این استفاده ابزاری علاوه برآنكه ریشه در برخی مبانی فلسفی و فكری دارد، با كسب درآمد در نظام سرمایه‌داری پیوند خورده و باورهای آرمانی با نصیحت و اعتراض زبانی توان مقابله با خواسته‌های نظام سرمایه‌داری را ندارد. برنامه‌های تلویزیونی پیش از انقلاب نیز به همان سمت و سوی رسانه‌های غربی در حركت بود؛ اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی و حاكم شدن باورها و آرمان‌های اسلامی این روند متوقف شد. كمیت برنامه‌های تلویزیونی در حد دو شبكه با ساعات محدود پخش، ثابت ماند و كیفیت برنامه‌ها نیز تا حد زیادی در راستای نمایش الگوی سنتی و اسلامی از خانواده بود؛ اما همزمان با دوران سازندگی و قدرت گرفتن جریانات فكری مدرن در جامعه،‌ برنامه‌های تلویزیونی نیز رنگ و بوی دیگری گرفت. جذب مخاطب و رقابت با رسانه‌های رقیب اهمیت پیدا كرد و تصویر ارائه شده از زنان در تلویزیون نیز آرام آرام به عنوان عاملی برای جذب مخاطب تغییر كرد. انتخاب بازیگران و مجریان زیبا رو،‌ طراحی لباس‌هایی با رنگ‌های جذاب و چشمگیر برای بازیگران زن،‌ نمایش جذابیت‌های زنانه در كلام و رفتار بازیگران، پخش كلوز‌آپ یا نمای نزدیك از چهره زنان، نمایش نگاه‌های عاشقانه بین دختران و پسران... و این روند ادامه دارد. اگر چه به گفته پروین سلیحی مرزهای قانونی متعددی برای نمایش حضور زنان در تلویزیون تعیین شده و ناظران فرم و محتوا مراقب رعایت حریم این مرزها هستند، اما محصولات سیما از زیر تیغ ممیزی‌های سازمان در حین رعایت مرزها به اهداف خود در استفاده ابزاری از جذابیت‌های زنانه می‌رسند. كافیست مجری زیبارو و خوش‌صحبت برنامه كه به اذعان اغلب بینندگان جذابیت‌های زنانه چشمگیری در رفتارش دارد، چادر بر سر كند تا به زعم ناظران مشكل حل شود. اگر بازیگر خوش سیمای فلان فیلم یا سریال كه رفتاری حریم‌شكنانه در برخورد با مردان دارد و یا لباس‌های مجلل و چشمگیر می‌پوشد، ساق دست استفاده كند و سربند بزند تا هیچ مویی بیرون نیاید و حریم رساله‌ای حجاب رعایت شود، دیگر مسئله‌ای باقی نمی‌ماند. دكتر جوادی‌یگانه - جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران- از این روند با عنوان «سكس پنهان» یا «نهان روشی» یاد می‌كند و معتقد است در تلویزیون ما به دلیل آنكه تصریح به جذابیت‌های جنسی منع قانونی دارد، این جذابیت‌ها با روش‌های دیگری نمایش داده می‌شود كه عشوه در كلام، استفاده از لباس‌هایی با رنگ‌های تند و نوع نگاه‌های بازیگران از آن جمله‌اند. حجاب ظاهری رعایت می‌شود اما پیام‌های دیگری منتقل می‌شود. دكتر یگانه دلیل استقبال از چنین روندی را نیاز جامعه شهوت‌آلود ایرانی به چنین موضوعاتی می‌داند و البته معتقد است حدی از این نمایش برای بخشی از جامعه ضروری است چون به هر حال به دنبال رفع این نیاز خود خواهد رفت و اگر رسانه ملی این امكان را در اختیارش نگذارد، رسانه‌های موازی و منابع نامطمئن دیگر این كار را خواهند كرد. چنین نگاهی البته جای تأمل دارد و باید دید آیا پاسخ دادن به این نیاز با چنین شیوه‌ای راه حل مشكل است یا مشكل را حاد‌تر و همه‌گیرتر می‌كند؟
 
برنامه‌های آموزشی در حوزه‌های حقوق و روان‌شناسی
برنامه‌های آموزشی تلویزیون كه مرتبط با مباحث جنسیت و خانواده هستند را می‌توان در دو دسته كلی قرار داد. برنامه‌هایی كه به آموزش حقوق و قوانین می‌پردازند و برنامه‌هایی كه در قالب توصیه‌های روان‌شناختی و مشاوره خانواده برای كمك به خانواده‌ها تهیه می‌شوند. آموزش حقوق افراد در عرصه‌های مختلف زندگی از جمله خانواده، یكی از نیازهای ضروری آموزشی است اما سبك آموزش در نگاه دینی با سبك آموزش حقوق در دنیای مدرن متفاوت است. حجت‌الاسلام زیبایی‌نژاد روش رسالۀ حقوق امام سجاد(ع) را به عنوان روش مناسب معرفی می‌كند. در آموزش حقوق به شیوه مدرن،‌ هر فرد با حقوق خود و وظایفی كه دیگران از دولت گرفته تا سایر اعضای خانواده در قبال او دارند،‌ آشنا می‌شود و این حقوق را مطالبه می‌كند؛ اما در رساله حقوق امام سجاد(ع) هر فرد با وظایف خود در قبال دیگران آشنا می‌شود. متأسفانه رویكرد آموزش حقوق در كشور ما به جای آنكه برگرفته از آموزه‌های ائمه اطهار باشد متأثر از مبانی فكری مدرنیته، فردگرایی و اومانیسم مستتر در آن است. حجت‌الاسلام زیبایی‌نژاد در بیان آسیب‌های این رویكرد، گزارشی از مسئول پخش یك برنامه رادیویی بازگو می‌كند. این برنامه، حدود 15 سال پیش، یعنی سال‌های آغازین رویكرد آموزشی مدرن در ایران پخش می‌شده است، در این برنامه، دو كارشناس حقوق ضمن طرح مباحث حقوق اسلامی، زنان را نیز نسبت به حقوق خود در خانواده آگاه می‌كردند و آموزش می‌دادند. تنها با گذشت سه یا چهار برنامه، مسئولان با سیل تلفن‌های زنانی مواجه شدند كه می‌گفتند از وقتی با حقوق خود در خانواده آشنا شده‌اند زندگی‌شان به جهنم تبدیل شده و به ‌طور دائم با همسرشان مشاجره دارند چون حقوق خود را مطالبه می‌كنند. كار به جایی رسید كه بعضی از استان‌ها پخش این برنامه را متوقف كردند چون مشكلاتی در آن مناطق ایجاد شده بود. جریانات فمینیستی حامی حقوق زنان ممكن است عامل آسیب‌زا را متوجه مردان و تربیت ناصحیح ایشان بدانند كه حاضر به پذیرش حقوق همسر خود نیستند. این جریانات معتقدند كه آموزش حقوق به همین شیوه در كنار حمایت نهادهای قانونی نهایتاً مردان را به تمكین در مقابل قانون واخواهد داشت. در پاسخ باید به دو نكته اشاره كرد. این روش آموزش از یك سو باعث تشدید خودخواهی در افراد می‌شود و این خودخواهی بنیاد خانواده را سست می‌كند و از سوی دیگر در فاصله بین آگاه‌شدن زنان تا همراه شدن همسران بسیاری از خانواده‌ها از هم می‌پاشد یا دچار تنش‌های شدید آسیب‌زا می‌شود در حالی‌كه آموزش به شیوه رساله امام سجاد(ع) نه تنها چنین تقابلی را ایجاد نمی‌كند كه مانع خودمحوری و خودخواهی نیز می‌شود. به مرد آموزش می‌دهد كه چه مسئولیت‌ها و وظایفی در قبال خانواده دارد. حریم همسرش را چگونه نگاه دارد. به او آموزش می‌دهد كه همسرش هیچ وظیفه‌ای در خانه ندارد و اگر كاری می‌كند همه از سر لطف است. باید در حد توان برای رفاه خانواده بكوشد. از سوی دیگر به زن آموزش می‌دهد چه وظایفی در قبال همسر و فرزندان دارد. چگونه در هزینه‌های زندگی صرفه‌جویی كند. به والدین آموزش می‌دهد كه برای فرزندانشان چه كارهایی باید انجام دهند و به فرزندان می‌آموزد كه چگونه به والدین احترام بگذارند. 
آموزش‌های روان‌شناسی و مشاوره خانواده از برنامه‌های پرطرفدار و بسیار تأثیرگذار تلویزیون است. اگر چه جمعی از كارشناسان این عرصه به دلیل باورهای عمیق دینی و شناخت نقاط ضعف دانش روان‌شناسی مدرن،‌ آموزه‌های اصلاح‌شده روان‌شناختی را متناسب با نیازهای جامعه ایرانی ارائه می‌دهند؛ اما برآیند این آموزش‌ها ترویج روان‌شناسی مدرن در بین مردم است. روان‌شناسی مدرن نیز لاجرم به رواج اومانیسم، فردگرایی و سكولاریسم می‌انجامد و خانوادۀ ایرانی را در همان مسیری قرار می‌دهد كه غرب در دوران مدرن طی كرده و به جایگاه كنونی رسیده است.
 
تغییر در نظام حساسیت‌های جامعه
دغدغه‌ها و نگرانی‌های یك خانواده معمولی در جامعه چه سمت و سویی دارد. كسب درآمد برای گذران یك زندگی خوب و دغدغه‌های كلی مثل روابط حسنه زوجین و موفقیت فرزندان، تقریباً در تمامی خانواده‌ها مشترك است؛ اما در تفسیر و تبیین خوب بودن زندگی، خانواده‌ها نظرات مختلفی دارند. برآیند این نظرات نشان‌دهنده حساسیت جامعه است. مثلاً دغدغه تغذیه سالم و سبد غذایی مقوی، تلاش برای افزایش اطلاعات پزشكی از حوزه پوست و زیبایی تا غدد درون‌ریز بدن، دغدغه كمك به فرزندان برای كسب موفقیت درسی و قبولی در كنكور و مواردی از این دست، را می‌توان در زندگی بسیاری از افراد جامعه دید و بازتاب آن نیز در برنامه‌های تلویزیون به عنوان رسانه‌ای كه در پی جذب مخاطب است، دیده می‌شود. حجم عمده‌ای از مجله‌های تصویری و برنامه‌های خانواده را چنین موضوعاتی پر كرده است. تلویزیون از یك سو نمایش‌دهنده حساسیت‌های جامعه است و از سوی دیگر با جهت‌گیری در برنامه‌ها، حساسیت‌هایی نیز در جامعه ایجاد می‌كند. نمونه آن را می‌توان پخش مستندی درباره فعالیت سایت‌های مستهجن اینترنتی دانست كه باعث شد بسیاری از خانواده‌ها نسبت به استفاده فرزندشان از اینترنت و خطرات آن حساس شوند. با این توصیف باید گفت مسائل بسیار مهمی وجود دارد كه مطرح نشدن یا طرح كم دامنه و ضعیف آن‌ها در تلویزیون، پیام‌های روشن و تأثیر‌گذاری در خود دارد. به همین ترتیب، مسائلی كه شاید در نگاه كلان در اولویت نیستند اما به دلیل تكرار، تبدیل به دغدغه اصلی رسانه و به تبع آن جامعه می‌شوند. اگر چه عوامل متعددی چون ساختارهای اقتصادی، سیاسی و یا مجموعه پیام‌های فرهنگی  كه در كشور اشاعه می‌یابد، دغدغه‌ها و حساسیت‌های جامعه را شكل می‌دهد، اما تلویزیون ابزار بسیار مؤثری است كه می‌تواند نقش تقویت‌كننده عوامل بیرونی یا نقدكننده این عوامل را با قدرت نفوذ بالا بازی كند. مثلاً در مورد راه‌های افزایش عزت‌‌نفس كودكان بسیار سخن گفته می‌شود اما كسی نگران رفتارهای خودخواهانه و طلبكارانه كودكان امروز نیست. در مورد لزوم استفاده از كمربند ایمنی بسیار گفته می‌شود تا خطر تصادفات جرحی كاسته شود اما بسیاری از خانواده‌ها هنوز نمی‌دانند حضور ماهواره چه جراحاتی بر روح، روان و ایمان فرزندانشان وارد می‌آورد. سریال‌های تلویزیونی اتفاقات خاص و نادری را در قالب داستان به تصویر می‌كشند، اما هیچ داستانی متعرض وضعیت ناگوار حجاب در جامعه و روابط بین دختران و پسران نمی‌شود. اغلب دختران موفق در سریال‌ها دانشجو هستند و بعد هم مشغول كار می‌شوند اما همه ترجیح می‌دهند چشم بر وضعیت قبولی پسران در دانشگاه و آثار سوء آن در جامعه فرو ببندند. فقر حركتی در دختران جامعه بیداد می‌كند و زنگ خطرها به صدا درآمده اما تلویزیون،‌ مسابقه قوی‌ترین مردان ایران را طراحی و پخش می‌كند یا مشغول پخش مسابقات فوتبال باشگاه‌های اروپا می‌شود و دختران نیز با خوشحالی اسم ستاره‌های فوتبال دنیا و زندگی‌نامه‌هایشان را حفظ می‌كنند و به دوستانشان فخر می‌فروشند. زمزمه‌هایی نیز در رابطه با ورزش بانوان شنیده می‌شود گویا قرار است تلویزیون به سمت و سوی پخش مسابقات حرفه‌ای زنان برود تا به زعم ایشان قدمی در راه ترویج ورزش بانوان باشد.
با نگاهی به وضعیت برنامه‌های تلویزیون این سؤال به ذهن متبادر می‌شود كه آیا اساساً اهداف بلندمدت و راهبردها و سیاست‌هایی برای تغییر در نظام حساسیت‌های جامعه تعریف می‌شود؟ اگر چنین است، محتوای این اهداف و سیاست‌ها چیست؟

مصرف‌گرایی
روند رو به رشد مصرف‌گرایی در جامعه ایرانی، سال‌هاست از سوی كارشناسان حوزه‌های مختلف به عنوان یك آسیب  بسیار جدی در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و حتی دینی مطرح می‌شود. یكی از مهم‌ترین عوامل شكل‌گیری این روند علاوه بر زمینه‌های فرهنگی، سیاست‌های اقتصادی سرمایه‌داری است كه برای رونق خود متكی بر افزایش مصرف هر چه بیشتر مردم است. به همین دلیل، پخش پیام‌های بازرگانی در سال‌های آغازین سازندگی، در پی توقف طولانی‌مدت پس از پیروزی انقلاب، دوباره آغاز شد و اكنون به جایی رسیده كه مهم‌ترین سریال‌های تلویزیونی برای پخش این پیام‌ها قطع می‌شود. پیام‌هایی كه حساسیت‌های فرهنگی گذشته نیز دیگر در مورد آنها رعایت نمی‌شود. چون بخشی از هزینه‌های سازمان صدا و سیما را از طریق پخش پیام‌های بازرگانی به دست می‌آید و ترویج مصرف‌گرایی به اینجا ختم نمی‌شود. الگوی زندگی نمایش داده‌شده از طریق تلویزیون در سال‌های اخیر معمولاً به سمت و سوی نمایش یك زندگی رویایی پیش رفته كه اكثریت جامعه از فراهم آوردن آن ناتوان هستند. خانه‌های بزرگ و پر از اثاثیه مجلل. ماشین‌های گران‌قیمت، شیك‌ترین لباس‌ها و زندگی هایی بدون مشكلات مادی. حتی زوج‌های جوانی كه تازه ازدواج كرده‌اند نیز در فیلم‌ها و سریال‌ها با چنین موقعیتی زندگی خود را شروع می‌كنند.

تلویزیون در قبضه طبقه متوسط شهری
جمعیت روستایی كشور در سال‌های گذشته كاهش چشمگیری داشته و این روند كاهش به دلایل مختلف ادامه خواهد داشت، اما با این وجود 30 درصد جمعیت كنونی كشور را روستاییان تشكیل می‌دهند . جایگاه و نمود این جمعیت در تلویزیون ملی چیست. به جز شبكه استانی، برنامه‌های 6 شبكه دیگر در تهران تهیه می‌شود و در دورافتاده‌ترین نقطه كشور بیننده دارد. دیدن سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیونی با آن سبك و سیاق كه می‌شناسیم چه تأثیری بر دخترك روستایی یا مرد جوان كشاورز خواهد داشت. زندگی به سبك روستایی جز در قالب برخی برنامه‌های مستند یا معدود فیلم‌ها و سریال‌هایی كه روستا محل تفریح و بازگشت به خویشتن آدم‌های شهری است، نمود دیگری ندارد. بدون شك خواسته‌های فرهنگی  یكی از عوامل مهاجرت روستاییان به شهرهاست. تلویزیون با نمایش طبقه متوسط شهری در كلان‌شهرها و البته پایتخت، چه نقشی در ایجاد مهاجرت روستاییان دارد؟
كم‌رنگ‌كردن آداب و رسوم و فرهنگ مناطق مختلف كشور نیز از آسیب‌های تلویزیون است كه دكتر كوثری- جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران- از آن به عنوان بازتولید یك قشر خاص در صدا و سیما یاد می‌كند. منظور از قشر خاص، طبقه متوسط شهری با آن سبك زندگی مجلل و آداب و رسوم ساخته ذهن كارگردان است.

برنامه‌های تأمینی
منظور از برنامه‌های تأمینی در تلویزیون، برنامه‌هایی است كه از سایر كشورها خریداری و دوبله می‌شود. با افزایش تعداد شبكه‌های تلویزیونی و ساعت پخش برنامه، ضرورتاً حجم این برنامه‌های تأمینی افزایش یافته است. می‌توان گفت تمام این برنامه‌ها هر چند با دقت انتخاب می‌شوند تا مناسب پخش در كشور باشند اما در پارادایم مدرنیته ساخته شده و به طور غیرمستقیم منتقل‌كننده آن آموزه‌هاست.  دكتر كوثری این تأثیر را ناشی از خوانش محیط می‌داند به این معنی كه ممكن است موضوع یك سریال جنایی- پلیسی باشد اما سبك زندگی افراد، رفتارشان با همسر و فرزندان،‌ ارزش‌های تحسین‌شده در سریال و بسیاری موارد دیگر ناخودآگاه در ذهن بیننده ثبت شود. به گفته فریبا علاسوند -عضو هیئت علمی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان- بعضی سریال‌ها نیز مثل پرستاران تاریخچه فمینیسم و تفاوت‌های موج دوم و سوم را به تصویر می‌كشد؛‌ اما با این وجود ، خطر سریال‌ها و فیلم‌های خارجی به دلیل دوری كه از فرهنگ ما دارند، كمتر از سریال‌های التقاطی ایرانی است.
 
آسیب‌ها و چاره‌جویی‌ها
گام اول برای چاره‌اندیشی در مورد آسیب‌های تلویزیون،‌ شناخت صحیح و دقیق این آسیب‌ها و عوامل ایجاد آن است. برای این منظور در مرحله اول مدیران و سیاست‌گذاران و سپس برنامه‌سازان و نویسندگان و كارگردان‌های تلویزیون باید مبانی و مؤلفه‌های فرهنگ غرب را به خوبی بشناسند و با تمام ابعاد و پیامدهای مدرنیته و مولود آن فمینیسم به درستی آشنا شوند؛ البته نقد مدرنیته به صورت صرف نمی‌تواند راهگشای مدیران و برنامه‌سازان تلویزیون باشد زیرا آنها نیازمند الگوهای بدیل قدرتمند و جذاب برای جایگزینی با الگوهای زندگی مدرن به ویژه در حوزه خانواده و نقش‌های جنسیتی هستند و جامعه دانشگاهی و حوزوی ما هنوز نتوانسته‌اند چنین الگوهایی را فراهم كنند. هنوز بر سر این كه الگوی جامع شخصیت زن مسلمان چیست،  اختلاف نظر وجود دارد و در چنین فضایی است كه نویسنده یا كارگردان نیز اندیشه خود را علی‌رغم اشكالات اساسی كه به آن وارد است تبدیل به برنامه می‌كند و در معرض دید 70 میلیون بیننده می‌گذارد.
اگر چه مشكلات ریشه‌ای كه ذكر شد نیاز به فعالیت‌های پژوهشی گسترده در فضاهای علمی و حوزوی دارد اما بسیاری آموزه‌های اسلامی مورد اتفاق همگان و بسیاری آموزه‌های مدرن مورد نقد همگان نیز موجود است كه همچنان مورد توجه مدیران سیما قرار نمی‌گیرد و به معیار تبدیل نمی‌شود. نمونه آن نحوه تربیت فرزندان است كه اگر به متخصصان حوزوی و دانشگاهی مراجعه شود، بر آسیب‌زا بودن برخی از رویكردهای تلویزیون متفق‌القول هستند و ممكن است در برنامه‌های علمی و میزگردها نیز چنین نكاتی را مطرح كنند اما در سایر برنامه‌های سیما رعایت نمی‌شود. 101 راه برای ذله كردن پدر و مادر یا 101 راه برای ذله كردن معلمان، تنها دو نمونه از سریال‌هایی است كه از سیمای جمهوری اسلامی پخش شده و عنوان آن گویای محتوای سریال‌هاست.
خلأ مصلحت‌سنجی كلان نگر یكی دیگر از ضعف‌هایی است كه در كنار نقاط ضعف قبلی، كلیت برنامه‌های سیما را دچار مشكل می‌كند. بسیاری از برنامه‌های تلویزیونی ممكن است به تنهایی هیچ مشكلی نداشته باشد و حتی به حق موضوعی را مطرح كرده یا مورد نقد قرار داده است، اما اگر تعداد برنامه‌هایی كه به یك موضوع خاص می‌پردازند زیاد شود، چنان‌كه گفته شد عملاً حساسیت‌های غیرضروری یا مضر ایجاد می‌كند و دغدغه‌های اصلی را به حاشیه می‌راند. حجت‌الاسلام زیبایی‌نژاد چنین مصلحت‌سنجی را در سرفصلی با عنوان فقه رسانه مطرح می‌‌كند و معتقد است رعایت مصلحت 70 میلیون جمعیت از جمله ضروریات رسانه ملی است. مصلحت ممكن است بر آن باشد كه حجم پیام‌های بازرگانی كاهش یابد حتی اگر از نظر مادی برای تلویزیون مضر باشد یا مصلحت ممكن است بر آن باشد كه فلان داستان اگر چه واقعیت دارد اما بارها و بارها در فیلم و سریال تكرار نشود. مثلاً تعداد سریال‌ها و فیلم‌هایی كه زنان شاغل موفق را نمایش می‌دهد پر تعدادتر و كیفی‌تر از نمایش زنان خانه‌دار موفق نباشد. البته روشن است كه چنین مصلحت‌سنجی‌هایی نیاز به دانش و تیزبینی و كلان‌نگری دارد و به همین دلیل نمی‌توان انتخاب سوژه برای برنامه‌سازی را به تمامی برنامه‌سازان سپرد. باید علاوه بر تعیین خطوط كلی و سیاست‌های كلان، حتی تا مرحله تعیین سوژه برای یك دوره زمانی خاص در جامعه و متناسب با نیازهای همان دوره پیش رفت.

پژوهشکده زن و خانواده با هدف تبیین دیدگاه نظام‌مند دین پیرامون مسائل زن و خانواده، تعمیق پژوهش‌ها و کارشناسی‌های دینی و پاسخ‌گویی به نیازهای تئوریک و دفاع از مرزهای اعتقادی در این حوزه توسط مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران در سال 1377 تاسیس گردید. ادامه ...
نشـانی‌مرکز‌قـم:بلوار الغدیر ، کوچه 10 ،پلاک5 پژوهشکده زن و خانواده
تلفـن: 58-32603357 (۰۲۵)
فکس: 32602879 (۰۲۵)
سامانه‌پیامکی: 1۰۰۰2532907610
نشـانی‌دفترتهــران: بلوارکشاورز،خیابان نادری،ک حجت‌دوست،پ ۵۶
تلفـــــــــــــــــــــــــــــــــن: ۴ ۴ ۹ ۳ ۸ ۹ ۸ ۸   (۱ ۲ ۰)
عضویت در خبرنامه
کلیه حقوق و امتیازات متعلق به پژوهشکده زن و خانواده می باشد.
Wrc.ir © 1380 - 1397