آثار‌مرکز‌تحقیقـــات‌زن‌وخانـــواده
                
دوماهنامه علمیٰ فرهنگی و اجتماعی حوراء
دفتر مطالعات و تحقیقات زنان
شماره: 33 / 1388
سردبیر: فاطمه قاسم پور -
مدیر هنری: جواد روح - طراح جلد:
ویراستار: محبوبه یزدان صفت - عکاس: مهدی موذن -
نشانی: تهران-بلوار کشاورز-خیابان نادری-کوچه حجت دوست-پلاک56-طبقه سوم
تلفن: 02188983028ایمیل: hora@awrc.ir
سرمقاله
نگاه ویژه/ زن، خانواده، اصلاح الگوی مصرف
دیدگاه/راه‌های برون‌رفت از مصرف‌گرایی جدید در جامعة ایرانی/ فریبا علاسوند
اندیشه/حقوق مالی زوجه(مهریه)/ مهدی سجادی‌امین
فرهنگ مصرف اسلامی، فرهنگ اعتدال و قوام است/ گفت‌وگو با حجت‌الاسلام سیدحسین میرمعزی
اصلاح الگوی مصرف لزوما به معنای کاهش مصرف نیست/ گفت‌وگو با دکتر محمد خوش‌چهره
یادداشت علمی/اسلام با اسراف و خساست مخالف است/ زهرا شکاری
خاستگاه فمینیسم در ایران/ گزارشی از گفت‌وگوی نشریه زمانه با حجت‌الاسلام زیبایی‌نژاد
گفتگو/پیامدهای مصرف گرایی در ایران/ابراهیم رزاقی
ترجمه/بحران خانواده در آمریکا/ مصطفی میخ‌بُر
یادداشت/ملاحظات کاربردی دربارة اصلاح الگوی مصرف
مصرف در جوامع جدید رفتاری اجتماعی است/ گزارش نشست تخصصی زن و خانواده و اصلاح الگوی مصرف
معرفی کتاب/ اشتغال زنان
گزارش کتاب/ خیانت زنان به همنوع خود
معرفی کتاب/فرزندان راهی دیگر
معرفی کتاب/ مأخذشناسی فمینیسم
اخبار

معرفی کتاب

نام کتاب: اشتغال زنان (مجموعه مقالات و گفتگوها)
به کوشش لیلا سادات زعفرانچی
ناشر: مرکز امور زنان و خانواده
نوبت چاپ: اول، پاییز 1388

شمارگان:3000 جلد
قیمت: 4950 تومان
تعداد صفحات: 400 صفحه
شیما علی‌آبادی


یکی از عرصه‌های تحول زندگی اجتماعی در عصر جدید، تغییرات و تحولات در زندگی زنان است. این تغییرات و تحولات، دامنه وسیعی از تغییر باورها و انگاره‌های اجتماعی درباره زنان تا تغییر نقش‌های فردی، خانوادگی و اجتماعی را در برمی‌گیرد.
اما اشتغال زنان، در میان این تحولات اهمیت و نقش ویژه‌ای دارد. یکی از وجوه اهمیت موضوع اشتغال زنان، تأثیرات عینی و مشهود آن در عرصه اجتماعی از یک سوی و عرصه‌های فردی از سوی دیگر است. این ویژگی مهم موجب شده است اشتغال زنان به مقوله‌ای تبدیل گردد که ابعاد اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی دارد. بدیهی است مواجهه اثرگذار و حکیمانه با چنین موضوعی مستلزم نگاهی جامع‌الاطراف و چند‌وجهی به آن است.
نظریه‌پردازان، پدیده اشتغال زنان را از ضرورت‌های جامعه مدرن دانسته‌اند. بدیهی است این سخن به معنای آن است که تحولات و تغییرات در برخی (یا اکثر) مفاهیم و ساختار‌های اجتماعی، الگوها و نقش اجتماعی زنان را دست‌خوش تغییر کرده است. به بیان دیگر، اشتغال زنان افزون بر اینکه پدیده‌ای چند‌وجهی است، از ساختار‌های روبنایی اجتماعی نیز به شمار می‌آید، در نتیجه، پژوهش، مدیریت و برنامه‌ریزی برای اشتغال زنان بدون توجه به سلسله علل و عوامل ‌اثر‌گذار بر آن امکان‌پذیر نیست.
در عین حال، اشتغال زنان، مانند هر پدیده اجتماعی دیگر، پیامد‌ها و تأثیرات اجتماعی‌ خاص خود را دارد. یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های مدیریت، توجه به تأثیرات پدیده‌های اجتماعی است.
مروری هرچند اجمالی بر پژوهش‌های صورت‌ گرفته در موضوع اشتغال زنان گویای این نکته است که در غالب این پژوهش‌ها به سه ویژگی فوق یا برخی از آنها توجه نشده است. در برخی پژوهش‌ها با تأکید بر نقش اشتغال زنان در توسعه اقتصادی و افزایش درآمدهای ناخالص ملی، عملاً بر وجه اقتصادی اشتغال زنان تمرکز، و از ساحت‌ها و وجوه دیگر آن غفلت شده است. گو اینکه بیشتر پژوهش‌های ناظر به مسئله اشتغال زنان توسط دپارتمان‌های اقتصاد صورت می‌گیرد.
كتاب «اشتغال زنان»، به کوشش لیلاسادات زعفرانچی، با هدف تأکید بر دغدغه‌های مزبور تهیه شده است. هدف اصلی در این مجموعه آن بوده است که متخصصان در حوزه‌های اقتصاد، جامعه‌شناسی، مطالعات دینی و... ابعاد گوناگون این پدیده اجتماعی را به بحث گذاشته و ادبیات موجود را در این موضوع تا آنجا که ممکن است پیش ببرند. این كتاب كه مجموعه‌ای از مقالات گوناگون در زمینه اشتغال زنان است، به سفارش مركز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری و توسط دفتر مطالعات و تحقیقات زنان تهیه شده است. آنچه در پیش رو دارید خلاصه‌ای از مقالات این مجموعه است.
در مقاله اول حجت‌الاسلام زیبایی‌نژاد؛ عوامل، پیامدها و رویكردهای اشتغال زنان را از نگاه مدیریت اجتماعی مورد مداقه قرار داده است. وی در بخش اول به بررسی علل و عوامل رویكرد زنان به اشتغال پرداخته و تأثیر برخی عوامل، كه نادیده یا كم‌اثر گرفته می‌شوند، را تحلیل نموده است و همچنین در نرخ تأثیر برخی عوامل كه بسیار مؤثر فرض می‌شوند، تشکیک و تردید ایجاد کند. تحول در ساختارهای فرهنگی- اجتماعی، تحول در ساختار اقتصادی، احساس مسئولیت اجتماعی، ترس از آینده، ویژگی‌های بازار كار و افزایش اوقات فراغت از جمله عواملی است كه در این بخش بررسی می‌شود.
نویسنده در بخش دوم مقاله پیامدهای اشتغال زنان را برای خود آنها، خانواده و جامعه برمی‌شمارد. تحولات هویتی، احساس رضایت‌مندی، افزایش سن ازدواج، فشار مضاعف، تحول در ساختار خانواده و الگوی تفكیك نقش‌ها، تاثیر بر فرزندخواهی، تأثیر بر روابط مادر و فرزند، تاثیر بر اقتصاد خانواده، تأثیر بر روابط خانوادگی، تحول در سیاست‌ها و قوانین، كاهش جمعیت، افزایش آسیب‌های اجتماعی، افزایش مزاحمت‌های جنسی در محل كار، توسعه مشاغل جایگزین خانواده، افزایش قدرت رقابت سرمایه‌داران در عرصه جهانی و تغییر الگوی مشاركت اجتماعی زنان، شانزده پیامدی است كه نویسنده در این بخش با استفاده از منابع گسترده و با رویكرد دینی مورد كنكاش قرار می‌دهد.
همچنین سرفصل‌هایی كه در بخش رویكرد دینی به اشتغال زنان مورد توجه قرار می‌گیرد عبارتند از: مذمت بیكاری و تن‌پروری، تفكیك جنسیتی فعالیت‌ها، تجویز فعالیت‌های اجتماعی زنان، كم كردن زمینه‌های اختلاط و تبرج، وجود كانون اقتدار در حوزه سرپرستی خانواده، مسئولیت اقتصادی مردان، حمایت از نقش‌ها، توجه به مسئولیت‌های اجتماعی زنان و تقویت حمایت‌های خویشاوندی.
در قسمت آخر، نویسنده سیاست‌هایی را پیشنهاد می‌كند كه مستقیم یا غیرمستقیم زنان را به ایفای نقش‌های اجتماعی و اقتصادی متناسب با ویژگی‌ها و مسئولیت‌های زنانه فراخواند واز یک سو كاهش فشارهای جسمی و روانی و از سوی دیگر افزایش حس همبستگی خانوادگی و اجتماعی را در پی داشته باشد.
وی معتقد است كه اشتغال زنان می‌تواند مصلحت‌های مهمی چون تأمین نیازهای ضروری خانواده و اجتماع را در پی‌داشته باشد، چنان‏كه می‌تواند مخاطراتی را در پی‌آورد كه نباید به سادگی از كنار آنها گذشت. از سوی دیگر، فرصت زمانی بیشتر، تحصیلات و امكانات ویژه‌ای كه برای نقش‌آفرینی زن امروز وجود دارد وی را به سمت ایفای نقش‌های اجتماعی، از جمله در شكل احراز فرصت‌های شغلی می‌كشاند. نظام مدیریت اجتماعی می‌تواند این ظرفیت را به ‌منظور افزایش حس هم‌گرایی عمومی، گسترش ارزش‌های اخلاقی و استحکام و پویایی خانه و اجتماع به ‌کار گیرد یا با به‌کارگیری مفاهیم، ارزش‌ها و شاخص‌های جهان مدرن در توسعه اشتغال زنان، به تقویت نظام سرمایه‌داری و به محاق بردن خانواده کمک کند. انتخاب سبک زندگی مدرن، که گاه با ویژگی‌های بومی از جمله نظام مقایسه (چشم‌هم‌چشمی) در هم می‌آمیزد، مخاطراتی را برای خانواده و جامعه در پی‌داشته است که سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی برای رهایی از آن، یک مسئولیت اجتماعی به‌شمار می‌آید.
در بررسی عوامل مؤثر بر افزایش اشتغال زنان می‌توان از تأثیر عواملی چون استفاده گسترده از رسانه‌ها، رشد روز‌افزون سطح تحصیلات و سواد، فشارهای اقتصادی، علاقه به داشتن نقش شغلی و تمایل به برقراری روابط اجتماعی نام برد. اگرچه استفاده از رسانه و تأثیر آن بر اشتغال زنان، تنها یكی از علت‌های افزایش روند اشتغال آنان است، باید توجه داشت که ‌در حال حاضر رسانه‌ها به‌عنوان مهم‌ترین عامل شتاب‌زا شناخته می‌شوند و تأثیر آنها بر رفتار‌های سیاسی و اجتماعی افراد انکارناپذیر است. با این مقدمه حوریه‌السادات برهانی در مقاله «بررسی نقش رسانه‌ها در روند اشتغال زنان» به بررسی پیوند میان رسانه‌ها و مسئله اشتغال زنان می‌پردازد.
نویسنده ابتدا برای اثبات این فرضیه كه «اساساً رسانه‌ها تأثیرگذارند» نظریات تأثیر رسانه‌ها – مرحله قدرت مطلق رسانه‌ها، مرحله آثار محدود رسانه‌ها و مرحله رسانه‌های قدرتمند- را بررسی می‌كند و پس از بیان مبانی نظری – نظریه برجسته‌سازی، نظریه كاشت، نظریه ناهماهنگی شناختی- به سنجش پرسش اصلی تحقیق می‌پردازد: آیا رسانه‌ها با برجسته‌سازی نقش شغلی زنان بر روند اشتغال آنان تأثیرگذارند؟
وی برای این سنجش خبرگزاری ایونا  را انتخاب می‌كند. علت انتخاب این خبرگزاری از میان سایر رسانه‌ها اختصاص یافتن آن به اخبار زنان و تازگی نسبی حضورش در این عرصه است. برهانی با روش تحلیل محتوای كمی اخبار این خبرگزاری به این نتیجه می‌رسد كه رسانه‌ها در روند مشاركت اقتصادی زنان و رشد روزافزون آن یكی از عوامل شتاب‌زا به شمار می‌آیند و نباید از تأثیرات آنها غافل ماند.
از آنجا که رسانه‌‌ها معتبرترین منبع دریافت اطلاعات افراد به‌شمار می‌آیند، با برجسته کردن زنانی که در بازار کار شاغل هستند، جهان واقع زنان را به‌گونه‌ای ترسیم می‌كنند که در آن اکثر زنان شاغل‌اند. با کاشت چنین تصوری، مسئله اشتغال، به یکی از دغدغه‌‌های اصلی زنان تبدیل می‌شود و در جامعه رسوخ می‌یابد. از سوی دیگر، زنانی که شاغل نیستند، احساس می‌كنند با جامعه ناهمرنگ‌اند و دچار فشار ناشی از ناهماهنگی شناختی خواهند شد و برای رفع آن اقدام خواهند کرد. از آنجا که کم‌فشار‌ترین تغییر، تغییر در پیش‌فرض‌های ذهنی مخاطب است و ضریب اقناع‌شوندگی زنان بسیار بالاست، آنان در پیِ داشتنِ نقش شغلی برمی‌آیند و این‌گونه رسانه‌‌ها نقش شتاب‌زایی ایفا خواهند کرد.
«بررسی وضعیت اشتغال زنان در نظام بین‌الملل» عنوان سومین مقاله این كتاب است كه به كوشش مریم فرهمند به رشته تحریر درآمده است. نویسنده در این مقاله ابتدا تاریخچه ورود زنان به بازار كار و رویكرد مكاتب فمینیستی به اشتغال زنان را بیان می‌كند و سپس با بررسی سازمان بین‌المللی كار، سازمان تجارت جهانی، بانك جهانی و ائتلاف اتحادیه كارگری زنان، به کاوش اشتغال زنان در دنیای امروز می‌پردازد و چالش‌ها و چشم‌اندازهای آن را تبیین می‌کند.
وی معتقد است روند شكل‌گیری سازمان‌های بین‌المللی زنان و به تبع آن تصویب اسنادی در این زمینه نشان می‌دهد كه جنجال‌های مكاتب فمینیستی تأثیرات شگرفی بر محتوا و ساختار این مقاوله‌نامه‌ها داشته‌اند؛ جنجال‌هایی برخاسته از دیدگاهی كه همواره زنان را زیر ستم نظام‌های مردسالارانه می‌داند و نمی‌تواند در بازشناسی هویت زنانه و تعاملات خانوادگی توفیق چندانی داشته باشد. در جای‌جای اسناد بین‌المللی، برای مثال كنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان كه سندی برخاسته از تعاملات جهانی در زمینه اقتصاد و مباحث اجتماعی زنان است، واژه‌هایی چون «برابری و یكسان‌سازی جنسیتی»، «تساوی حقوق زن و مرد»، «رفع تبعیض از زنان و مشاركت آنان در جامعه همانند مردان» به چشم می‌خورد، و به نظر می‌رسد هدف این اسناد ایجاد مشابهت میان جایگاه زنان و مردان در جامعه است. این امر بدون در‌نظر گرفتن حالات، گرایش‌های ذهنی و جسمی زنان تبیین‌شده و حتی این نگرش خود می‌تواند خاستگاه تبعیض باشد؛ زیرا پی‌درپی مرد را در جایگاه برتر و موجودی متكامل دیده، زنان را به همسان‌سازی با مردان تشویق می‌کند. حال آن‌که زن و مرد، هر یك مسئولیت‌ها، ظرفیت‌ها و جایگاه‌هایی متفاوت دارد؛ اگرچه این تفاوت‌ها نباید منشأ تبعیض یا ملاك برتری یا فرودستی یکی از دو جنس باشند.
آمنه بختیاری در مقاله چهارم «تأثیر اشتغال زنان بر خانواده با تأكید بر فرزندان» را بررسی می‌كند. وی با استفاده از نظریات روان‌شناسی رابطه مادر- كودك را بررسی كرده و سپس تأثیر یا عدم تأثیر اشتغال مادر در تكوین وابستگی اولیه كودك به وی و رشد و پرورش كودكان، كاهش هوش كودك، میزان پیشرفت تحصیلی و ناهنجاری‌های روانی- رفتاری فرزندان مادران شاغل را مورد مطالعه قرار داده است.
بررسی‌های نویسنده در مورد رابطه كودك- مادر و وابستگی اولیه كودك به وی بیان‌گر رشد اجتماعی و عاطفی و ایجاد وابستگی اولیه در كودك است كه در این‌‌باره نقش مادر بسیار پراهمیت جلوه می‌کند. در نتیجه حضور هرچه بیشتر مادر در كنار فرزندان، به‌ویژه در سال‌های آغازین، نیاز جسمی، عاطفی، روانی و شناختی فرزندان را برای رشد بهنجار شخصیت و عواطفشان فراهم می‌سازد و نبود مادر به سبب اشتغال، می‌تواند زمینه‌های اختلالات گسترده را در آنان فراهم سازد.
در مورد رابطه اشتغال مادر با هوش فرزندان می‌توان گفت كه ابراز عشق مادر به كودك موجب باهوش‌تر شدن او می‌شود. كودكانی كه از مهر مادر محروم بوده‌اند در مقایسه با كودكانی كه زندگی طبیعی داشته‌اند در نهایت دچار كم‌هوشی می‌شوند. البته حضور مادر و كیفیت رابطه آنها باید لذت‌بخش و بدون تنش و فشارروانی باشد.
در صورت نبود والدین در منزل و نظارت نداشتن آنها، کودکان وقت بیشتری را صرف تماشای تلویزیون می‌كنند كه احتمال بروز مشكلات ناظر بر تمركز و اختلالات یادگیری در آنها افزایش می‌یابد و این امر تأثیراتی را بر پیشرفت تحصیلی كودكان خواهد داشت.
مقاله پنجم با هدف افزایش مشاركت زنان و ارائه راه‌كاری مؤثر در استفاده از نیروی كار آنان، «اشتغال پاره‌وقت و مشاركتی» را مورد بررسی قرار می‌دهد. در این مقاله که با همکاری دکتر علیرضا امینی و زهره حجازی آزاد به رشته طبع درآمده، عنوان شده است که توسعه مشاغل پاره‌وقت و مشاركتی فواید پرشماری را در پی‌خواهد داشت. نخستین فایده توسعه این‌گونه مشاغل آن است كه فرصت‌های شغلی به شكل عادلانه‌ای بین جویندگان كار تقسیم می‌شود و به كاهش بیكاری زنان در كوتاه‌مدت كمك بسیار می‌كند. بررسی‌ها درباره بازار كار زنان در ایران نشان می‌دهند نرخ بیكاری زنان بسیار فراتر از نرخ بیكاری مردان است و به‌رغم پایین بودن نرخ مشاركت زنان، به‌دلیل تفكیك بیش از حد بازار كار بین زنان و مردان، نرخ بیكاری زنان به‌ویژه در مناطق شهری و به‌طور اخص در برخی استان‌های كشور بسیار بالاست. این وضعیت به‌ویژه در‌باره زنان جوان شهری شكل حادتری دارد و حتی در برخی استان‌ها نرخ بیكاری زنان جوان به آستانه بحران رسیده است. با توجه به اینكه بخش قابل توجهی از بیكاران زن، تحصیلات دانشگاهی دارند و خانواده‌ها و دولت برای آنان سرمایه‌گذاری زیادی کرده‌اند استفاده بهینه از آنها ضروری است. افزون بر آن، با توجه به افزایش میانگین سن ازدواج، بیكاری طولانی‌مدت برای جوانان می‌تواند پیامدهای منفی اجتماعی داشته باشد كه جبران آنها حتی با هزینه‌های بسیار در آینده، امكان‌پذیر نخواهد بود. از دیدگاه عدالت اقتصادی و اجتماعی نیز توزیع فرصت‌های شغلی عادلانه نیست؛ زیرا هیچ دلیلی وجود ندارد كه در وضعیت فعلی، زنان جوان حتی با داشتن تحصیلات بالاتر در قیاس با زنانی كه در سال‌های گذشته به‌طور تمام‌وقت شاغل شده‌اند، شانس استخدام نداشته باشند. برای رسیدن به عدالت اقتصادی و اجتماعی می‌توان سیاست گسترش مشاغل پاره‌وقت (به‌ویژه نیمه‌وقت) را برای زنان اجرا کرد تا تمام زنان فرصت‌های برابر شاغل شدن داشته باشند.  فایده دیگر این است كه زنان می‌توانند بین فعالیت‌های غیربازاری (مانند نگهداری از كودك و تحصیل) و كار در بازار، توازن و تعادل برقرار سازند و به تحكیم بنیان خانواده كمك كنند.
نویسنده در این مقاله ابتدا با بررسی مبانی و پیشینه پژوهش در موضوع به عوامل مؤثر در گسترش مشاغل پاره‌وقت و مشاركتی اشاره و وضعیت حقوقی و قوانین ایران را در این‌باره بررسی می‌كند و در پایان توصیه‌هایی را برای سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور، وزارت كار و سایر دستگا‌ه‌های اجرایی دارد تا از این طریق زمینه برای این نوع اشتغال بانوان فراهم شود.
زهره عطایی آشتیانی در مقاله ششم به «مسئله اشتغال زنان در توسعه نظام اسلامی» می‌پردازد. مطالعه حاضر بر آن است تا جایگاه اشتغال زنان را «به لحاظ موضوع» در برنامه توسعه بررسی کند، منظور از «به لحاظ موضوع» توجه به زمینه و علت پیدایش موضوع است كه مقدم بر شناخت «موضوعات» یا مصادیق عینی آن است. از‌‌ این‌ روی، ابتدا بسترهای تاریخی و اجتماعی حضور زنان در پیشبرد اقتصادی نهادهای اجتماعی و خانواده، و چگونگی شكل‌گیری این مفهوم بررسی شده است. سپس با طرح و طبقه‌بندی اصلی‌ترین الگو‌های توسعه اقتصادی معاصر- نظیر الگوی توسعه كلاسیك، الگوی توسعه سوسیالیستی، الگوی توسعه نئوكلاسیك- رابطه كاركردها و نتایج هر یك از این الگوها با زمینه‌های اشتغال زنان تبیین گردیده، و پس از آن، مبانی الگوهای توسعه اقتصاد سرمایه‌ای، به‌منزله الگوی حاكم در جهان امروز و تأثیر آن در مسئله اشتغال زنان تشریح می‌شود.
نویسنده معتقد است كه با بررسی مسئله اشتغال زنان به لحاظ موضوعی، ضعف‌ها و كمبودهای مبنایی آن استخراج شده، امكان مطالعه عوارض ناشی از مبانی حاكم و امكان «بهینه‌سازی جهت» فراهم خواهد آمد. سرانجام نیز مدل نظری درباره جایگاه اشتغال زنان در الگوی توسعه بر مبنای دین پیشنهاد می‌شود.
«بررسی وضعیت اشتغال زنان در ایران» موضوع مقاله هفتم این مجموعه است كه توسط لیلا سادات زعفرانچی به نگارش درآمده است. بخش چشم‌گیری از این مقاله به بررسی جنبش‌های فمینیستی و تأثیرات آنها بر اشتغال زنان و نیز تئوری‌های اقتصادی مربوط به بازار كار زنان - رویكردهای نئوكلاسیك، مدل تراكم و...- اختصاص یافته است. سپس نویسنده ساختار اشتغال زنان در ایران و تحولات آن را پس از انقلاب مورد مداقه قرار داده است و در بخش آخر برای ارتقای وضع زنان در حوزه فعالیت‌های اقتصادی كشور پیشنهاداتی را ارائه می‌دهد.
مهشید جلیل‌وند در مقاله هشتم به موضوع «زنان متأهل، كار و ارزش‌ها» می‌پردازد. این مقاله درصدد است تا ارزش‌های نظری، اقتصادی، زیبایی‌شناسی، اجتماعی، سیاسی و مذهبی زنان شاغل و غیرشاغل را مورد بررسی و مقایسه قرار دهد. یافته‌های نویسنده حاكی از آن است كه زنان شاغل و غیر‌شاغل به لحاظ ارزش‌های شخصی در رده‌بندی مشابهی قرار داشتند، جز اینکه جایگاه ارزش‌های زیبایی‌شناسی و اجتماعی بین دو گروه برعکس است. از طرفی درجه اهمیت نسبی شش ارزش شخصی به‌طور قابل توجهی برای دو گروه زنان تفاوت دارند. میانگین امتیازات برای ارزش‌های شخصی زنان شاغل و زنان غیر‌شاغل، همچنین میانگین امتیازات زیر‌گروه‌های دیگر نشان می‌دهد که ارزش‌های اقتصادی و سیاسی در مقایسه با ارزش‌های اجتماعی و مذهبی اهمیت نسبی بیشتری برای زنان شاغل دارند. در برابر، ارزش‌های اجتماعی و مذهبی برای زنان غیر‌شاغل نسبتاً مهم‌ترند.
باید توجه داشت كه این مطالعه بر روی همسران كارمندان مرد در یك مؤسسه شخصی انجام شده است. لذا نویسنده معتقد است كه با انجام مطالعه‌ای تکمیلی با گروه بزرگ‌تری از زنان در حوزه جغرافیایی وسیع‌تری که در آن شرکت‌کنندگان این‌قدر همگن نباشند. به احتمال زیاد، حتی عدم شباهت‌های برجسته‌تر بین ارزش‌های شخصی زنان شاغل و غیرشاغل مشاهده خواهد شد.
مقاله پایانی به اشتغال زنان در آرا و ادبیات فقهی اختصاص دارد. مریم احمدیه در این مقاله با نگاهی درون‌دینی ابتدا جواز اشتغال بانوان را از نظر منابع شرعی مورد بررسی قرار داده است و سپس با رجوع به منابع دینی  مشاغل زنان را در قالب‌های مشاغل مستحب، مکروه و حرام پژوهیده است. البته نویسنده مشاغل دنیای جدید را موضوع‌شناسی نکرده و حکمی برای آنها بیان نمی‌کند.
لازم به ذكر است كه در انتهای این مجموعه مقالات، گفت‌وگو با دكتر ابراهیم رزاقی و دكتر ثریا مكنون در زمینه اشتغال زنان آورده شده است.

پژوهشکده زن و خانواده با هدف تبیین دیدگاه نظام‌مند دین پیرامون مسائل زن و خانواده، تعمیق پژوهش‌ها و کارشناسی‌های دینی و پاسخ‌گویی به نیازهای تئوریک و دفاع از مرزهای اعتقادی در این حوزه توسط مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران در سال 1377 تاسیس گردید. ادامه ...
نشـانی‌مرکز‌قـم:بلوار الغدیر ، کوچه 10 ،پلاک5 پژوهشکده زن و خانواده
تلفـن: 58-32603357 (۰۲۵)
فکس: 32602879 (۰۲۵)
سامانه‌پیامکی: 1۰۰۰2532907610
نشـانی‌دفترتهــران: بلوارکشاورز،خیابان نادری،ک حجت‌دوست،پ ۵۶
تلفـــــــــــــــــــــــــــــــــن: ۴ ۴ ۹ ۳ ۸ ۹ ۸ ۸   (۱ ۲ ۰)
عضویت در خبرنامه
کلیه حقوق و امتیازات متعلق به پژوهشکده زن و خانواده می باشد.
Wrc.ir © 1380 - 1397