آثار‌مرکز‌تحقیقـــات‌زن‌وخانـــواده
                
دوماهنامه علمیٰ فرهنگی و اجتماعی حوراء
دفتر مطالعات و تحقیقات زنان
شماره: 33 / 1388
سردبیر: فاطمه قاسم پور -
مدیر هنری: جواد روح - طراح جلد:
ویراستار: محبوبه یزدان صفت - عکاس: مهدی موذن -
نشانی: تهران-بلوار کشاورز-خیابان نادری-کوچه حجت دوست-پلاک56-طبقه سوم
تلفن: 02188983028ایمیل: hora@awrc.ir
سرمقاله
نگاه ویژه/ زن، خانواده، اصلاح الگوی مصرف
دیدگاه/راه‌های برون‌رفت از مصرف‌گرایی جدید در جامعة ایرانی/ فریبا علاسوند
اندیشه/حقوق مالی زوجه(مهریه)/ مهدی سجادی‌امین
فرهنگ مصرف اسلامی، فرهنگ اعتدال و قوام است/ گفت‌وگو با حجت‌الاسلام سیدحسین میرمعزی
اصلاح الگوی مصرف لزوما به معنای کاهش مصرف نیست/ گفت‌وگو با دکتر محمد خوش‌چهره
یادداشت علمی/اسلام با اسراف و خساست مخالف است/ زهرا شکاری
خاستگاه فمینیسم در ایران/ گزارشی از گفت‌وگوی نشریه زمانه با حجت‌الاسلام زیبایی‌نژاد
گفتگو/پیامدهای مصرف گرایی در ایران/ابراهیم رزاقی
ترجمه/بحران خانواده در آمریکا/ مصطفی میخ‌بُر
یادداشت/ملاحظات کاربردی دربارة اصلاح الگوی مصرف
مصرف در جوامع جدید رفتاری اجتماعی است/ گزارش نشست تخصصی زن و خانواده و اصلاح الگوی مصرف
معرفی کتاب/ اشتغال زنان
گزارش کتاب/ خیانت زنان به همنوع خود
معرفی کتاب/فرزندان راهی دیگر
معرفی کتاب/ مأخذشناسی فمینیسم
اخبار

معرفی کتاب

نام کتاب: فرزندان‏راهی‏دیگر
نویسنده: کارول‏ال. آنوی
ترجمه: موناابراهیم‏نظری
ناشر: نشردف
نوبت چاپ: اول1388

شمارگان: 2000نسخه
قیمت: 7200تومان
تعداد صفحات: 210صفحه
هدی تاجیک

کتاب فرزندان راهی دیگر، نوشته «کارول آنوی» محقق و پژوهشگرعلوم تربیتی و اخلاق مسیحی است که در سال 1995در ایالات متحده آمریکا به چاپ رسیده است و به علت استقبال بی‌‌نظیر طیف‌های متفاوت فکری، فرهنگی موجود در کشورهای اروپایی، بلافاصله به زبان‌های دیگر نیز ترجمه شد.
طرح اصلی کتاب، سرگذشت اجمالی دختران و زنان امریکایی تباری است که پس از پیداکردن چالش و تضاد با ارزش‌های حاکم بر جامعه غربی به ‌دنبال ارضای تمایلات حقیقت‌طلبانه خود، دین اسلام را برای احیای حیات باطنی و رسیدن به چشم‌انداز متعالی برگزیده‌اند. آنچه باعث ایجاد انگیزه از سوی نویسنده‌ای مسیحی برای انجام پژوهش و در نهایت نوشتن کتاب در وصف حال دختران نوآیین مسلمان شده است آشنایی دختر او جودی آنوی با جوان ایرانی به نام رضا و در نهایت ازدواج و مسلمان شدن اوست. به‌زعم خود نویسنده کتاب، انتخاب دختر او را برای پذیرش مذهبی نو که تفاوت‌های ذاتی و بنیادی با ارزش‌های نهادینه شده جامعه غربی دارد، بسیار سخت و غریب می‌نمود؛ اما نگارنده پس از کنار زدن حجاب‌هایی که ذهن او را نسبت به دین مبین اسلام مشوش کرده بودند سعی در ایجاد تعاملی نزدیک و حس و تجربه حقیقت دین اسلام نمود. هر چند که نگارنده خود مسلمان نشد اما به این حقیقت دست یافت که اسلام دینی شریف و طریقی مقدس و متعالی برای دستیابی به قرب الهی است. بنابراین سعی در آن کرد با نگارش این کتاب تصویری را که جامعه اومانیستی غرب به ناروا نسبت به مسلمانان ارائه داده بود تغییر داده و چشم‌اندازی نو از حقیقت ایمان اسلامی عرضه کند. «بخشی از کشف ما این بود که تصویر رسانه‌ها از اسلام در کل منفی است و اغلب رویدادهای مثبت را نمی‌بینند. در نتیجه تصویری که به نمایش گذاشته می‌شود، زنان قوی و فوق‌العاده‌ای که من در طول تحقیقم ملاقات کردم مورد سکوت و تحریم ناعادلانه‌ای قرار می‌گیرند. زنانی که تصمیم گرفته‌اند در برابر آزادی غرایز و سرخوشی ناشی از تماس لحظه‌ای مقاومت کنند.»
آنچه بیش ازهمه برارزش‌مندی کتاب مذکورمی‌افزاید، این نکته است که این عزم برای تغییر سلوک و آیین زندگی در سرزمینی رخ داده است که فرهنگ انسان خدایی در تمام زوایای حیات انسانی و اجتماعی‌اش ساری و جاری گردیده و ساحت معنوی و قدسی خود را به کل تابع ساحت دنیوی و نفسانی خویش قرار داده است. جامعه‌ای که بنیاد آن بر اساس نفسانیت بنا شده و نگارنده به خوبی در لابه‌لای سطور خود این مسئله را به تصویر می‌کشد که سخن از اعتقاد به دینی که اساس آن بر عبودیت و پذیرش به اصطلاح محدودیت برای ذات حق‌تعالی باشد تا چه اندازه در چنین جامعه‌‌ای غریب و بی‌وجه می‌نمایاند.
نگارنده در آغاز بحث به روشنی به این نکته اذعان می‌نماید افرادی که دست از آیین مسیحیت کشیده و اسلام را به عنوان مسلک و مرام خویش برگزیده‌اند کسانی هستند که نمی‌توانستند حس حقیقت‌گرای خویش را در میان صفحات انجیل و تعامل با نظام کلیسایی ارضا کنند و تعارض‌های درون آن را هضم نمایند. البته طبیعی است که مسیحیت تحریف‌شده که بعد از عصر مدرن به کل خود را با سازوکارهای اومانیستی جوامع غربی سازگارکرده بود هرگز نمی‌تواند ارضاکننده‌ ندای درونی جستجوگران تشنه تعالی باشد. نگارنده با طرح این موضوع با عنوان بحث تربیت مسیحی در خانواده آمریکایی به خوبی این چالش‌ها و تعارض‌ها را به تصویر می‌کشد. «در دبیرستان یک گروه از جوانان کلیسایی تشکیل دادم و چهار نفر از دوستانم را تشویق کردم که به من ملحق شوند. در این جلسات در مورد مسائل معنوی و سؤالاتی که در ذهن داشتیم بحث می‌کردیم. سرنوشت مردمی که قبل از مسیح زندگی می‌کرده‌اند چه خواهد بود؟ چرا برخی از افراد درست‌کار فقط به این خاطر که به مسیح اعتقاد نداشته‌اند باید به جهنم بروند؟ به بیان دیگر چرا برخی از افراد بسیار پلید (مثل پدر فحاش و بدزبان یکی از دوستانم) به بهشت می‌روند فقط به خاطر این که مسیحی هستند؟ چرا کلام خداوندی با واقعیات و حقایق علمی مقابله می‌کند؟چگونه مسیح می‌تواند خدا هم باشد؟ ما در مورد این مسائل بحث می‌کردیم؛ اما هرگز جواب‌های مناسبی نمی‌یافتیم. کلیسا جواب قانع کننده‌ای نمی‌داد. آنها فقط می‌گفتند باید در برابر این پرسش‌ها ایمانمان را حفظ کنیم.»
پس از پرسش و پاسخ و تعاملی که نگارنده با حدود سیصد و ‌پنجاه نفر از نوآییان مسلمان در آمریکا داشته است، آشنایی با یک مسلمان، برخورد با اسلام در یک کشور مسلمان، آشنایی با اسلام در محیط دانشگاه وآشنایی با قرآن را نقطه عطف‌های تصمیم زنان آمریکایی برای (انتخاب راهی دیگر) معرفی می‌کند.
پس از توصیف واکنش‌های متفاوت خانواده و اطرافیان نسبت به اقدام دختران و زنان آمریکایی در پذیرش دین اسلام، نویسنده تلاش می‌کند در فصل بعد با عنوان اجرای اصول اسلامی و زندگی با آنها، آنچه را که در جریان تعامل با دخترش جودی و سایر زنان و دختران نوآیین به عنوان اصول بنیادی دین اسلام آموخته بود به طور مختصر شرح دهد. بنابراین با آوردن توضیحاتی راجع به اصول پنج‌گانه اسلامی و همچنین ذکر توصیفات پاسخ‌دهندگان راجع به ظواهر شریعت اسلامی از جمله روزه و حجاب، مبانی اساسی انسان مسلمان را به تصویر می‌کشد. البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که از آنجا که خانم جودی آنوی شخصاً به امر دین‌پژوهی اسلامی نپرداخته است اکثر توصیفاتی که از شریعت اسلامی ارائه می‌نماید مواردی است که از تعامل و برخورد با دین‌داران اسلامی به دست آمده، لذا تصویر ارائه شده، تصویر ناقصی است که بیشتر به ذکر پاره‌ای از اصول شریعت
پرداخته بی‌آنکه به کنه و حقیقت عبودیت اسلامی و باطن دین وحیانی توجهی داشته باشد.
از آنجا که دغدغه اصلی جودی آنوی تلاش برای تصحیح نگرش افراد جامعه غربی نسبت به نوآیینان مسلمان بوده است در بحث‌های بعدی خود با هدایت جریان پرسش و پاسخ سعی در نشان‌دادن چگونگی بهبود روابط و رسیدن به وضع مطلوبی شده است که دیگران بتوانند مسلمانان را به‌عنوان افرادی که مسیر متفاوتی را در سلوک انسانی خویش برگزیده‌اند، بپذیرند. به طور مثال در فصل احترام به دیگر روش‌ها نگارنده با بیان دغدغه‌های مسلمانان در باب غذای حلال، حجب و حیا در پوشش و روابط اجتماعی، نماز و نیایش و بحث‌های مذهبی و سیاسی، خاطراتی را از آنان در مواجهه با اطرافیان ذکر می‌کند که نشان دهد چطور می‌توان در عین حفظ روابط صمیمانه، به اعتقادات و مناسک متفاوت در جامعه غربی احترام گذاشت و آن را پذیرفت.
در پایان با آوردن فصلی تحت عنوان «تازه‌مسلمانان دوست دارند چه چیزهایی را بدانند» تلاش شده است تا با آوردن دغدغه‌ها، انگیزه‌ها و مشکلاتی که زن نومسلمان در یک جامعه غربی به‌ عنوان اقلیت‌ فکری داراست، آنان بتوانند موقعیت مناسب‌تر و جایگاهی انسانی‌تر در جامعه‌ای را بیابند که بر خلاف شعارهای روشن‌فکرانه خود آنان را در تحریم ناعادلانه‌ای قرار داده است. نگارنده در پایان احساس خویش را تعامل با مسلمانان این چنین شرح می‌دهد.
«در این سفر ما انسان‌های فوق‌العاده‌ای را کشف کردیم که سعی می‌کنند با حذف فرهنگ کلیشه‌ای باب طبع روز و تلاش برای تربیت فرزندانی که به خداوند و حقوق دیگران احترام می‌گذارند، زندگی کامل و سرشار از برکت معنوی داشته باشند.»

پژوهشکده زن و خانواده با هدف تبیین دیدگاه نظام‌مند دین پیرامون مسائل زن و خانواده، تعمیق پژوهش‌ها و کارشناسی‌های دینی و پاسخ‌گویی به نیازهای تئوریک و دفاع از مرزهای اعتقادی در این حوزه توسط مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران در سال 1377 تاسیس گردید. ادامه ...
نشـانی‌مرکز‌قـم:بلوار الغدیر ، کوچه 10 ،پلاک5 پژوهشکده زن و خانواده
تلفـن: 58-32603357 (۰۲۵)
فکس: 32602879 (۰۲۵)
سامانه‌پیامکی: 1۰۰۰2532907610
نشـانی‌دفترتهــران: بلوارکشاورز،خیابان نادری،ک حجت‌دوست،پ ۵۶
تلفـــــــــــــــــــــــــــــــــن: ۴ ۴ ۹ ۳ ۸ ۹ ۸ ۸   (۱ ۲ ۰)
عضویت در خبرنامه
کلیه حقوق و امتیازات متعلق به پژوهشکده زن و خانواده می باشد.
Wrc.ir © 1380 - 1397