آثار‌مرکز‌تحقیقـــات‌زن‌وخانـــواده
            
دوماهنامه علمیٰ فرهنگی و اجتماعی حوراء
دفتر مطالعات و تحقیقات زنان
شماره: 32 / 1388
سردبیر: فاطمه قاسم پور -
مدیر هنری: جواد روح - طراح جلد:
ویراستار: عکاس: مهدی موذن -
نشانی: تهران-بلوار کشاورز-خیابان نادری-کوچه حجت دوست-پلاک56-طبقه سوم
تلفن: 02188983028ایمیل: hora@awrc.ir
سرمقاله
نگاه ویژه/ خانواده، زن و رسانه
گفتگو/ رسانه ملی و هژمونی فرهنگ اقلیت/ دکتر محمدرضا جوادی‌یگانه
دیدگاه/ملاحظاتی در رابطة زن و مرد در رسانه/ محمدرضا زیبایی‌نژاد
اندیشه/جنسیت و زبان قرآن/ مجید دهقان
گزارش/جنسیت، خانواده و سیمای جمهوری اسلامی/ هاجرالسادات قاسمی
ترجمه/زیبایی و تصویر بدن در رسانه/ مریم رفیعی
یادداشت علمی/تأثیر تلفن همراه بر سبک زندگی/ طاهره خیرخواه، شیما علی‌آبادی
گزارش/بلوتوث؛ آسیب‌ها و راهکارها/ طاهره خیرخواه، هاجرالسادات قاسمی
گفتگو/رجوع مجدد سینمای دهة هشتاد (آسیب‌شناسی مسائل جنسیتی زنان در عرصة سینما)/ دکتر مجید شاه‌حسینی
گزارش/معصومه اسماعیلی/تصویر عرفان فمینیستی(گزارشی اجمالی از آثار داریوش مهرجویی)
گزارش/حسن احمدیان/کلکسیون فیلم‌های فمینیستی(گزارشی اجمالی از آثار تهمینه میلانی)
گفتگو/دکتر حسن خجسته/در عرصة مسائل زنان با فقدان تئوری مواجهیم
گزارش/زهرا قدیانی/نشریات زنانه برای که می‌دمند؟(گزارشی توصیفی از نشریات زنانه بعد از انقلاب)
معرفی کتاب/ اسلام و تفاوت‌های جنسیتی
گزارش کتاب/کتاب دا
گزارش خبری/ بایدها و نبایدهای وزارت زنان
اخبار

دیدگاه

گزارشی مختصر از سخنرانی حجت الاسلام زیبایی‌نژاد با حضور کارشناسان رسانه در خانه هنر مرکز پژوهش‌های صدا و سیمای قم
ملاحظاتی درباره رابطه زن و مرد در رسانه



محمد رضا زیبایی‌ نژاد   
افراد در زندگی اجتماعی ناگزير از ارتباط هستند و ارتباط دو فرد با یکدیگر، حتی دو فرد از دو جنس مخالف، از ضرورت‌های زندگی اجتماعی است، ولی در زندگی روزمره، ايجاد ارتباط فی نفسه هدف نيست، بلکه ارتباطات راهی برای رسیدن به هدف است. شما با ديگران ارتباط برقرار می کنید که به هدفی برسيد. مثلاً من با شما صحبت می كنم كه بگويم تشنه‌ام، آب می‌خواهم. صحبت كردن وسيلۀ انتقال پيام است. اما گاهی اوقات اين‌گونه نيست. صحبت موضوعيت دارد نه پیام.
امروزه رابطه زن و مرد، دارای مختصات جديدی است. يكی از ويژگی‌های این رابطۀ جدید، اين است كه نفس رابطه مطلوبيت دارد يعنی افراد به قصد ارتباط با یکدیگر ارتباط می‌گيرند. دومين ويژگی ارتباط در عصر جديد آن است که جنسيت در اين ارتباط تأثير دارد، یعنی افراد می‌خواهند با فردی از جنس مخالف رابطه برقرار کنند و ویژگی سوم ارتباط مورد بحث این است که در این ارتباطات، تبادل عاطفی صورت می‌گیرد و در مواردی، رابطه عاطفی به رابطه جنسی نیز تبدیل می‌شود. این سه ویژگی، مختصات رابطه زن و مرد در جوامع مدرن است و به عنوان یک پدیده نوظهور می‌بایست مورد توجه قرار گیرد. گرچه در جوامع قديم نیز این‌گونه رابطه وجود داشته؛ اما فراگير نبوده و امروزه زمانی كه جوانی از رابطه سؤال می كند، رابطه با اين مختصات را مد نظر دارد.
اولین موضوع كه در خصوص رابطه زن و مرد در رسانه بايد مورد توجه واقع شود اين است که منظورمان را از رابطه زن و مرد در رسانه تبیین کنیم. گاهی مقصود ما از رابطه، رابطه زن و مرد به مثابه موضوع برنامه‌هاست؛ يعنی برنامه‌هايی که در صدا و سيما با موضوع رابطه زن و مرد تهیه می‌شود يا فيلم‌هايی که محور اصلی‌شان رابطۀ دختر و پسر است. گاهی رابطۀ زن و مرد به مثابۀ فاعل در رسانه مدنظر است. به طور مثال شما فرض‌ می كنيد در برنامه‌های خانواده يك مجری خانم و یک مجری آقا با هم، برنامه‌ای را اداره می‌کنند در این صورت موضوع برنامه روابط زن و مرد نيست، اما الگويی از ارتباط زن و مرد به نمایش گذاشته می‌شود و در مواردی رابطۀ زن و مرد در رسانه به مثابۀ نتيجه در نظر گرفته می‌شود؛ يعنی تأثيراتی كه رسانه بر رابطه زن و مرد می‌گذارد. هر برنامه‌ای، حتی برنامه اقتصادی، موسيقی، سرودهايی که در تلويزيون پخش می شود، از جهت تأثير در روابط زن و مرد به بحث گذاشته می شود. يعنی تأثیرات برنامه‌های صدا و سيما بر روابط زن و مرد سنجيده می‌شود. اين بخش اخير بسیار حائز اهميت است که معمولاً از آن غفلت می‌‌شود.
 محور بعدی، طرح این پرسش است، آيا ذات رسانه به گونه‌ای است كه در آن تمايل به روابط زیاد باشد یا خیر؟ «نیل پستمن» در آثارش اصرار دارد که ذات رسانه به گونه‌ای است كه فرهنگ خاصی را توليد می كند و شما نمی‌توانيد رسانه را از اين خصلت ذاتی‌اش تخليه كنيد، لذا زمانی كه از فرهنگ مكتوب به فرهنگ تصويری روی می‌آورید باید بتوانيد پيامدهای تصويری شدن فرهنگ را تشخیص بدهید. يكی از پيامدهای آن اين است که در فرهنگ تصويری به جذابيت‌های بصری اهميت داده می شود و زمانی ماهیت يک برنامه، تلويزيونی است که انتقال پيام آن با تصوير باشد. حالا اگر شما با مختصات تلویزيونی پیام ارائه كنيد، علی‌القاعده بايد تصوير نقش‌آفرينی كند و تأثيرگذار باشد و از مهم‌ترين عوامل تأثيرگذاری اش جذابيت بصری است. موقعی كه شما جذابيت بصری را در رسانه به عنوان يک اصل، تعريف کرديد اين اصل اقتضائات خودش را نشان می‌دهد، لذا در قدم اول بايد تكليف اين خصلت رسانه‌ای مشخص شود. «پستمن» معتقد است اين خصلت از ويژگی های ذاتی رسانه است و از رسانه قابل تفکيک نيست.
اگر اين اقتضای رسانه را بپذيريم، می‌بایست به اين پرسش مهم پاسخ دهيم که تأثير‌گذاری رسانه در امر تربيت نسل جوان، با توجه به مختصات رسانه، به چه میزان است؟ زمانی تلاش می‌کنیم رسانه را تغيير ماهيت دهيم و مختصاتش را به مختصات جديدی تبديل کنيم ولی در فضای فعلی، كه رسانه، همين رسانه است باید مشخص کنیم که آیا می‌بایست نقش رسانه را در زندگی نسل جوان پررنگ كنيم یا خیر؟
محور ديگر اين است كه ادبیات بحث از موضوع روابط زن و مرد روان‌شناسانه است یا جامعه‌شناسانه؟ بحث روابط كه مطرح می‌شود معمولاً افرادی که تخصصشان روان‌شناسی یا علوم‌تربیتی است، نكاتی ارائه می دهند؛ اما معمولاً این افراد با نگاه جزئی به مسئله نگاه می‌كنند؛ يعنی يك فرد را در نظر می‌گيرند که چه تمايلاتی دارد و تمايلاتش چگونه سبب می شود كه به سمت رابطه زن و مرد برود. ولی موقعی كه می بينيد كه بحث رابطه زن و مرد از كثرت و شيوع  برخوردار ‌شده و در جامعه به عنوان يك مسئله مطرح شده و نظر‌سنجی‌ها عنوان می‌کند قریب به شصت درصد جوانان ارتباط با جنس مخالف را در دورۀ جوانی يا نوجوانی‌شان تجربه کرده‌اند و چند درصد روابط، به مرحله حاد رسيده است، نگاه جامعه‌شناسانه به موضوع، تقويت می‌شود. به نظر می‌رسد تاکنون توجهمان به روابط زن و مرد، به عنوان يک پديدۀ اجتماعی ضعيف بوده است و می‌بايست تأثیر ساختارهای فرهنگی، اجتماعی، حتی سياسی بر مسئله روابط زن و مرد و عوامل کلانی که باعث گسترش اين مسئله می شود را بررسی وسپس جایگاه رسانه، مخصوصاً رسانۀ تصويری در توسعۀ روابط را ارزیابی کرد.
محور ديگر بحث، اين است که بحث در موضوع روابط زن و مرد با چه مفاهيم ديگری پيوند برقرار می كند؟ مفاهیم فردگرايی، سكولاريزم، ليبراليزم، الگوهای سبك زندگی، هويت جنسی، گروه‌های مرجع، خانواده و تحولات خانواده، مطالبات، مخصوصاً زبان‌شناسی مطالبات، نظام آموزشی و بحث‌های ديگری از اين دست با بحث ما مرتبط می‌شود كه در بحث از عوامل توسعۀ روابط زن و مرد به آن توجه می شود. برخی معتقدند که رابطه زن و مرد در عصر جديد از ضروریات است يعنی وانمود می‌شود که ضرورت زندگی جديد، توسعۀ رابطه زن و مرد است، يعنی عصر جديد ما عصری است كه ارتباطات در آن حرف اول را می زند و در عصر ارتباطات شما نمی‌توانيد الگوهای محدود كنندۀ ارتباط را ارائه دهيد؛ چون محدودیت‌ها، شما را ناتوان می‌كنند. در عصر جدید مشاغل زنانه شیوع پیدا کرده‌اند و در این عصر کارفرما افرادی را استخدام می‌کند که در برقراری ارتباط موفق‌تر باشند و زنان  عناصر مطلوب در این عرصه‌اند. پرسشی که در این فضا مطرح می شود این است كه اگر ضرورت ارتباط را بپذيريم ارتباط نوع اول ضرورت دارد یا ارتباط نوع دوم، كه تعريف آن را ذکر کردیم، یعنی آیا ضرورت زندگی اجتماعی امروز ارتباط به جهت نفس ارتباط است كه در آن جنسيت نیز مدخليت دارد و عاطفه و روابط جنسی نیز تبادل می‌شود؟
بحث دیگر در عوامل ایجاد کننده ارتباط،‌ در جوامع جديد، این است که فضاهای ارتباطی توسعه پيدا كرده‌اند و اين توسعه فضاهای ارتباطی، در كنار توسعۀ فردگرايی، آثار خاصی بر جای می‌گذارد. فردگرايی به اين معناست كه شخص تحت‌تأثير فرهنگ رايج، به دنبال شادكامی فردی خویش است، يكی از نويسندگان که از وضعيت جامعۀ كانادا گزارش می‌دهد چنین تعبیری دارد. امروزه زوج‌های جوان به قانون‌گذار اجازه نمی‌دهند که قوانينی را وضع كند كه شادكامی فردی آن‌ها را محدود كند. حتی قوانين خانواده نبايد در خدمت محدود كردن فردگرايی باشد و شخص باید در پيگيری تمايلات فردی‌ حمايت شود، دیگر در این حالت شما نمی‌توانید با چنین اشخاصی که در این فرهنگ پرورش یافته‌اند بحث غلبه مصالح اجتماعی را مطرح کنید. او به منفعت شخصی خودش فکر می‌کند نه به مصالح اجتماعی. پرسش ما در این خصوص این است كه نسبت رسانه با فردگرايی چيست؟ يعنی آيا رسانه در  برنامه‌های خود فردگرايی و حقوق فردی را پررنگ می كند يا حيثيت‌های گروهی، ارزش‌های گروهی، مسئوليت‌های اجتماعی و مسائل خانوادگی را پر اهمیت نشان می‌دهد؟ این نکته مهم است که وقتی فردگرایی در تکنولوژی ضرب می‌شود توسعه می‌یابد. به عنوان مثال اگر در خانواده يک دستگاه تلويزيون وجود داشته باشد، ممکن است بر سر دیدن تلویزیون نزاع صورت گیرد. بسیاری از خانواده‌ها مشکل را با خرید دو دستگاه تلویزیون حل می‌کنند. این نشان می‌دهد که شما در پيگيری تمايلات فردی خودتان آزاد هستيد. این تأثيرات در آينده نسل جوان ما به چه ‌گونه است؟ بايد مطالعه جامعی بر روی تأثيرات تكنولوژی‌هايی كه در خدمت توسعه شادكامی فردی، هستند (مثل اينترنت و تلفن همراه) صورت گیرد. مثلاً بررسی شود که تأثير پيامک و تلويزيون به عنوان مظاهر تكنولوژی بر فردگرایی و شادكامی فردی و نهایتاً فرهنگ عمومی و روابط زن و مرد چگونه است.
محور دیگری که اخیراً مورد توجه قرار گرفته است، بحث الگوهای سبك زندگی است. اين بحث چند دهه است كه در جهان غرب و به دنبال آن در ايران نیز مطرح شده است.  «اريك فروم» مطرح می‌کند که در جوامعی كه به سمت مصرفی شدن حركت می كنند، الگوی روابط جنسی نیز تغيير می‌‌كند، علت آن این است که اگر نفس، عادت کند که در مقابل خواسته‌هايش مقاومت نكند همان‌گونه كه در حوزۀ اقتصاد، مديريت نفس تضعيف می شود، در حوزۀ تمايلات جنسی نیز ضعيف می‌شود. يعنی همان‌گونه كه در مقابل يك كالای اقتصادی، نفس تحمل خويشتن‌داری ندارد، مسئله جنسی هم يك كالاست و در مقابل اين كالا هم خويشتن‌داری تضعيف می شود. در جامعه‌ای كه رسانه تب مصرف را ایجاد می‌کند، در برنامه‌های مستقيم يا غيرمستقيم، مصرف‌گرايی را ترويج می‌دهد بايد منتظر پيامدهای آن در حوزۀ اخلاق جنسی نیز باشيم. البته ممکن است رسانه‌ها برای این مقوله توجيه عقلانی (به معنای مدرن آن) داشته باشند، يعنی اگر از رسانه بپرسيم چرا در رسانه اين میزان تبليغات که مردم را به سمت مصرف‌گرايی سوق می‌دهد صورت می‌گیرد؟ معمولاً به دو گونه پاسخ می‌دهند. يك پاسخ رسانه‌ای است که می‌گويد بخشی از بودجه‌های ما از طريق دولت تأمين می‌شود و بخشی از آن را نیز می‌بایست از تبليغات تأمين کنيم، بحث ديگری که كارشناسان اقتصادی مطرح می كنند این است که برای اينكه چرخ اقتصاد فعال‌تر شود، بايد مصرف، زياد شود ولی هيچ‌كدام به اين سؤال پاسخ نمی دهند که اين فرهنگ مصرف چه فاجعه‌ای برای خانواده‌هاست! در این صورت اعضای خانواده درگير درآمدزايی می‌شوند، اصطکاك قوا پيش می‌آید، خستگی اعضای خانواده رخ می‌دهد، زن و شوهر چند شغله می‌شوند، هويت جنسی دستخوش تحول می شود، تصوير زنانگی و مردانگی مخدوش می‌شود و مفهوم هويت جنسی با موضوع روابط زن و مرد ارتباط برقرار می‌کند. «کاستلز» نویسنده کتاب «عصر اطلاعات» در جلد 2 این کتاب عنوان می‌کند که: تحولاتی که در 40 سال اخير در رابطۀ زن و مرد، افزايش آمار طلاق، سست شدن خانواده‌ سنتی،  افزايش اشتغال زنان، رواج هم جنس‌گرايی و مسائل ديگری از اين دست رخ داده که بيش از هر چيز ناشی از تحولات هويت جنسی است يعنی هويت زنانه در حال متحول شدن است. تصوری كه زنان از زن بودن دارند متحول ‌شده و مرزهای هويتی در هم آمیخته است. دیگر نه زن، «زن» است و نه مرد، «مرد». اين بحث با بسیاری از مفاهيم، مثل نسبت ارزش‌ها در ارتباط است كه در جای خود بايد تبيین شود در همين رابطه ضعف خانواده در تربيت جنسی اعضای خود و ضعف در مهارت جنسی، مسئله‌ای است که رسانه در اين ضعف‌ها بدون تأثير نبوده است. روابط دختر و پسر در بسیاری از خانواده‌ها مخصوصاً در خانواده‌هایی که فرهنگ آپارتمانی وجود دارد عادی است. صدا و سيما نیز به این مسئله دامن می‌زند. افراد نامحرم به قدری با یکدیگر رابطه دارند که گمان می‌شود آنان زن و شوهرند. رسانه به جامعه آموزش می دهد كه مرزهايی كه خانواده را بيرون از خانواده جدا می‌كند بی‌ارزش است و اين برنامه‌ها در بحث ارتباطات مؤثر است.
بحث ديگر، تبيین گروه‌های مرجع است كه در مورد رسانه نقش اساسی ايفاء می‌كند. علی القاعده گروه‌های مرجع می‌بایست کسانی باشند كه فرهيختگی لازم برای هدايت نسل جوان را داشته باشند. گاهی به دست خودمان در مرجعيت تغییر ايجاد می‌کنيم. به طور مثال در آستانۀ انقلاب، زلزلۀ طبس رخ داد. در سال 59 در 5 استان کشور سيل اتفاق افتاد. در اين حوادث، روحانيت به عنوان گروه مرجع پيام می‌داد که افراد برای کمک مالی اقدام کنند. در سال 82 در زلزله بم، یکی از هنرپیشگان با سابقه اعلام کرد که ما در بين مردم حاضر می‌شویم و اقدام به جمع‌آوری نقدی و غیرنقدی می‌کنیم چون مردم روی ما را زمين نمی اندازند. بحث اين است که تغيير گروه‌های مرجع طی اين بيست و چند سال چگونه صورت گرفته است. پرسش اين است که آیا این گروه‌های مرجع، صلاحيت لازم برای مرجعیت را دارند؟ اگر ورزشكار، بازيگر و ...مرجع شدند همان اتفاقی رخ می‌دهد كه هم‌اکنون در حال وقوع است. يعنی به حساسيت‌های جنسی دامن زده می‌شود الگوی ارتباطات تغيير می‌کند و ...
بحث دیگر اين است که اصولاً ما چه میزان بايد تلويزيون را در جامعه گسترش دهيم و از آن انتظار داشته باشيم که در خدمت مصالح خانواده و جامعه قرار گيرد. در موضوع تلويزيون پيش‌فرض اين است که این رسانه، تلويزيون حکومت اسلامی است. اما باید مختصات اين تلويزيون تحليل و ارزیابی گردد تا روشن شود که تلویزیون چه اندازه ظرفيت دارد که در خدمت بسط معارف دينی و ابزاری برای حکومت اسلامی قرار گيرد؛ آيا توسعه دادن شبکه‌های تلويزيونی به مصلحت جامعه هست يا خیر؟ در حال حاضر چند شبکه تلويزيونی داخلی فعال هستند و تعدادی از آنان شبانه‌روزی اند و حتی برنامه‌های جذابشان را نیمه‌شب ارائه می‌دهند. ساعات خواب و بيداری افراد در حال تغيير است. اين موضوع بر روابط جنسی زن و شوهر و در تزلزل بنياد خانواده تأثیرگذار است از طرفی اگر ارضاء نياز در خانواده صورت نگیرد، به بيرون از خانواده منتقل می‌شود. بسیاری از اين مسائل نشان می‌دهد که پرسش‌هایی در زمینه تلویزیون بدون پاسخ مانده است. رسانه را راه‌اندازی کرده‌ایم و برایش سياست توسعه نیز داریم اما لوازمش را در نظر نگرفته‌ایم و به نظر می رسد درباره بحث روابط زن و مرد در رسانه، پرسش‌های متعددی وجود دارد و مقدمات بحث، مقدمات مهمی است که در اين حوزه آثارش را خواهد گذاشت.

پژوهشکده زن و خانواده با هدف تبیین دیدگاه نظام‌مند دین پیرامون مسائل زن و خانواده، تعمیق پژوهش‌ها و کارشناسی‌های دینی و پاسخ‌گویی به نیازهای تئوریک و دفاع از مرزهای اعتقادی در این حوزه توسط مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران در سال 1377 تاسیس گردید. ادامه ...
نشـانی‌مرکز‌قـم:بلوار الغدیر ، کوچه 10 ،پلاک5 پژوهشکده زن و خانواده
تلفـن: 58-32603357 (۰۲۵)
فکس: 32602879 (۰۲۵)
سامانه‌پیامکی: 1۰۰۰2532907610
نشـانی‌دفترتهــران: بلوارکشاورز،خیابان نادری،ک حجت‌دوست،پ ۵۶
تلفـــــــــــــــــــــــــــــــــن: ۴ ۴ ۹ ۳ ۸ ۹ ۸ ۸   (۱ ۲ ۰)
عضویت در خبرنامه
کلیه حقوق و امتیازات متعلق به پژوهشکده زن و خانواده می باشد.
Wrc.ir © 1380 - 1397